جوان آنلاین:ناکامی سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری خود را در بنبست راهبردی امریکا نشان داده است؛ بنبستی که واشینگتن تلاش کرده با تشدید فشارها و افزودن مؤلفههایی، چون محاصره دریایی، آن را جبران کند، اما شواهد میدانی و واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه، حکایت از محدودیتها و هزینههای سنگین این رویکرد دارد. در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اقتصاد ایران به دلیل برخورداری از ظرفیتهای داخلی، تجربه طولانی مقابله با تحریمها، موقعیت ممتاز جغرافیایی و شبکه گسترده ارتباطات منطقهای، برخلاف پیشبینیهای امریکا، نهتنها دچار فروپاشی نشده بلکه مسیرهای تازهای برای عبور از فشارها پیدا کرده است. علیرضا سالاری، معاون پیشین وزیر امور خارجه در امور امریکا در گفتوگو با «جوان» با تشریح ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی این مسئله، از دلایل دوامناپذیری محاصره دریایی امریکا، ظرفیتهای ایران برای خنثیسازی فشارها و نشانههای آشکار فرسایش راهبرد تحریمی واشینگتن سخن گفته است.
به باور شما، از منظر اقتصاد داخلی، چرا محاصره دریایی امریکا دوامناپذیر است و نمیتواند تأثیر منفی مورد انتظار کاخ سفید را بر ایران بگذارد؟
محاصره اقتصادی امریکا علیه ایران، به دلایل ساختاری، ذاتاً ناشدنی است؛ زیرا ماهیت اقتصاد ایران محاصرهپذیر نیست. جمهوری اسلامی ایران کشوری است که نزدیک به نیم قرن تحریمها، فشارهای خارجی و مشکلات اقتصادی گوناگون را پشت سر گذاشته و به همین دلیل، آمادگی بسیار بالایی برای مقابله با اینگونه دشمنیها دارد؛ آمادگیای که عبور از چنین فشارهایی را برای ایران آسانتر از بسیاری دیگر از کشورها کرده است.
در علم اقتصاد، شاخصی با عنوان «درجه باز بودن اقتصاد» وجود دارد که میزان وابستگی یک کشور به تجارت خارجی را نشان میدهد. این شاخص از تقسیم مجموع صادرات و واردات بر تولید ناخالص داخلی (GDP) به دست میآید. هرچه مقدار این شاخص بالاتر باشد، آن کشور در برابر محاصره اقتصادی آسیبپذیرتر خواهد بود.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی، به دلیل سیاست خودکفایی که همواره مورد تأکید بوده، بخش عمده محصولات مورد نیاز کشور در داخل تولید شدهاند، بهویژه در حوزه مواد غذایی، محصولات کشاورزی، کالاهای استراتژیک و مواد صنعتی. در نتیجه، درجه باز بودن اقتصاد ایران تنها حدود ۱۵ درصد است. به بیان دیگر، اگر مجموع صادرات و واردات کشور بر تولید ناخالص داخلی تقسیم شود، عددی در حدود ۱۵ درصد به دست میآید. این آمار مربوط به حدود هفت تا ۱۰ سال پیش است و همچنان وضعیت اقتصاد ایران در همین محدوده قرار دارد.
در مقابل، کشورهای منطقه مانند امارات، قطر، عربستان و حتی ترکیه، درجه باز بودن اقتصادی بسیار بالایی دارند که در برخی موارد به بیش از ۱۲۰ تا ۲۰۰ درصد نیز میرسد. این کشورها بخش عمده نیازهای خود را از خارج وارد میکنند و فاقد خودکفایی ذاتی هستند، اما جمهوری اسلامی ایران، به برکت سیاستهای هوشمندانه، اکنون تنها ۱۵درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به واردات و صادرات اختصاص داده است. بنابراین نمیتوان چنین کشوری را با محاصره اقتصادی به زانو درآورد یا تحت فشار تعیینکننده قرار داد.
