با خودم میگفتم خدایا مگر من چقدر ظرفیت دارم که این غم بزرگ را تحمل کنم؟! حس میکردم که خودم هم دارم تمام میشوم، مثل شمع که میسوزد و تمام میشود. فشار سنگینی به قفسه سینهام وارد میشد. با آه و ناله و گریه کمی تخلیه میشدم. هیچ چیز آرامم نمیکرد. فقط یاد آیهای میافتادم که وقتی شایعه کردند پیامبر از دنیا رفته، گفتند خدای پیامبر زنده است. من هم با خودم تکرار میکردم خدای خامنهای زنده است، خدا ما را بدون امام نمیگذارد جوان آنلاین: همزمان با تشییع باشکوه قائد امت و امام شهیدمان، خانوادههای معزز شاهد و ایثارگر استان قم، با تأسی به سیره شهدا، جلوهای دیگر از میزبانی کریمانه را به نمایش گذاشتند. در حاشیه خدمترسانی این گروه جهادی خانواده شهدا و ایثارگر قم، با یکی از اعضای این گروه جهادی همراه و همکلام شدیم. خانوادههایی که با آرمانهای امام شهید عهدی دوباره بستند. آنان که امروز در سنگری دیگر، ادامهدهنده همان راه پرافتخار شهدایشان شدند. آنچه در ادامه میخوانید، ماحصل همکلامی ما با حمیده ملایی، همسر سردار شهید محمدمهدی کازرونی، معاون سردار سلیمانی در دفاع مقدس و فرمانده طرح عملیات لشکر ثارالله، از مراسم تشییع و حال و هوای او در روزهای شهادت امام شهید و روایت کوتاهی از خلوص و تلاش جهادگونه این عزیزان (همسران شهدا) در قالب گروه جهادی «در مسیر رباب (س)» است که با هدف میزبانی از زائران آن امام سفرکرده، سر از پا نشناختند.
خدای خامنهای زنده است
حمیده ملایی، همسر سردار شهید محمدمهدی کازرونی، معاون سردار سلیمانی در دفاع مقدس و فرمانده طرح عملیات لشکر ثارالله. میگوید «۹ اسفندماه وقتی که خبر رسید بیت رهبری را زدهاند، باور نمیکردم که حضرت آقا شهید شده باشند و هر کس تماس میگرفت میگفتم؛ نه شایعه است! تا اینکه این خبر تلخ رسماً اعلام شد، احساس کردم دنیا تمام شده است. واقعاً احساس بیچارگی میکردم. به حرم حضرت معصومه (س) پناه بردم. اصلاً یادم نمیآید چطور به حرم رسیدم، پیاده یا با ماشین. فکر میکنم یکی از همسایهها مرا تا حرم بردند، ولی یادم نمیآید کجا پیاده شدم و چطور به حرم رسیدم. این داغ برایم خیلی سنگین بود، سنگینتر از هر مصیبتی که در طول عمرم دیده بودم. بعد از حدود چند ساعت فکر کردم که نباید نشست، برای همین به طرف دفتر رهبری که در خیابان صفاییه واقع است رفتم. آنجا هم یتیمانی را دیدم که نشستهاند و به سر و صورت خود میزدند. همه میگفتیم آقا ما را ببخش که فرزندان خوبی برایتان نبودیم. نماز جماعت ظهر برگزار شد. با اشک و غم و اندوه، ساعت حدود ۳ عصر مکان را تخلیه کردند که درهای دفتر را ببندند. به خانه برگشتم. با خودم میگفتم خدایا مگر من چقدر ظرفیت دارم که این غم بزرگ را تحمل کنم؟! حس میکردم که خودم هم دارم تمام میشوم، مثل شمع که میسوزد و تمام میشود. فشار سنگینی به قفسه سینهام وارد میشد. با آه و ناله و گریه کمی تخلیه میشدم. هیچ چیز آرامم نمیکرد. فقط در آن لحظات یاد آیهای میافتادم که وقتی شایعه کردند پیامبر از دنیا رفته است، گفتند: "خدای پیامبر زنده است". من هم با خودم تکرار میکردم خدای خامنهای زنده است، خدا ما را بدون امام نمیگذارد».
