جوان آنلاین: کتابخوان حرفهای بود و بزرگترین حامی کتابخوانی در ایران. خودش میگفت خانواده ما شبها با خواندن کتاب به خواب میروند. کتابخانه جزء لاینفک فضای کاری و داخل خانه او را تشکیل میداد. توصیه به کتابخوانی برای او مانند خیلی از مسئولان تنها یک ژست نبود؛ بلکه آنچه را درباره اهمیت کتاب میگفت، خود پیش از آن به آن اقدام و عمل کرده بود. از او دهها جلد کتاب به یادگار مانده است؛ آثاری که هیچگاه کهنه نمیشوند. خیلی از رمانهای مشهور ایران و جهان را خوانده بود. مشتری اصلی و تقریباً دائم نمایشگاه کتاب تهران بود و ساعتها برای این موضوع وقت میگذاشت و همین بازدیدها قوت قلب بزرگی برای ناشران و فعالان عرصه کتاب بود. اوج اشراف بر تألیفات و سواد کتابخوانی او را میشد در همین بازدیدهای هرساله از نمایشگاه کتاب به چشم دید. شور و شوق و نشاط درونی را میشد در چهره او هنگام بازدید از غرفهها و گپوگفت با ناشران به وضوح مشاهده کرد. او کتابخوانترین رهبر جهان بود. مشوق بسیاری از نویسندگان و ناشران بود و تقریظهای او پای کتابهای مختلف، رونقبخش محافل رونمایی از کتاب بود. مقاومت، ایثار، جهاد و شهادت کلیدواژههای مکتبی است که رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر آن پای میفشرد و همین فرهنگ پایه اقتدار امروز ایران است و برای همین اغلب تقریظهای او شامل آثاری بود که به وضوح بوی ایثار و شهادت میداد و حرکت به سوی افقهای پیشرفت در این آثار قابل مشاهده است. آثاری که اغلب حول یک یا چند قهرمان نوشته شدهاند و هر قدر سینما و آثار نمایشی در پرداخت دقیق به این فرهنگ دچار عقبماندگی بود، عرصه تألیف کتاب به برکت همین حمایتها و تقریظها حق مطلب را ادا کرد. مصادف با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران و در حالی که کمتر از سه ماه از شهادت قهرمانانه و فقدان این مرد بزرگ میگذرد، نگاهی به تقریظهایی از وی بر چند کتاب مختلف داریم که در حال و هوای جهاد و ایثار و شهادت به رشته تحریر درآمدهاند.
مربعهای قرمز | خاطرات حاج حسین یکتا، از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس، به قلم زینب عرفانیان
«بسمهتعالی
بسیار شیرین و جذاب نوشته شده است. ردپای چانهگرمیهای آقای حاج حسین یکتا در آن آشکار است. ظرافتهای برخاسته از ذوق و قریحه لطیف که در سراسر کتاب گسترده است، میتواند از نویسنده خوشقلم و چیرهدست کتاب باشد و میتواند هم دُرافشانیهای راوی باشد. نقطه برجسته کتاب، یاد شهیدان و یاد حال و حضور ملکوتی آنان پیش از شهادت است که حقاً بسیار خوب تصویر شده است. ارادت راوی به مرحوم آقای حاج میرزا علی احمدی میانجی هم برای من جالب بود. آن مرحوم را حدود ۶۰ سال به علم و تقوا و ورع میشناختم و به من لطف داشت. این کتاب ظاهراً چند روز پیش رونمایی شده است. برای من چندی پیش از این فرستاده بود و تماماً مطالعه شد. ۲۶ /۴ /۱۳۹۷»
آب هرگز نمیمیرد | روایت زندگی میرزا محمد سلگی به قلم حمید حسام
«بسماللهالرّحمنالرّحیم
سلام بر یاران حسین (ع) و سلام بر لشکر انصارالحسین همدان و سلام بر شهیدان، دلاوران، فداییان، شیران روز و عابدان شب و سلام بر شهید زنده میرزا محمد سلگی و بر همسر باایمان و صبور او؛ و سلام بر حمید حسام که دردانههایی، چون سلگی و خوشلفظ را به ما شناساند. ساعتهای خوش و باصفایی را با این کتاب گذراندم و بارها با دریغ و حسرت گفتم:
درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم / لبیتر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم
هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران / که ره، چون میتوانم یافتن سوی درون من هم...
در میان کتابهای خاطرات جنگ، این یکی از بهترینهاست. نگارش درست و قوی، ذوق سرشار، سلیقه و حوصله، همت بلند، همه با هم دست به کار تولید این اثر شدهاند. کتاب خانم ضرابی در شرح حال شهید عالیمقام علی چیتسازیان (اشاره به کتاب «گلستان یازدهم») نیز دارای همین برجستگیهاست. این دو نفر از ستارگان اقبال همدانند.»