کشورهای اروپایی و امریکا نیز درجه باز بودن اقتصادی در حدود ۸۰، ۹۰، ۱۰۰ و حتی بالاتر از ۱۰۰ درصد دارند، در حالی که ایران، بحمدالله، اقتصادی کموابسته به خارج ایجاد کرده است. برای نمونه، تقریباً صد درصد سلاحهای مورد نیاز کشور در داخل تولید میشوند و حتی مواد اولیه و ثانویه آنها نیز در داخل تأمین میشود. از اینرو نمیتوان با چنین کشوری با زبان محاصره اقتصادی سخن گفت و انتظار تسلیم یا شکست داشت. مسئله مهم دیگر، بحث خودکفایی در سایه تحریمهاست. همواره امامین انقلاب و مسئولان دلسوز تأکید کردهاند که اگر ملت ایران همت کند، تحریمها و محاصرههای اقتصادی، نهتنها نتیجه مطلوب دشمن را به همراه نخواهند داشت، بلکه میتوانند به عاملی برای رشد و پیشرفت کشور تبدیل شوند. یکی از نتایج مثبت تحریمها این بوده که ایران را به سمت خودکفایی سوق دادهاند. تحریمها موجب شدند در بسیاری از فنون، مهارتها، صنایع و حتی حوزه کشاورزی، تحول اساسی ایجاد شود. البته تحریمها بر معیشت مردم نیز اثر گذاشتهاند و اگر این محدودیتها وجود نداشت، بسیاری از کالاهایی که اکنون وارد میشوند، شاید بین ۱۵تا۲۰ درصد ارزانتر به دست مردم میرسیدند و فشار اقتصادی کمتری وجود داشت. اما باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از این فشارها، جنبه روانی دارد، بهویژه از سوی افرادی که وابستگی فکری یا اقتصادی به غرب دارند و تلاش میکنند آثار تحریمها را بزرگتر از واقعیت جلوه دهند. همچنین برخی عوامل مخرب اقتصادی نیز به این فضاسازیها دامن میزنند.
ایران در شرایط کنونی چه ظرفیتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای عبور از این محاصره اقتصادی در اختیار دارد؟
جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود کشورهایی است که با ۱۵ کشور مرز آبی یا خاکی دارد. تنها روسیه - و پیش از آن اتحاد جماهیر شوروی - و همچنین چین، که یک ابرقدرت اقتصادی محسوب میشود، از چنین ظرفیتی برخوردارند. بنابراین کشوری با این موقعیت جغرافیایی، ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی، بهسادگی قابل محرومسازی از واردات و صادرات مورد نیاز خود نیست.
در هفتههای اخیر نمونه روشنی از این توانمندی مشاهده شد. امارات که پیشتر به واسطه تحریمهای ایران از صادرات و واردات مجدد به کشور ما سود میبرد، خود به دلیل محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز دچار مشکل شد. در آن شرایط، ایران توانست بهراحتی از طریق پاکستان، ترکیه، روسیه، چین، عراق و افغانستان و با استفاده از خطوط ریلی و مسیرهای جایگزین، بخش مهمی از مشکلات ایجادشده را جبران کند. بهطور مشخص، در زمینه تبادلات بندری با پاکستان، اقداماتی برای توسعه همکاریهای دریایی و تسهیل واردات و صادرات از طریق بندر چابهار و بندر گوادر پاکستان انجام شده است. این اقدامات هرچند در گذشته نیز مورد توجه مسئولان بود، اما به دلیل نیاز کمتر، با جدیت کمتری دنبال میشد. اکنون به نظر میرسد مسئولان با جدیت بیشتری این مسیر را دنبال میکنند. همچنین ارتباطات با روسیه از طریق دریای خزر ـ که یک مرز مشترک دریایی بدون مانع محسوب میشود ـ گسترش قابلتوجهی یافته است. اتحادیه اوراسیا که روسیه بزرگترین عضو آن است و چند کشور دیگر نیز در آن عضویت دارند، انعطاف بالایی در تعامل با ایران نشان داده است. از اینرو، ظرفیتهای فراوانی برای گسترش روابط اقتصادی، صادرات و واردات فراهم شده و اینها امکاناتی هستند که توان عبور ایران از فشارهای خارجی دشمنان را افزایش میدهند.
