کد خبر: 777659
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۶
نگاهي به كتاب «ساعت 25/1 شب به وقت بغداد»
آزادگاني كه پس از تحمل سال‌ها اسارت و سختي به ميهن بازگشتند، هر كدام‌شان بخشي از تاريخ را با خودشان حمل مي‌كردند.
احمد محمدتبريزي
آزادگاني كه پس از تحمل سال‌ها اسارت و سختي به ميهن بازگشتند، هر كدام‌شان بخشي از تاريخ را با خودشان حمل مي‌كردند. تاريخي كه هر كس قادر به درك و تجربه‌اش نبود و جز آنها هيچ شخص ديگري نمي‌توانست درباره‌اش صحبت كند. گويي آنها زبان گوياي نسلي بودند كه در پي آرمان‌ و اعتقادات‌شان، حالا زير بار سنگين شكنجه‌هاي دشمن، «لبيك يا خميني» مي‌گويند. تمام آزادگان بخشي از حافظه تاريخي اين سرزمين هستند كه اگر پاي درد دل هر كدام‌شان بنشيني، ساعت‌ها حرف و خاطره براي گفتن دارند.
خوشبختانه چند سالي است كه خاطرات آزادگان ديگر در سينه‌هايشان ناگفته نمي‌ماند و راهي به سوي صفحه كتاب‌ها پيدا مي‌كند. كتاب «من زنده‌ام» معصومه آباد يك نمونه بارز از اين دست كتاب‌هاست. كتابي درخشان از تجربيات يك زن اسير. كتابي كه پس از انتشار با اقبال بسيار خوبي بين مردم مواجه شد و بسياري كه شايد زياد در جريان اتفاقات و وقايع دفاع مقدس نبودند تازه متوجه شدند رزمندگان و مردم حاضر در صحنه‌هاي نبرد چه روزهاي سختي را پشت سرگذاشته‌اند.
يكي ديگر از كتاب‌هاي موفق در حوزه خاطره‌نگاري آزادگان مربوط به خاطرات عادل خاني است. كتاب «ساعت 1/25 شب به وقت بغداد» به بخش‌هايي از خاطرات خاني در دوران اسارت مي‌پردازد: «عادل خاني پدر دو فرزند است. او در منطقه جنوب و غرب رو در روي عراقي‌ها ايستاد و در 24 ارديبهشت 1365 در منطقه حاج‌عمران به اسارت عراقي‌ها درآمد. خاني براي بازگشت به ايران چهارسال و سه ماه و پنج روز صبر و شكيبايي كرده است. نام خاني در رديف جانبازان 30 درصدي جنگ تحميلي ديده مي‌شود...»
آنچه آورده شد بخش كوتاهي در معرفي خاني است. البته «ساعت 1/25 شب به وقت بغداد» فقط به دوران آزادگي قهرمانش نمي‌پردازد و ماجراي شخصيت اصلي كتابش را از قبل‌تر روايت مي‌كند. با اينكه تا سه فصل نخست كتاب به جريانات پيش از اسيري خاني مي‌پردازد ولي نقطه عطف و گُلِ كتاب دقيقاً همان قسمت‌هاي مربوط به دوران آزادگي است. قسمت‌هاي مربوط به آغاز اسارت بسيار هيجان‌انگيز شروع مي‌شود: «با خودم گفتم آنها ما را خواهند كشت. اينجا ديگر آخر خط است. نبايد جلوي آنها كم بياورم و از خودم ضعف و سستي نشان دهم.» هر چند آزادگان ايراني تا پاي تيرباران مي‌روند و برمي‌گردند و با خواندن شهادتين خودشان را براي شهادت و هر اتفاق ديگري آماده مي‌كنند.
كتاب بخش‌هاي ناراحت‌كننده كم ندارد. از شادي عراقي‌ها بر بالاي پيكر شهداي ايراني تا تيرباران برخي آزادگان و گشنگي و تشنگي دادن به آنها، براي مخاطب ايراني ناراحت‌كننده است. به هرحال از اين تلخي‌ها گريزي نيست و خواننده‌كتاب فقط براي آشنا شدن با تكه‌هاي كوچكي از رنج‌هايي كه بر آزادگان رفته، بايد تلخي سطور را با جان بخرد.
يكي از نقاط قوت، پيروي نكردن از كليشه‌هاي رايج در كتاب‌هاي اين حوزه است. شخصيت‌ افسرهاي عراقي كتاب سياه و سفيد نيستند و واقعاً بر اساس مشاهدات عيني ترسيم شده‌اند. افسرهايي كه در كنار خشونت‌شان در ماه رمضان سيگار نمي‌كشند و به مسائل ديني مقيد هستند. با تمام اينها سرتاسر كتاب پر از توصيف آثار ضرب و جرح آزادگان توسط نيروهاي عراقي است: «عراقي‌ها از هر راهي كه به فكرشان مي‌رسيد براي اذيت و شكنجه اسرا استفاده مي‌كردند. خوب به ياد دارم هر روز صبح سيصد، چهارصد بار بشين و پاشو مي‌دادند... همه را وسط آسايشگاه به صف مي‌كردند. طوري كه از برخورد زانوهايمان به زمين صداي هولناكي ايجاد مي‌شد. عراقي‌ها از اين كار خوششان مي‌آمد. درد به جانمان مي‌نشست و زانوهاي زخمي و خون‌آلود اذيت‌مان مي‌كرد. عراقي‌ها به كتك‌كاري بسنده نمي‌كردند و در مواردي با وارد كردن شوك الكتريكي روح و روان اسرا را به بازي مي‌گرفتند...»
«ساعت 1/25 شب به وقت بغداد» تا لحظه آزادي خاني روايتش را بسط مي‌دهد و در كمترين حجم ممكن بدون هيچ اضافه‌ و درازگويي كتابش را پيش مي‌برد. رعايت همين نكته مهم عاملي است كه كتاب از ريتم نيفتد و تا پايان با هيجان دنبال شود. كتاب اطلاعات خوب و ارزشمندي از زندگي آزادگان و سرگذشت‌شان به مخاطبان مي‌دهد كه براي علاقه‌مندان به اتفاقات آن روزها يك اثر قابل قبول به حساب مي‌آيد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار