امریکا همزمان تهدید جنگی و تحرک مذاکراتی دارد. ایران نه از جنگ میترسد، هرچند با الگوی لاتها و نه فریب مذاکرات را میخورد، هرچند با الگوی فریبنده وانتیهای میوهفروش! در جنگ احتمالی چهارم، حتی اگر ترور شویم یا آسیب ببینیم، غافلگیر نشدهایم بلکه این خاصیت جنگ و جهاد است و در مذاکرات احتمالی، ایران دیگر هیچ امتیاز نقدی را به وعدههای نسیه امریکا نخواهد داد. بهنظر میرسد رویکرد ایران در این جنگ چنین است که آن را بهگونهای به پایان ببرد که جنگ دیگری در دهههای آینده در کمین ایران نباشد جوان آنلاین: امریکا در چند روز گذشته همزمان با تهدیدات جنگی به تکاپوی دیپلماتیک مذاکراتی خود ادامه داده است. در رفتارهای جنگیاش الگویی شبیه لاتهایی که قصد دعوا ندارند، به خود گرفته است! یعنی انبوه پروازهای لجستیکی، مانور سوخترسانها و تحرکات گسترده نظامی، دورکردن ناوها از تیررس موشکهای ایران و اعلام ناتو برای همراهی با امریکا در بازگشایی تنگههرمز! لاتها نیز وقتی قصد دعوا ندارند بیشتر دوستان را با خود میبرند و هیاهوی زیادتری هم دارند! و گفتهاند «سگی که واقواق میکند، گاز نمیگیرد»! برخی میگویند ولی این الگو همان الگوی دو حمله قبلی است! پاسخ این است که آیا امریکا اینچنین الگوی تکراری و پیشبینیپذیری را در اختیار ما میگذارد؟! ایران برای حمله امریکا و جنگ چهارم آماده است و هیچ الگویی او را غافلگیر نمیکند.
تکاپوی مذاکراتی امریکا ولی چیزی شبیه رفتار میوهفروشهای وانتی است! ابتدا نمایش مذاکرات سازنده، آنگاه ورود باراک راوید شبهخبرنگار آکسیوس و اعلام نارضایتی نتانیاهو از ترامپ بهخاطر احتمال توافق، سپس انتشار برخی پیشنویسهای قلابی و دهنپرکن و دستآخر نشاندادن نگرانی شدید اسرائیل از توافقی که منافع او را درنظر نگرفته باشند. وانتیهای میوهفروش هم که آدمهای شریفی هستند، در روش همینگونه عمل میکنند. از دور وقتی نگاه میکنی زردآلوها با رنگ درخشان چشمک میزنند و تابلوی پیشنهاد هم نوشته ۲۰۰ تومان! وقتی با عجله از ماشین بیرون میپری و میروی پای میز ترازو و خرید و شروع میکنی به مذاکره با وانتی، تازه میفهمی که نرخ این نیست! خوب که نگاه میکنی میبینی خیلی ریز کنار رقم ۲۰۰ تومان نوشته نیمکیلو! برای آنکه پیش زنوبچه ضایع نشوی یک ظرف میخری و، چون در خانه از محتوا رونمایی میکنی معلوم میشود که زیر ظرف، زردآلوی نارس و ریز و پادرختی است!
این دو الگو یعنی نه میتوان جنگ را غیرقطعی دانست و نه لزوماً قطعی؛ و نه میتوان به مذاکرات امید بست و نه میتوان از آن ناامید شد. در هفته اول جنگ، بهنظر میرسید امریکا جنگ را تمام میکند و بدون مذاکره یا دادن امتیاز به ایران صحنه را ترک و اعلام پیروزی خواهد کرد، چون دستاوردهای تاکتیکی مناسبی داشت که بتواند دهان افکارعمومی را پر کند؛ و دلیلی نداشت که با ایران فعلاً بر سر چیزی بحث به میان آورد. ولی مسئله بستن تنگه این امکان را که بهیکباره اعلام پیروزی و ترک صحنه کند، از او گرفت. این وضعیتی است جنونآور که باید اطمینان داشته باشیم در اتاقهای فکر امریکا راه خروجی برای آن ندارند.
ایران نشان داده است که میخواهد اینبار جنگ را زمانی و بهگونهای به پایان ببرد که سایه جنگ را برای دهههای آینده از سر خود بردارد. این به عقل و آیندهنگری و مصلحت نزدیکتر است تا چیزی که نوعی فروش رفاه چند روزه به امنیت و آسایش درازمدت باشد. کسی مثل دکتر قالیباف که مسئولیت این کار به او واگذار شده است، در گذشته و عملکرد خود نشان داده است که شخصیتی عملگراست که راهبردی دقیق دارد. این راهبرد هم متعین شده است و هم منعطف است و این دو امر متناقض بهخوبی درون این راهبرد تعریف شده است، بهگونهای که پیچیدگی آن برای دشمن و سهولت آن برای ما خواهد بود.
امریکا میتواند دوباره جنگ را آغاز کند و ضرباتی هم به ایران بزند، ولی نمیتواند مانند یک فاتح اعلام پیروزی کند. نمیتواند با یک جنگ وضعیت تنگه را به قبل بازگرداند. نمیتواند با جنگ اقتصاد راکد جهان و نرخ نفت را به قبل بازگرداند، بلکه اوضاع را وخیمتر خواهد کرد. نمیتواند در ایران نیرو پیاده کند و یک هفته با بولدوزر محلی را که تازه فرض کرده است اورانیومها آنجاست زیر و رو کند و ایرانیها نیز همانجا به تماشا نشسته باشند! این را پنتاگون اعتراف کرده است. نمیتواند شهرهای موشکی را از بین ببرد، چنانکه در چهلروز با عظیمترین حمله هوایی تاریخ امریکا به یک کشور نتوانست از بین ببرد. این را هم پنتاگون گفته که ایران ۷۰ درصد توان موشکیاش را دارد. امریکا نمیتواند چیزی را که در جنگ به دست نیاورده است، در مذاکره از ایران بگیرد. برخی درمقابل میگویند ایران هم نمیتواند در مذاکره چیزی را که با جنگ از امریکا به دست نیاورد، به دست آورد و اکنون محاصره است و باید به فکر چاره باشد. پاسخ آن است که ایران دفاع کرد و شکست نخورد و حالا نه از جنگ دوباره و نه از مذاکره، از هیچیک نمیترسد. عواقب هر دو را برای آینده خود مثبت میبیند. اینگونه است که کمتر تحلیلگر منصفی در داخل و خارج از ایران و بهویژه خارجیها هستند که نگوید «ایران از دل این جنگ پیروز بیرون میآید و آینده درخشانی در انتظار دارد».
| سردبیر