مجموعه «مقتل» به قلم محمد بکایی
«جزوهای به نام مقتل دیدم که آن لحظههای حساس و تعیینکننده را شکافته بود؛ نقاطی که اصلاً مفاهیم اسلامی در آنجا خودش را نشان میدهد. در لشکرکشی، به عنوان کلانکار، چیزی از مفاهیم اسلامی دیده نمیشود. همه دنیا لشکرکشی میکنند. همه دنیا میجنگند. همه دنیا یک روز میبرند و یک روز میبازند. همه گریز دارند. همه هم حمله و فداکاری دارند. اما آن جایی که بهخصوص تفکر و روحیه و منش اسلامی خودش را مشخص میکند، جاهای خاصی است. آن جاها را جستن و روی آنها تکیه کردن و آنها را خوب بیان کردن، حقیقتاً کار بسیار برجسته و مهمی است. خوشبختانه کارهای شما از همین قبیل است.»
فرمانده من | هفت خاطره به قلم رزمندگانی همچون رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، حسین گلچین، علی اکبر خاورینژاد، عباس پاسیار و هادی جمشیدیان از هشت سال دفاع مقدس
«السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیکم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیکم یا انصار دین الله و اعوان ولیه...
ای آیتهای خدا،ای معجزههای ایمان،ای نشانههای تعالی جاودانه انسان،ای گلهای محمدی که فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شکوفایی باز داردتان، برقی زدید و دنیای تاریک را روشن کردید، حجتی شدید بر آن کوتاهنظران که بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممکن میدانستید، خاطره مسلمانان صدر اسلام را زنده کردید و صدق و اراده و فنا فیالله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه میکردند. اما شما چه؟ حقاً خلوص و تقوا را مجسم کردید و برای آن امام بحق که مظهر خلوص و تقوا بود، سربازانی شایسته شدید... سلام الله علیه و علیکم، هنیئاً لکم رحمة ربکم. کتبه بیمناه الوازره اسیر امانیة و ذلیل نفسه علی الحسینی غفرالله له و رحمة و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین. این کتاب در ۱۳ رجب ۱۴۱۱ با چشمی لبریز اشک شوق و حسرت زیارت شد.»
همپای صاعقه | به قلم حسین بهزاد و گلعلی بابایی در ۱۴فصل
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرتانگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی، چون فتحالمبین و بیتالمقدس پدید آمده و برترینهای هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه نمایشگاه بینظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد. این مردان بزرگی که نام آنها بهراحتی بر زبان و دل غافل ما میگذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان الهیجاء هستند که سید شهیدان (س) آنها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد. در روز و شبهایی از آبان و آذر ۸۶ صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»
نورالدین پسر ایران | روایت نورالدین عافی به قلم معصومه سپهری
«بسم الله الرحمن الرحیم
این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه پُرکار و اعجازگونه هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی سنگ تمام گذاشتهاند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرینزبانی که از قریحه ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازکاندیشی نویسنده به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است و نیز صراحت و جرئت راوی در بیان گوشههایی که عادتاً در بیان خاطرهها ناگفته میماند، از ویژگیهای برجسته این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید، نپرداختن به نقش فداکارانه همسری است که تلخیها و دشواریهای زندگی با رزمندهای یکدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پُراجر با او را پذیرفته است. ساعات خوش و با صفایی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم؛ و الحمدلله ۲۰ /۱۰ /۱۳۹۰»
وقتی مهتاب گم شد | شرح خاطرات علی خوشلفظ به قلم بهناز ضرابیزاده
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
بچههای همدان؛ بچههای صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بیادعا؛ یاران حسین (ع)؛ یاوران دین خدا... و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور... و آنگاه فضای معنویت و معرفت؛ دلهای روشن، همتها و عزمهای راسخ؛ بصیرتها و دیدهای ماورائی... اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذت میکند و آتش شوق را در آن سرکشتر میسازد.
راوی، خود یک شهید زنده است. تنِ به شدت آزرده او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد و الحمدلله ربّ العالمین. نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربهدیدگان است. بر او و بر همه آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ انشاءالله. درباره نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینهاست. مقدمه کتاب یک غزل به تمام معنی است. ۱۸ /۱۰ /۱۳۹۵»
مهاجر سرزمین آفتاب | خاطرات زندگی کونیکو یامأمورا، بانوی ژاپنی مسلمان، به قلم حمید حسام و مسعود امیرخانی
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
سرگذشت پرماجرا و پرجاذبه این بانوی دلاور که با قلم رسا و شیوای حمید حسام نگارش یافته است، جداً خواندنی و آموختنی است. من این بانوی گرامی و همسر بزرگوار او را سالها پیش در خانهشان زیارت کردم. خاطره آن دیدار در ذهن من ماندگار است. آن روز جلالت قدر این زن و شوهر باایمان و باصداقت و باگذشت را مثل امروز که این کتاب را خواندهام، نمیشناختم؛ تنها گوهر درخشان شهید عزیزشان بود که مرا مجذوب میکرد. رحمت و برکت الهی شامل حال رفتگان و ماندگان این خانواده باد.
اردیبهشت ۱۴۰۱.
ساخت فیلم بر اساس زندگی خانم بابایی حرکت مهم و مؤثری در جهت معرفی و آبروبخشیدن به خانواده اسلامی و مرد مسلمان است و نباید از آن غفلت شود.»