به همین دلایل، ایران به یک دیپلماسی اقتصادی قدرتمند نیاز دارد. کشور امروز ناگزیر است با وجود همه مشکلات، در این مسیر حرکت کند و راهها نیز به تدریج گشوده خواهند شد. شرط اصلی این موفقیت، وجود اراده است، ارادهای که ملت ایران همواره نشان دادهاند از آن برخوردارند و میتوانند مسیرها را باز کنند. نکته مهم اینجاست که این مسیرها میتوانند دائمی باشند، زیرا همسایگان ایران همواره در کنار کشور حضور دارند، نه از منطقه حذف میشوند و نه از کنار ایران میروند. با این حال، تداوم این وضعیت بستگی به آن دارد که جهان تا چه اندازه بتواند تبعات رفتارهای رژیم صهیونیستی، امریکا و برخی دولتهای عربی وابسته را تحمل کند؛ کشورهایی که این بحرانها را آغاز کردهاند و همچنان فشار بر ملت ایران را به منافع ملی خود و حتی منافع جهانی ترجیح میدهند.
چه نشانههایی در رفتار امریکا دیده میشود که نشان میدهد محاصره دیگر شدنی نیست و به پایان خود نزدیک میشود؟
همین وضعیت پیچیده در تنگه هرمز، شرایط نه جنگ و نه صلحی که اکنون شکل گرفته و آرایش نظامی گستردهای که دشمنان در اطراف ایران ایجاد کردهاند، خود نشانهای روشن از این واقعیت است. آنان ناچارند روزانه دستکم یک تا ۲ میلیارد دلار هزینه کنند، در حالی که ایران برای مقاومت در برابر این فشارها، چنین هزینههای سنگینی را متحمل نمیشود. دشمن در ۵۰ سال گذشته، پس از انقلاب اسلامی و حتی پیش از آن، هر اقدامی را که توانسته علیه ملت ایران و دیگر ملتها انجام داده است، از کره و ویتنام گرفته تا کشورهای اسلامی. هدف آنان این بوده که جهان اسلام را از ظرفیتها و توان ذاتی خود تهی کنند. اگر همین هزینههای هنگفتی که صرف تخریب و فشار علیه ملتها میشود، در مسیر توسعه، سازندگی و همکاریهای مثبت قرار میگرفت، امروز آنان میتوانستند اعتماد ملتهای جهان را به دست آورند و صلحی پایدار، مؤثر و سودمند برای خود و جهان ایجاد کنند؛ همان مسیری که اکنون چین در پیش گرفته است. چین سالهاست با کشورهای مختلف جهان روابط برد ـ برد ایجاد کرده، بهگونهای که هم خود منتفع شده و هم به توسعه و رونق اقتصادی سایر کشورها کمک کرده است.
اگر امریکا و کشورهای اروپایی نیز چنین رویکردی را در پیش میگرفتند، امروز به این وضعیت بحرانی و فرساینده دچار نمیشدند؛ وضعیتی که هم خودشان و هم دیگران را گرفتار کرده است. با این حال، هزینه و زیان آنان بسیار بیشتر از ملت ایران خواهد بود؛ بنابراین، آنان قطعاً زودتر سرخم خواهند کرد و مقاومت خود را پیش از ملت ایران از دست خواهند داد، چراکه ملت ایران ثابت کرده است در اینگونه موارد بسیار سرسختتر و مقاومتر است.
بهعنوان آخرین گفتار، باید فراتر از آمادگی و مقابله نظامی، آرایش جنگی در اقتصاد گرفته شود. کشور هنوز در حال جنگ است، سفر توریستی به خارج و تأمین ارز آن و یا فعالیتهای سوداگری در زمین و مسکن و خودرو، چگونه میتواند صورت گیرد. اجرای قانون مربوطه باید تسریع شود و در کلیه قوای کشور، امر رونق اقتصاد به نفع آحاد مردم باید اولویت اصلی باشد.