امامی در مسیر امام
او در ادامه میگوید: «چند روز طول کشید تا آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای انتخاب شد و تمام وجودم شد سیدمجتبی عزیز. با وجود اینکه هنوز او را ندیدهایم، این انتخاب باعث امید و دلگرمی همه ما بود و هست. اینکه مردم مبعوث شده را کف خیابانها و میادین شهر میدیدم، باعث عزت و افتخارم بود. همه آمدند، هر کدام به شکلی، یکی با عقل، یکی با منطق و بعضاً با احساس پای کار بودند. به قول یکی از دوستان، اسلام دین عقل و منطق است، ولی خداوند برای اینکه همه مردم را در دین شریک کند، احساس را هم قرار داد؛ یعنی کسی که عقل و منطق هم ندارد، احساس که دارد. به نظرم خداوند جریان شهادت امام حسین (ع) و فرزندانش را و الان هم به وسیله شهادت امام شهید و خانوادهشان طوری کرد که حتی کسانی که منطق هم ندارند به سمت دین و میدان بکشاند. مثلاً اگر یک بچه را بزنیم، کسی که دین هم ندارد ناراحت میشود. پس خداوند مردم را از راه احساس هم که شده به راه دین بیاورد. هر کس به اندازه خودش در میدان بود و هر کس به اندازه معرفتش انجام وظیفه میکند. چه بسا یک نفر خارج از کشور است، معرفتی به امام شهید دارد که حتی بیشتر از ما میسوزد. همچنین کسی تبیین و روایتش در مورد امام شهید اثر دارد که سعی کند تمام زندگیاش مثل او شود تا مؤثر باشد. امام شهید ما، چون در مسیر امام حسین (ع) بودند، اثرگذار شدند.»
به آنچه میگفتند، عامل بودند
همسر شهید کازرونی در ادامه به یکی از مهمترین ویژگیهای امام شهید اشاره میکند: «حضرت آقا اهتمام زیادی به حوزه علم و فناوری کشور داشتند که در دهه ۷۰ نهضت تولید علم را مطرح و پیگیری کردند. معاونت علمی و فناوری کشور با پیگیری ایشان راهاندازی شد. سلولهای بنیادی کشور با پیگیری ایشان اجرایی شد. یکی از ابزارهای قدرت کشورمان توان موشکی ما بود که صنعت هوافضای کشور را هم امام شهیدمان پیگیری میکردند. پیگیریهای ایشان باعث شده که ما به یکی از نهادهای پرافتخار در حوزه علم پزشکی و هوافضا برسیم و دستاوردهای زیادی داشته باشیم. همچنین به جوانها خیلی اهمیت میدادند و همیشه میگفتند امید ما شما جوانها هستید. امام شهید ما به آنچه میگفتند عامل بودند و بهروز بودند. با هر قشری که ملاقات داشتند، برایشان ایده داشتند؛ یعنی علم داشتند که ایده داشتند. در همه چیز تخصص داشتند، حافظه قوی داشتند. مثلاً در دیدار با گروه کارگردانها و بازیگرها به افراد میگفتند شما در فلان فیلم فلان نقش را بازی کردید. با هر کس صحبت میکردند، به یادشان بود.»
خطبه عقد که آقا خواند
همسر شهید در ادامه به خاطره روز عقد فرزندشان در محضر امام شهید اشاره میکند: «برای عقد یکی از فرزندانم خدمت امام شهیدمان رسیدیم. ایشان زمانی که میخواستند خطبه عقد را جاری کنند، اسم تکتک عروسها و دامادها را میخواندند و سؤال میکردند که من از طرف شما وکیل هستم؟ و جواب میگرفتند. وقتی که فرزندم را صدا کردند، پرسیدند شما فرزند شهید هستید؟ سپس فرمودند خداوند پدر بزرگوارتان را رحمت کند، روحشان شاد. بعد از ایشان، اسم آقا داماد را خواندند، به نام آقای حائری. ایشان که جواب دادند، حضرت آقا پرسیدند شما نوه آشیخ عبدالکریم حائری هستید، جواب دادند؛ بله! حضرت آقا فرمودند ۴۰ سال پیش، مثل همچین روزی، پدربزرگ شما خطبه عقد ما را خواندند و همه با شادی صلوات فرستادند.»
نماز علامه آیتالله جوادی آملی
وی به مراسمهای تشییع امام شهید اشاره میکند و میگوید: «در تهران مراسم وداع با امام شهید و خانواده بزرگوارشان با نظم و استقبال خیلی خوبی برگزار شد. چیزی که برای من خیلی جالب بود، اینکه برای وداع با نظم خاصی وارد مصلی میشدند، بعد از وداع از در دیگر خارج میشدند. خصوصاً افرادی که از خارج از کشور آمده بودند، برای وداع احترام میکردند، پیکرها را زیارت میکردند و با اشک خارج میشدند. در مراسم تشییع قم، نکتهای که خیلی جالب و اثرگذار بود، تعابیر بلند در وصف رهبر شهید انقلاب در نماز علامه آیتالله جوادی آملی بود که فکر میکنم برای امام شهید، چکیدهای از زندگی امام شهید در فراز پایانی نماز، در قالب شهادتنامه خوانده شد و مردم با اشک تکرار میکردند. انشاءالله که شهادتنامه برای همیشه در تاریخ ماندگار خواهد شد. مراسم تشییع در کشور عراق هم بسیار عالی برگزار شد و مردم این کشور واقعاً سنگ تمام گذاشتند. مراسم تشییع مشهد هم که در خیابان امام رضا (ع) به خوبی برگزار شد و نکتهای که بیشتر چشمگیر بود، محل دفن حضرت آقا و خانواده ایشان بود که هم در مسیر زیارت آقایان و هم در مسیر زیارت خانمها قرار دارد. در کل چیزی که نظر افراد حتی رسانهها را بیشتر جلب میکرد، مشارکت و حضور پیرزنها و پیرمردانی بود که حتی با کمر خمیده در این مراسمات حضور داشتند و همچنین حضور اکثراً بهصورت خانوادگی، حتی با بچههای کوچک، برای وداع و تشییع آمده بودند.»
گروه جهادی خانواده شهدا و ایثارگر قم
در روزهایی که غم فقدان رهبر شهید، قلبهای ملت را داغدار کرده بود، حضور پرشور زائران در شهر مقدس قم، نیازمند بستری برای همدلی و میزبانی بود. در این میان، نقشآفرینی خانوادههای معظم شاهد و ایثارگر در قالب گروههای جهادی، برگ زرینی از مدیریت و عشق بیادعا را رقم زد. حقیقت این است که عشق به رهبر شهید، بهانه این همراهی و همدلی شد. همسر شهید سردار محمدمهدی کازرونی، در حاشیه مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید امت، به تشریح اقدامات گروه جهادی خانوادههای شاهد و ایثارگر قم در روز ۱۶ تیرماه سال ۱۴۰۵ پرداخت و گفت: «خانوادههای معظم شاهد و ایثارگر قم مقدس، در اقدامی خودجوش و جهادگونه، با همکاری بنیاد شهید و آموزش و پرورش، مسئولیت اسکان و پذیرایی از زائران را بر عهده گرفتند.» وی اهم خدمات ارائه شده توسط این گروه جهادی را به شرح زیر برشمرد:
۱- برنامهریزی و هماهنگی: ارسال دعوتنامه به بنیاد شهید و آموزش و پرورش استانهای مختلف برای حضور خانوادههای ایثارگر. اطلاعرسانی دقیق به زائران جهت شرکت در مراسم تشییع.
۲- خدمات اسکان و رفاهی: آمادهسازی شش منزل مسکونی و یک مدرسه برای اسکان زائران. آغاز پذیرش زائران از ساعت ۱۶ روز ۱۵ تیرماه. خدمترسانی شبانهروزی در مدرسه (در سه شیفت ۸ ساعته) از سوی همسران و فرزندان شهدا. تسهیل اسکان زائرانی که قصد ماندگاری بیشتر در شهر قم را داشتند، در مجتمع امام خمینی (ره).
۳- پذیرایی: تهیه و تدارک وعدههای غذایی (صبحانه، ناهار و شام) برای روزهای قبل، حین و بعد از مراسم. تأمین میانوعدهها و خرید ۷۰۰۰ بطری آب معدنی برای توزیع در مسیر تشییع و محلهای اسکان.
۴- اقدامات فرهنگی و نظارتی: تهیه و توزیع بستههای فرهنگی شامل کلاه، پرچم و سربند. ایجاد فضای معنوی متناسب با ایام تشییع. مستندسازی و تصویربرداری از تمامی مراحل خدمترسانی. ارائه فرمهای نظرسنجی از زائران جهت بهبود کیفیت خدمات. نظارت مستقیم ناظران آموزش و پرورش، استانداری و انجمن «در مسیر رباب (س)» بر نحوه ارائه خدمات.
این خدمات بیمنت، فقط گوشهای از عشق بیپایان خانوادههای شهدا به ولایت بود؛ خادمانی که خود داغدار رهبرشان بودند، اما با تأسی به صبر حضرت زینب (س) علمدار خدمت شدند، تلاش کردند تا زائران امام شهید، در قم احساس غربت نکنند.