کد خبر: 1359771
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
استراتژی اقتصادی دوگانه چین در برابر امریکا استراتژی پکن، حرکت آرام، اما پیوسته در دو مسیر موازی است: در کوتاه‌مدت با استفاده از دیپلماسی ارزی با قواعد بازی غرب مدارا می‌کند، اما در بلندمدت در حال چیدن آجر‌های یک معماری مالی نوین است
جعفر صارمی* 

جوان آنلاین: در شطرنج قدرت جهانی، هر حرکت چین معنایی دوگانه دارد. یوآن یک مهره تاکتیکی برای مانور‌های دیپلماتیک است. اما طلا، استراتژی بلندمدت پکن محسوب می‌شود. هدف نهایی چین کیش و مات کردن سلطه دلار است. رفتار چین به ظاهر متناقض است. از یک سو، پیش از مذاکره با امریکا، ارزش پولش را برای کاهش تنش بالا می‌برد. از سوی دیگر، با سرعتی سرسام‌آور دلارهایش را به شمش طلا تبدیل می‌کند. این دو حرکت، دو روی یک سکه هستند. این یک استراتژی دو مسیره است. دیپلماسی ارزی برای چین زمان می‌خرد و صادرات را زنده نگه می‌دارد. همزمان، پکن در سکوت پایه‌های یک سیستم مالی موازی و مستقل از غرب را بنا می‌کند.

نظام «شناور مدیریت‌شده» و معماری ارزی چین

برای درک چگونگی اجرای سیاست «نظام شناور مدیریت شده» ابتدا باید به مکانیسم ارزی چین نگاه کرد. چین برخلاف اقتصاد‌های غربی که ارزهایشان آزادانه و صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا در بازار نوسان می‌کنند، از سیستم «شناور مدیریت‌شده» بهره می‌برد. در این سیستم، بانک مرکزی چین هر روز صبح نرخ مرجعی برای یوآن در برابر دلار تعیین کرده و اجازه نوسان بسیار محدودی را به بازار می‌دهد.

مدیریت این سیستم با تئوری اقتصادی «سه‌گانه ناممکن» گره خورده است؛ نظریه‌ای که می‌گوید هیچ کشوری نمی‌تواند همزمان دارای «نرخ ارز ثابت»، «سیاست پولی مستقل» و «جریان آزاد سرمایه» باشد. چین انتخاب کرده است که کنترل نرخ ارز و استقلال پولی خود را حفظ کند، بنابراین ناچار است محدودیت‌های شدیدی بر جریان خروج سرمایه اعمال کند. این کنترل شدید سرمایه به دولت اجازه می‌دهد تا بدون ترس از فروپاشی بازار یا خروج ناگهانی ثروت از کشور، ارزش پول ملی خود را در راستای اهداف اقتصاد کلان دستکاری کند.

دیپلماسی ارزی در سایه مذاکرات تجاری

در شرایط عادی، استراتژی کلان چین پایین نگه‌داشتن ارزش یوآن است. کاهش ارزش پول ملی باعث می‌شود تا کالا‌های چینی در بازار‌های جهانی ارزان‌تر شده و تقاضا برای صادرات این کشور به شدت افزایش یابد. اما زمانی که پای مذاکرات حساس دیپلماتیک با مقامات امریکایی به میان می‌آید، این رویه دگرگون می‌شود و پکن از نظام ارزی خود به عنوان یک «سپر دیپلماتیک» استفاده می‌کند.

امریکا همواره چین را به دامپینگ ارزی و ارزان نگه‌داشتن مصنوعی پول متهم کرده است تا تراز تجاری را به نفع خود تغییر دهد. بنابراین، وقتی چین پیش از دیدار‌های دیپلماتیک مهم، بالاترین نرخ مرجع یوآن را تعیین کرده و ارزش پول خود را تقویت می‌کند، در واقع بهانه اصلی لابی‌های تندرو در واشینگتن برای اعمال تعرفه‌های تنبیهی جدید را خنثی می‌سازد. این تقویت مقطعی یوآن، نمایشی از حسن نیت و نشانه‌ای از انعطاف‌پذیری است که به پکن کمک می‌کند ضمن خرید زمان برای رسیدن به توافقات تجاری جامع‌تر، از بروز جنگ‌های تجاری مخرب جلوگیری کند و انتظارات تورمی داخل کشورش را نیز در کنترل نگه دارد.

چرا افت ارزش پول در چین مفید، اما در اقتصاد‌های وابسته مخرب است؟

یکی از پرسش‌های کلیدی این است که چرا تضعیف عمدی پول ملی برای چین به یک مزیت رقابتی تبدیل می‌شود، اما همین اتفاق در کشور‌هایی مانند ایران به تورم و رکود می‌انجامد؟ پاسخ در تفاوت ساختار تولید و وابستگی به واردات نهفته است.

