
نويسنده: محمد رضا هاديلو
گذري بر تک تک استانهاي ايران نشان مي دهد که آنقدر مشکل و معضل و نياز دارند که هر رهگذري مي تواند شاهد آنها باشد. نيازهايي که سالهاست در انتظار مديري کارآمد مانده اند تا تدبيري براي آنها بينديشد. در اين ميان مازندران به خاطر موقعيت جغرافيايي و توريست پذير بودنش جزو استانهاييست که انتظار داشت تا حداقل جزو اولويت هاي دولت در برنامه ريزي هايش باشد. غافل از اينکه اصلا برنامه اي وجود نداشت که اولويتي برايش تعريف شده باشد.
چهار سال انتظار براي هيچ
چهار سال پيش چنين استنباط مي شد که با تغییر دولت و با توجه به شعارهای اقتصادی آن، مشکلات مازندران تا حدودی کاهش یابد آما امروز مشخص شده دولت مستقر هم نتوانست مشکل مردم استان را حل کند و حالا بايد به دولت بعد و وعده هاي بعد و برنامه هاي آتي چشم دوخت.
فراموش نکنيم استانداران قبلی مازندران نيز همین مشکلاتی که استاندار فعلی آن را مطرح میکند با آن مواجه بودند. عدم بهرهبرداری مناسب از دریا، مشکلات زباله، واردات برنج، نداشتن زیرساختهای گردشگری، بلاتکلیفی در صادرات مرکبات، مشکلات واحدهای صنعتی و عدم برنامهریزی برای ساماندهی آبهای سطحی و در نهایت مشکلات جادهای! اينها مطالباتي است که مردم مازندران بارها و بارها درباره آن گفته اند و حرف هاي مسئولان را شنيده اند و ظاهرا هم قرار نیست رفع يا ساماندهی شود.
در حوزه گردشگری در ایام تعطیلات فشار زیادی به مردم وارد میشود، زمانی که تعطیلات فرا میرسد مردم مازندران به جای آب و جارو کردن شهر به فکر این هستند که ظرفهای خانهشان را پرآب کنند، چون با کمبود آب مواجه میشوند، تلاش میکنند که راههای دررو برای عدم مواجه با ترافیک استفاده کنند، از طرفی ناهنجاریهای اجتماعی که وارد استان میشود بماند، کرور کرور زباله وارد مي شود که برای ساماندهی آن هم طرح و برنامهای وجود ندارد و سهم مردم از حضور گردشگر و مسافر ترافیک، زباله و ناهنجاریهای اجتماعی است.
مازندران يعني درد و رنج
وقتي از مازندران صحبت به ميان مي آيد بيشتر درد است و گرفتاري. از نفوذ سیلآسای شیرابهها و پسماندهای بیمارستانی و عفونی به زمين هاي حاصلخيزش گرفته تا حذف تدریجی گونههای زیستی و جانوری و خشک شدن تالابها و جان دادن درياي نيلگونش. در حال حاضر وضعيت محيط زيست مازندران آنقدر اسفبار شده که تمام ايرانيان مي پرسند واقعا دولت براي حفظ اين بهشت کوچک چه برنامه هايي داشته؟
به گفته کارشناسان، آلودگی که به محیطزیست تحمیل میشود و عواقب و پیامدهایی که از طریق مصرف بیشازحد مواد ومنابع با آن ها روبرو میشویم نتیجه حرص و آز و یا عدم آگاهی افراد است. متاسفانه امروز شاهد افزایش بیماریهایی همچون سرطان در مازندران هستیم که یکی از دلایل اصلی آن مصرف کودهای شیمیایی است.
يک بام و دو هواي محيط زيست
حالا وقتي قدم به مازندران و بخصوص جنگل و دشت هايش مي گذاري ديگر احتیاج به تیز کردن گوشهایت نیست همینکه در منطقه باشی صدای شلیکهای دور و نزدیک شنیده میشود، صدایی که در همه فصلها یکی از آواهایی است که صدای پرندگان مهاجر در لابهلای آن گم میشود. هرساله تعداد زیادی شکارچی در استان بهصورت مجاز و غیرمجاز به شکار پرندگان مشغول میشوند. شکاری که حالا نه تنها تعداد پرندگان بومي را به شدت کاهش داده بلکه پرندگان مهاجر را هم در تورها و دام ها ماندگار کرده است.
هرچند محیطزیست ادعا مي کند که در تلاش است تا اين شکارها آسيبي به محیطزیست و تنوع زیستی مازندران وارد نکند و اکوسیستم به خطر نیفتد اما صدور پروانه شکار برای شکارچیان يک بام و دو هواي اين سازمان را نمايان مي سازد.
خبر بد اينکه در نیمقرن اخیر شاهد کاهش جنگلهای مازندران از 3.5 میلیون هکتار به 2 میلیون هکتار بودهایم. البته تالاب هاي استان هم از وضعيت خوبي برخوردار نيستند. تالاب بینالمللی فریدونکنار با بیش از ۵ هزار هکتار وسعت یکی از تالابهای مهم ایران محسوب میشود که ۵ سال قبل در فهرست تالابهای بینالمللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده و موردپذیرش مجامع جهانی واقع شد. فریدونکنار هرساله پذیرای هزاران پرنده مهاجر از نوع چنگر، انواع مرغابی، حواصیل، کشیم و قو و ديگر پرندگان است. علاوه بر درنا، چنگر، خوتکا، اردک سرسفید، اردک بلوطی، قو، غاز، باکلان، کشیم ها، حواصیلها، اگرت ها، پرستوهای دریایی، سلیمها و کاکاییها' با طی هزاران کیلومتر از نواحی سردسیر شمالی به تالابهای استان مهاجرت کرده و نیمی از سال را در این مکان میگذارنند اما این تالاب در معرض خشکی قرار دارد.
از طرف ديگر تالاب میانکاله هم روزگار سختي را سپري مي کند. البته مسئولان منطقه معتقدند این مکان باید با کمک جوامع بومی و محلی ساماندهی شود و مسئله گردشگری در اولویت قرار گيرد. همچنين در میانکاله یک مرکز تحققی وعلمی برای گوشتخواران و پایش الکترونیک و توسعه و تجهیز شبکه اطفای حریق احداث شود. اما همه اينها در حد حرف است و با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي شود.
اقدامات لاکپشتي براي احياي محيط زيست
بر اساس خبرهاي موجود احداث کارخانه زباله سوز در ساری و نوشهر آغاز شده و با خريد تجهیزات حدود 35 درصد نيز پیشرفت فیزیکی داشته است. در بحث کمپوست نیز در چند شهر استان اقداماتی صورت گرفته و سرمايه گذار کارخانه تولید برق از بیوگاز در چالوس مشخص شده است.
با تمام اين اوصاف هنوز هم شکار بیرویه و تخریب زیستگاهها، عبور راهآهن از دل جنگل و مرگ حیاتوحش براثر تصادف و برخورد با قطار، گسترش مصرف سم و کود، آلودگیهای نوری و تغییر زادوولد از جمله دغدغههای محیطزیست مازندران به شمار میرود. مشکلات و معضلاتي که مي طلبد جزو اولويت هاي برنامه هاي رييس جمهور آينده براي اين استان باشد. چرا که اگر هم قرار باشد از توليد و اشتغالزايي صحبتي شود حتما مازندران با وجود محيط زيست و جنگل و دريايش مي تواند به اين مهم دست يابد.