جوان آنلاین: ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه، یکم خرداد، مأموران پلیس شهر ری تماسی تلفنی دریافت کردند که آنها را به یکی از ساختمانهای مسکونی این شهر کشاند. پسر جوانی با صدایی لرزان و گریان، خبر از مرگ غمانگیز مادرش داد. او با کلماتی بریدهبریده گفت: «من و برادرم خواب بودیم. الان که به اتاق مادرمان رفتیم، با صحنه هولناکی روبهرو شدیم. مادرم بیجان با صورتی کبود کنار تختش افتاده است. یک کابل برق هم کنارش است. احتمال میدهیم او را برق گرفته است.»
ورود تیم جنایی به ساختمان مسکونی
با اعلام خبر مرگ مشکوک، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت و مأموران شهر ری بلافاصله به محل حادثه اعزام شدند.
تیم جنایی در اتاق خواب با جسد زن ۴۱ سالهای به نام مهین روبهرو شدند. بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که او بر اثر برقگرفتگی عمدی به قتل رسیدهاست.
صحنه دلخراش؛ کابل برق، قلاب آهنی و پریز
مأموران در کنار جسد، یک کابل برق پیدا کردند که یک سر آن در نزدیکی پریز برق افتاده بود و سر دیگر آن که به یک قلاب آهنی متصل شدهبود، نزدیک جسد رها شدهبود. بررسیهای فنی نشان میداد عامل قتل، یک سر سیم را به پریز برق وصل کرده و قسمت قلاب آهنی را روی بدن مقتول قرار داده و او را به قتل رساندهاست.
پزشکی قانونی در معاینات اولیه در محل حادثه اعلام کرد حدود پنج ساعت از مرگ زن جوان میگذرد و به احتمال زیاد او در خواب به قتل رسیده است. دو پسر ۱۶ و ۲۰ ساله مقتول در اتاق دیگر خواب بودهاند و متوجه حادثه نشدهاند.
روایت پسر مقتول؛ صبحی که مادر بیدار نشد
یکی از فرزندان مقتول در حالی که اشک میریخت، به مأموران گفت: «پدر و مادرم مدتی است با هم اختلاف دارند. به همین خاطر پدرم چند روزی است خانه نمیآید. شب قبل، مادرم در اتاقش خواب بود و من و برادرم هم به اتاق دیگری رفتیم و خوابیدیم. چند ساعت قبل از خواب بیدار شدیم و تصور کردیم مادرمان هنوز خواب است. نزدیک ظهر شد و وقتی دیدیم مادرمان از خواب بیدار نمیشود، نگران شدیم و به اتاقش رفتیم. وسایل خانه به هم ریخته و مادرم کنار تختش بیجان افتادهبود. داد و فریاد ما بلند شد و همسایه متوجه حادثه شد. بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم.»
قفل سالم، ردپای آشنا
مأموران پلیس در بررسیهای فنی دریافتند قفل در ورودی ساختمان و آپارتمان سالم است و هیچ اثری از تخریب روی آن دیده نمیشود. این موضوع حکایت از آن داشت که قاتل، فردی آشنا بوده که کلید ساختمان و آپارتمان را داشتهاست. از سوی دیگر، تحقیقات از فرزندان مقتول، بستگان و همسایهها نشان میداد مهین از مدتها قبل با شوهر ۴۸سالهاش به نام بهمن اختلاف شدید داشتهاست. همسایهها بارها شاهد درگیری و مشاجرات آنها بودهاند و حتی این زن و شوهر در دادگاه درخواست طلاق دادهبودند.
شواهد و دلایل، همگی نشان میداد قاتل، شوهر مقتول است که پس از قتل متواری شدهاست. به دستور بازپرس جنایی، بهمن تحت تعقیب قرار گرفت.
مأموران موفق شدند مظنون را داخل خودرویش، در یکی از خیابانهای اطراف محل زندگیاش شناسایی و وی را بازداشت کنند.
اعتراف قاتل
متهم پس از انتقال به اداره پلیس، با اظهار پشیمانی به قتل همسرش اعتراف کرد. او در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «سالها قبل با مهین ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتیم. من کارم برقکاری بود و درآمدم خوب بود. وقتی بچههایمان به دنیا آمدند، زندگی ما شیرینتر هم شد.»
تغییر رفتار پس از انتقال سند خانه
بهمن ادامه داد: «مدتی قبل کارم را عوض کردم و یک خودروی خاور خریدم و با آن بار جابهجا میکردم. مشکل خاصی نداشتیم تا اینکه یک خانه خریدیم و از شر مستأجری خلاص شدیم، اما فکر نمیکردم همین خانه باعث شود زندگیام خراب شود و دست به قتل همسرم بزنم. همسرم اصرار داشت خانه را به نام او بزنم. من هم به او اعتماد کردم و خانه را به نامش زدم. از روزی که سند خانه به نام او ثبت شد، رفتارش با من تغییر کرد. اختلافات، درگیریها و مشاجرات ما شروع و زندگیمان تلخ شد.»
قاتل افزود: «یک هفته قبل، پدرم فوت کرد. ما برای مراسم خاکسپاری و ختم به شهرستان رفتیم. همسرم از من زودتر به خانه برگشت و من ناراحت شدم، اما چیزی نگفتم. وقتی به خانه برگشتم با هم مشاجره کردیم و او مرا از خانه بیرون کرد.»
انتقام در سکوت صبح
بهمن درباره روز حادثه گفت: «وقتی از خانه بیرونم کرد، به خانه یکی از بستگان نزدیکم رفتم. شب قبل، یکی از پسرانم با من تماس گرفت و گفت از زمانی که من رفتهام، مادرشان برای آنها شام و ناهار درست نمیکند. فهمیدم او به فرزندانش رسیدگی نمیکند. عصبانی شدم و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم. با اینکه درخواست طلاق در دادگاه دادهبودیم و قرار بود از هم جدا شویم، اما از کارهایش خسته شدهبودم و تصمیمی را که نباید میگرفتم، گرفتم.»
وی ادامه داد: «صبح حدود ساعت ۷:۳۰، با کلیدی که داشتم وارد خانه شدم و به آرامی به اتاق خواب رفتم. همسرم خواب بود. نقشهام را عملی کردم. یک سر کابل برقی را که با خودم برده بودم، به پریز برق زدم و سر دیگر را لخت کردم و یک قلاب آهنی به آن وصل کردم و روی گردن او گذاشتم. شدت برق، او را از روی تخت پرت و در دم فوت کرد. پسرانم خواب بودند. من مخفیانه از خانه بیرون آمدم و فرار کردم. الان پشیمانم. کاش هرگز مرتکب این قتل نشده بودم.»
متهم پس از اعتراف به دستور بازپرس جنایی، برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت. تحقیقات برای فاششدن زوایای پنهان این حادثه و بررسی ابعاد دیگر پرونده ادامه دارد.