حضور مذاکرهکنندگان ایرانی در قطر فقط محدود به گرفتن پول نیست. هرچند نام قطر و خبرها از آزادسازی پولهای ایران در صدر اخبار این سفر است. گویا قطر متعهد شده طلب ۶ میلیارد دلاری ما از کره که به قطر منتقل شده بود و معادل همان یا بیشتر را فعلاً از جیب خودش بپردازد تا ایران با آغاز مذاکرات موافقت کند جوان آنلاین: حضور مذاکرهکنندگان ایرانی در قطر فقط محدود به گرفتن پول نیست. هرچند نام قطر و خبرها از آزادسازی پولهای ایران در صدر اخبار این سفر است. گویا قطر متعهد شده طلب ۶ میلیارد دلاری ما از کره که به قطر منتقل شده بود و معادل همان یا بیشتر را فعلاً از جیب خودش بپردازد تا ایران با آغاز مذاکرات موافقت کند. نام قطر درباره پرداخت پول به ایران یکبار نیز در وسط جنگ مطرح شد، وقتی نخستوزیر قطر گفت «خبرها در اینباره که ما پول دادهایم تا ایران ما را نزند، درست نیست و برای تحقیر قطر است»! با آنکه چنین اخباری جایی پراکنده نشده بود و اگر خود نخستوزیر قطر نمیگفت کسی آن را باور نمیکرد که پس حتماً چیزی هست!
با اینحال، باید چنانکه برخی خبرگزاریهای غربی گفتهاند رژهی مذاکرهکنندگان ایرانی در قطر را فراتر از گرفتن پول و نوعی شکست طرح چهارروزه امریکا و همپیمانان منطقهای او دانست که برای تجزیه ایران و بالاکشیدن نفت و منابع دیگر و کلنگیکردن ایران دست به حماقت قرن خود زدند. در این سفر حتماً درباره مسائل دیگر پیرامون متنی که قرار است بر سر آن توافق شود، بحث خواهد شد.
عاصم منیر، میانجی پاکستانی که در چین است گفته توافقی بین امریکا و ایران در مورد تنشهای جاری نزدیک به حصول است؛ و خود ترامپ نیز با نام بردن از ایران به «جمهوری اسلامی ایران» گفته که مذاکرات خوب پیش میرود.
همچنان بر این ایده میتوان پایفشرد که ایران روزهای اول جنگ پیروز آن شد، چه این جنگ ادامه پیدا کند، چه با توافق به پایان برسد و چه ترامپ دنیا را قانع کند که پیروز شده است. دنیا دیگر بسیار عاقل و باهوش شده است و با چشم غیرمسلح نیز واقعیت را میبیند، چه رسد با عینک مسلح به قدرت ایران! دونالد ترامپ سالهاست باراک اوباما را به خاطر «دادن پول به ایران» به سخره گرفته و توافق هستهای دولت او را «بدترین معامله تاریخ امریکا» میخواند، اما حالا در میانه مذاکراتی که بعد از ۴۰ روز جنگ و نزدیک به ۵۰ روز آتشبس برای پایان جنگ جریان دارد، خود او به این نقطه رسیده که بدون باز شدن گره داراییهای بلوکهشده ایران، توافقی در کار نخواهد بود. تفاوت فقط در شکل ماجراست؛ این بار کاخ سفید ظاهراً نمیخواهد با آزادسازی مستقیم پولهای ایران، نوک پیکان حمله مخالفان و منتقدانی باشد که توافق احتمالی ترامپ را «برگرفته از کتاب قواعد بازی وندی شرمن، رابرت مالی و بن رودز» میخوانند و ظاهراً به همین دلیل، به قطر چراغ سبز داده، برای توافقی که رئیسجمهور امریکا برای آن لهله میزند از کیسه خلیفه آل ثانی ببخشد، چیزی که سفر غیرمنتظره عصر دیروز عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف به دوحه را رقم زد.
بعد از عبدالناصر همتی، عصر دیروز عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف هم به قطر رفتند. رویترز و خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع آگاه نوشتند که گفتوگوهای دوحه عمدتاً بر دو محور «تنگه هرمز» و «ذخایر اورانیوم غنیشده ایران» متمرکز است؛ همان دو گرهی که حالا قلب مذاکرات تهران و واشینگتن را تشکیل میدهد.
در عین حال برخی منابع داخلی نوشتند: «در سفر قطر هیچگفتوگویی درباره مواد غنی شده ایران انجام نشده و ایران در این مرحله هیچ تعهدی را در اینباره نخواهد پذیرفت.»
در حالی که پیشتر اعلام شده بود رئیس کل بانک مرکزی برای پیگیری آزادسازی اموال بلوکهشده ایران راهی قطر شده، عصر دیروز هم خبر سفر عراقچی و قالیباف به دوحه در صدر خبرها قرار گرفت؛ اتفاقی که نشان میدهد برخلاف روایتهای تبلیغاتی ترامپ، داراییهای بلوکهشده ایران و تحریم هنوز در متن مذاکرات قرار دارد، نه در حاشیه. دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا بارها تأکید کرده که توافق اوباما با ایران یک توافق وحشتناک و یکطرفه بود. او همین دیروز در پاسخ به این سؤال که آیا توافقی مشابه توافق برجامِ باراک اوباما با تهران امضا خواهد کرد، گفته است: «آیا واقعاً فکر میکنید که من بعد از همه آن حرفهایی که زدهام، درباره اینکه ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت، رئیسجمهور بشوم و بعد فقط پول نقد به آنها بدهم؟» ولی حالا دیگر، اکثر منابع خبری تأیید میکنند که آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران، بخشی از توافق احتمالی برای پایان جنگ خواهد بود. درباره اینکه میزان این دارایی چقدر است، روایتها متفاوت است. تسنیم از قول یک منبع ایرانی نوشته که امریکا با آزادسازی ۶ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در قطر موافقت کرده، ولی واشینگتنپست روز ۲۴ مه به نقل از یک منبع ایرانی نوشت که امریکا در همین مرحله اول، ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران را آزاد خواهد کرد، در حالی که به گفته یک مقام ارشد امریکایی دیگر، این گام، بخشی از یک فرآیند گامبهگام برای بازگرداندن اوضاع به حالت عادی است. البته روز ۲۲ مه (۱ خرداد) همزمان با جدید شدن بحثها درباره توافق، وقتی یک تیم مذاکرهکننده قطری با هماهنگی کامل امریکا وارد تهران شد، میشد حدس زد که بحث اصلی، به آزادسازی اموال ایران برمیگردد، در حالی که سفر دیروز مقامات ایرانی به دوحه، این فرض را تقریباً محرز کرده است. همزمان، نقشآفرینی چینیها هم در حال پررنگتر شدن است. اگر اسلامآباد صرفاً پیامرسان و میانجی تهران- واشینگتن است، چرا عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان راهی چین میشود؟ در تهران، برخی این سفر را تلاشی برای نزدیک کردن نگاه پکن به چارچوب توافق احتمالی درباره تنگه هرمز میدانند، بهویژه آنکه چین بزرگترین ذینفع امنیت انرژی در خلیج فارس است و بدون رضایت آن، تثبیت هر سازوکار تازهای در هرمز دشوار خواهد بود.
تحت چنین شرایطی به نظر میرسد، مذاکرات دیگر فقط گفتوگو درباره آتشبس نیست. ایران میخواهد از دل این توافق، هم محاصره دریایی شکسته شود، هم بخشی از منابع مالیاش آزاد شود و هم مدیریت جدیدی بر تردد در تنگه هرمز شکل بگیرد؛ مدلی که تهران و مسقط درباره آن در حال رایزنیاند. امریکا، اما تلاش میکند توافق را به شکلی پیش ببرد که هزینه سیاسی داخلی آن برای ترامپ حداقلی باشد. به همین دلیل است که مقامهای امریکایی مدام تکرار میکنند «هیچ پولی قبل از اجرای تعهدات آزاد نمیشود» و در همان حال، واسطههایی مثل قطر را وارد میدان میکنند. ظاهراً، ترامپی که اوباما را به خاطر آزادسازی پولهای ایران تحقیر میکرد، حالا خود در مسیری قرار گرفته که بدون گشایش مالی برای تهران، چشماندازی برای توافق نمیبیند. احتمالاً به همین دلیل است که مایک پمپئو گفته که «معاملهای که مطرح میشود، مستقیماً به نظر میرسد برگرفته از کتاب قواعد بازی وندی شرمن، رابرت مالی و بن رودز باشد؛ این به هیچ وجه «اول امریکا» نیست.»