در اقتصاد‌هایی با وابستگی شدید به واردات کالا‌های واسطه‌ای، مواد اولیه و ماشین‌آلات، افزایش نرخ ارز (مثل دلار) بلافاصله هزینه تولید را بالا برده و به تورم افسارگسیخته منجر می‌شود که قدرت خرید مردم را نابود می‌کند. اما اقتصاد چین دارای یکی از کامل‌ترین و عمیق‌ترین زنجیره‌های تأمین داخلی در جهان است. تولیدکننده چینی بخش اعظم نیاز‌های خود را در داخل و با یوآن تأمین می‌کند. بنابراین، وقتی ارزش یوآن در برابر دلار کاهش می‌یابد، هزینه‌های تولید در داخل کشور تغییر چندانی نمی‌کند، اما همان کالا برای خریدار خارجی ارزان‌تر تمام می‌شود. این امر به افزایش حجم صادرات، ایجاد شغل و رشد اقتصادی چین کمک شایانی می‌کند.

سپر دفاعی طلا در برابر «ریسک طرف معامله»

لبخند ارزی در میز مذاکره، تنها ویترین دیپلماسی چین است. در لایه‌های پنهان، بانک مرکزی چین در حال اجرای بزرگ‌ترین برنامه تغییر ترکیب ذخایر استراتژیک خود است. خرید مستمر طلا و رساندن ذخایر رسمی به هزاران تن، نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم اساسی است. طلا برای چین دیگر صرفاً یک سرمایه‌گذاری سنتی نیست، بلکه به یک سپر دفاعی ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

این تغییر رویکرد مستقیماً به مفهوم «ریسک طرف معامله» برمی‌گردد. بخش عظیمی از ثروت چین در دهه‌های گذشته به شکل اوراق قرضه خزانه‌داری امریکا نگهداری می‌شد؛ دارایی‌هایی دیجیتالی که در سیستم مالی تحت کنترل واشینگتن قرار دارند. مسدود شدن صد‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های بانک مرکزی روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین، یک زنگ بیدارباش تاریخی برای پکن بود. این اتفاق ثابت کرد که «سلاح‌سازی دلار» یک واقعیت عملیاتی است و در صورت بروز هرگونه بحران ژئوپلیتیک (مثلاً بر سر تایوآن)، ثروت ملی چین می‌تواند با یک فرمان اجرایی بلوکه شود. در نتیجه، جایگزینی اوراق قرضه دلاری با طلای فیزیکی که قابل تحریم و مسدودسازی نیست، به اولویت امنیت ملی چین تبدیل شد.

جهانی‌سازی یوآن، سیستم CIPS و تولد «پترویوآن»

هدف چین صرفاً فرار و پنهان شدن از دلار نیست، بلکه استراتژی کلان آن، ایجاد جایگزینی معتبر و قدرتمند است. ارز‌های فیات (بدون پشتوانه) اعتبار خود را از قدرت اقتصادی و نظامی دولت صادرکننده می‌گیرند. چین می‌داند برای اینکه یوآن بتواند در سطح جهانی با دلار رقابت کند و به عنوان ارز ذخیره جهانی پذیرفته شود، نیازمند جلب اعتماد سایر کشورهاست. انباشت عظیم طلا این پیام را به جهان مخابره می‌کند که یوآن، برخلاف دلار که زیر بار بدهی‌های ده‌ها تریلیون دلاری امریکا قرار دارد، به سمت داشتن یک پشتوانه ملموس و واقعی حرکت می‌کند.

در امتداد این اعتمادسازی، زیرساخت‌های مالی موازی نیز در حال توسعه هستند. راه‌اندازی سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین به عنوان جایگزینی برای سیستم غربی سوئیفت، امکان تسویه حساب‌های بین‌المللی با یوآن را فراهم می‌کند. همزمان، پکن در حال توسعه مفهوم «پترویوآن» است؛ توافق با کشور‌های صادرکننده انرژی مانند کشور‌های حاشیه خلیج فارس و روسیه برای خرید نفت در ازای پرداخت یوآن. نکته کلیدی اینجاست که چین به این شرکای تجاری اجازه می‌دهد یوآن‌های دریافتی خود را در بورس طلای شانگهای مستقیماً به طلای فیزیکی تبدیل کنند. این چرخه (نفت در برابر یوآن، یوآن در برابر طلا) عملاً نیاز به دلار امریکا را در یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت جهانی از بین می‌برد.

ترکیب این سیاست‌ها نشان می‌دهد که چین به دنبال یک تقابل سخت و فروپاشی یک‌شبه سیستم مالی مبتنی بر دلار نیست، زیرا این امر به اقتصاد صادرات‌محور خودش نیز آسیب جدی وارد می‌کند. استراتژی پکن، حرکت آرام، اما پیوسته در دو مسیر موازی است: در کوتاه‌مدت با استفاده از دیپلماسی ارزی با قواعد بازی غرب مدارا می‌کند، اما در بلندمدت در حال چیدن آجر‌های یک معماری مالی نوین است. چشم‌انداز این اقدامات، شکل‌گیری یک نظم مالی دوقطبی در دهه‌های آینده است؛ نظمی که در آن، تجارت میان کشور‌های بلوک شرق، اعضای بریکس و اقتصاد‌های نوظهور بر پایه شبکه‌ای از ارز‌های محلی با محوریت یوآنِ متصل به طلا جریان خواهد داشت و سایه سنگین تحریم‌ها و سلطه دلار بر آن کمرنگ خواهد شد.

*پژوهشگر اقتصادی

برچسب ها: چین ، طلا ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار