کد خبر: 1369601
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۰
خاطره‌ای از زیارت عتبات توسط آزادگان در دوران اسارت 
کاش می‌توانستیم تا نجف پیاده برویم  پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، جنگ همچنان برای اسرای ایرانی ادامه داشت؛ آزادگانی که حداقل دو سال پس از پایان دفاع مقدس هشت‌ساله آزاد شدند

جوان آنلاین: پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، جنگ همچنان برای اسرای ایرانی ادامه داشت؛ آزادگانی که حداقل دو سال پس از پایان دفاع مقدس هشت‌ساله آزاد شدند و بسیاری از آنها در مردادماه سال ۱۳۶۹ به میهن اسلامی بازگشتند. متنی که پیش رو دارید برگرفته از خاطرات علی‌اکبر امیراحمدی در کتاب آسایشگاه ۱۴ است. 

سکوت سنگین اردوگاه‌ها 

خبر اعزام به عتبات، در اردوگاه‌ها منتشر شد. مسئولان عراقی انتظار داشتند اسرا از شنیدن این خبر به وجد بیایند و با شادی و هیجان از آن استقبال کنند. اما فضای آسایشگاه‌ها برخلاف تصور آنان، آرام و سرد بود. اسرا به خوبی می‌دانستند حکومت عراق در پی بهره‌برداری تبلیغاتی از این برنامه است. همین بی‌اعتمادی باعث شد استقبال مورد انتظار بعثی‌ها شکل نگیرد. 

سکوت اسرا، مسئولان اردوگاه را غافلگیر کرد. افسران بعثی که به اطاعت بی‌چون‌وچرای زندانیان عادت کرده بودند، این بار با واکنشی متفاوت مواجه شدند. گفت‌و‌گو‌ها آغاز شد و حتی تهدید‌هایی نیز مطرح شد تا اسرا را به پذیرش برنامه وادار کنند. 

سرانجام، پس از رایزنی‌های متعدد، مقام‌های عراقی متعهد شدند که از این سفر استفاده تبلیغاتی نکنند و اسرا بدون تحقیر و نمایش‌های رسانه‌ای راهی زیارت شوند. 

حرکت کاروان در دل شب آغاز شد. اتوبوس‌ها اردوگاه موصل را ترک کردند و مسیر طولانی نجف را در تاریکی پیمودند. برای بسیاری از اسرا، این نخستین خروج از فضای محصور اردوگاه پس از سال‌ها بود. 

در داخل اتوبوس‌ها، فضای متفاوتی شکل گرفته بود. برخی قرآن تلاوت می‌کردند، عده‌ای ذکر می‌گفتند و گروهی نیز نماز‌های خود را با تخمین جهت قبله اقامه می‌کردند. بسیاری تصمیم گرفته بودند با شکم خالی به زیارت بروند و تا رسیدن به حرم‌ها از خوردن غذا خودداری کنند. برای آنان، این سفر تنها جابه‌جایی از نقطه‌ای به نقطه دیگر نبود؛ سال‌ها انتظار، دعا و آرزو اکنون در چند ساعت خلاصه شده بود. 

آرزوی زیارت با پای برهنه 

در طول مسیر، بسیاری از اسرا حسرت می‌خوردند که‌ای کاش می‌توانستند این راه را پیاده طی کنند. آرزویی که بعد‌ها با شکل‌گیری راهپیمایی اربعین، برای میلیون‌ها نفر به واقعیت تبدیل شد، آن روز‌ها در ذهن اسیرانی جریان داشت که پشت پنجره‌های اتوبوس، جاده نجف را تماشا می‌کردند. 

با نزدیک شدن به شهر نجف، نشانه‌های حضور مردم عراق نیز نمایان شد. اگرچه نیرو‌های امنیتی و مأموران استخبارات در همه مسیر حضور داشتند، نگاه‌های مردم حرف‌های دیگری داشت. 

لبخند‌های کوتاه، تکان دادن دست‌ها و نگاه‌هایی که آمیخته با اشک بود، پیامی خاموش میان مردم عراق و اسرای ایرانی ایجاد کرده بود. 

برخی اسرا نیز از فرصت‌های کوتاه استفاده می‌کردند و نوشته‌هایی کوتاه به زبان عربی تهیه می‌کردند و آ‌ها را درون بدنه خودکار‌ها قرار می‌دادند تا به دست مردم برسد؛ پیغام‌هایی که حکایت از زنده بودن و ایستادگی آنان داشت. 

۴۰۰ فریاد در حرم امیرالمؤمنین (ع)

هنگامی که کاروان وارد حرم امام علی (ع) شد، سال‌ها اشتیاق ناگهان خود را نشان داد. بیش از چهارصد اسیر که سال‌ها از زیارت محروم مانده بودند، با اشک و فریاد وارد صحن شدند. صحنه‌ای که برای نیرو‌های بعثی قابل پیش‌بینی نبود. 

فریاد‌ها بلند شد و مأموران که تصور چنین واکنشی را نداشتند، با مشت، لگد و ته‌قنداق اسلحه تلاش کردند فضای حرم را آرام کنند. اما اشتیاق اسرا فروکش نمی‌کرد. برخی خود را بر زمین انداختند و سینه‌خیز به سمت صحن حرکت کردند. گروهی زیر لب دعا می‌خواندند و برخی دیگر تنها گریه می‌کردند. 

در آن میان، چشمشان به ساعت مشهور حرم افتاد؛ ساعتی که شعری بر آن نقش بسته بود: «لا فتی إلا علی، لا سیف إلا ذوالفقار» شعری که بار‌ها آن را زیر لب زمزمه کردند. 

اسرا برای وضو به سراغ وضوخانه رفتند، اما با فضایی خاموش و بدون آب روبه‌رو شدند. سال‌ها محدودیت مذهبی در عراق، آثار خود را حتی بر اماکن مقدس گذاشته بود. 

آنان ناچار شدند با خاک تیمم کنند و نماز و زیارت خود را با همان حال به جا آورند. ضریح امام علی (ع) نیز در شرایطی قرار داشت که نشان می‌داد سال‌ها از رسیدگی مناسب محروم بوده است؛ تصویری که برای بسیاری از اسرا، نشانه دیگری از فضای حاکم بر عراق آن روز‌ها بود.

برچسب ها: جنگ تحمیلی ، عراق ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار