او كه متولد 1362 است، تقريباً از 17 سالگي وارد مقوله روايتگري دفاع مقدس شده و خيلي زود روايتگري راهيان نور دانشجويي را برعهده ميگيرد تا در برخورد با قشر دانشجو، لزوم تلاش بيشتر در مقوله علمي و پژوهشي دفاع مقدس را دريابد. اميني كه اكنون خود مشغول به تدريس دفاع مقدس در دانشگاهها است، دست به نگارش كتابي پژوهشي با محوريت انقلاب و جنگ تحميلي زده است و سعي دارد وقوع اين دو مقوله را در تاريخ معاصر كشورمان ريشهيابي كند. گفتوگوي ما را با وي پيش رو داريد.
لزوم پرداختن به دفاع مقدس از دريچه وقوع انقلاب اسلامي و نگاه تاريخي به اين مقوله در چيست؟
به نظر من يك اشتباهي كه در ابتداي پرداختن به دفاعمقدس رخ ميدهد، پرداختن مجزا به اين دو مقوله است. در حالي كه اگر انقلابي رخ نميداد، هرگز جنگي به وقوع نميپيوست و دفاع مقدس شكل نميگرفت. شايد بهتر باشد اين سؤال را برگرفته از تجربهاي كه به شخصه كسب كردم پاسخ بدهم. اوايل كار روايتگري وقتي كه درخصوص شروع جنگ تحميلي ميشنيدم كه تاريخ 31 شهريور سال 59 عنوان ميشود، اينسؤال در ذهنم ايجاد ميشد كه آيا صبح آخرين روز شهريور صدام از خواب برخاست و گفت بايد به ايران حمله كنم! يا اينكه اين اتفاق پيشزمينهاي با خود داشت؟ از همين رو با كمي تحقيق فهميدم كه عراق از دو ماه قبل به صورت علني به بخشهايي از خاك كشورمان در خان ليلي و نفت شهر و سومار و... تعرض كرده است. همينطور كه به عقب رفتم ديدم از شش ماه قبل تحركات سياسي و تخاصم علني نسبت به كشورمان را آغاز كرده است. صدام و معاونانش از تقسيم ايران به پنج كشور كوچك اما ضعيف سخن گفتهاند، از ( به زعم خودشان ) حق حاكميت امارات به جزاير سهگانه سخن به ميان آوردهاند و... حالا چرا عراقي كه اصلاً ارتباطي با جزاير مزبور ندارد در مورد آنها اظهارنظر ميكند، برميگردد به وقوع انقلاب اسلامي در ايران كه عملاً ژاندارمي منطقه با مسئوليت ايران را منتفي كرد؛ چراكه ماهيت اين انقلاب عدم دخالت در امور كشورهاي ديگر بود و در خلأ وجود ژاندارم منطقهاي، عراق بر آن شد تا خود را به عنوان شهسوار اعراب و ژاندارم منطقهاي معرفي كند. به اين ترتيب براي حمله به ايران از فرصت وقوع انقلاب استفاده ميكند و از پشتيباني قدرتهايي كه از انقلاب ضربه خوردهاند نيز بهرهمند ميشود. پس همه اين اتفاقات به هم مربوط هستند و اگر ما بخواهيم كه به خوبي از ماهيت جنگ مطلع شويم ناگزير به دانستن تاريخ انقلاب و حتي قبلتر از آن هستيم.
ظاهراً خود شما هم با ديدي تاريخي كتابي پژوهشي در خصوص انقلاب و دفاع مقدس نگاشتهايد؟ در اين خصوص بگوييد.
البته اصل اين كتاب كه 1350 صفحه است هنوز منتشر نشده ولي من چكيدهاي از مطالب آن را در 430 صفحه منتشر كرده و در اختيار دانشجويانم قرار دادهام. در اصل اين كتاب سعي كردهام تا تاريخ معاصر كشورمان از زمان مشروطه را مورد بررسي قرار دهم. اگر توجه داشته باشيد، حضرت امام خامنهاي هم ما را به خواندن تاريخ مشروطه فراخواندهاند، بخشي از تاريخ معاصر كشورمان كه طي آن مردم سعي كردند از يوغ استبداد و استعمار خارج شوند، اما انقلابشان به بيراهه رفت و شايد بتوان گفت انقلاب اسلامي سال 57 با عبرت گرفتن از اشتباهات مشروطه، توانست موفق عمل كند. لذا با محوريت انقلاب و دفاع مقدس، اين كتاب به بررسي رويدادهاي تاريخ معاصر كشورمان ميپردازد و وقايعي چون جنگ تحميلي را فريم به فريم و لحظه به لحظه به ثبت رسانده است. از همين رو من عنوان اين مجموعه را نگاهي پژوهشي به سه حوزه تاريخ معاصر، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس به انضمام شكار شخصيتها نامگذاري كردهام.
آيا اين كتاب در ميان دانشجويانتان مورد اقبال قرار گرفته است، اين بخش آخر كه گفتيد به انضمام شكار شخصيتها در پي چيست؟
به نظر من دانشجوها به عنوان نسل جوان و آگاه، مملو از سؤالات بسياري در خصوص دفاع مقدس و انقلاب هستند. همان طور كه قبلاً عرض كردم بررسي اين وقايع جز با دانستن پيشزمينههاي تاريخي ميسر نيست. مخصوصاً براي اذهان جستوجوگر قشر دانشجو كه بنده كمابيش با آنها سر و كار دارم. از اين رو دانشجوهايم تا 90 درصد از مطالعه اين كتاب با چنين رويكردي راضي بودهاند. هر چند معتقديم به غير از ديد تاريخي، بايد براي مراكز دانشگاهي ما از آثار پژوهشي و علمي بسيار بيشتري بهره ببريم. اما در مورد بخش آخر كتابم بايد بگويم كه سعي كردهام، شخصيتهايي كه در انقلاب نقش داشتهاند يا حداقل روي جريانها تأثيرگذار بودند ولي در ميانه راه از جريان انقلاب خارج شدهاند را معرفي كنم و مورد بررسي قرار بدهم. افرادي چون آقاي شريعتمداري، مهندس بازرگان، بني صدر، شيخ حسن لاهوتي، آيت الله منتظري و... همين بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت بود كه اتفاقاً شروع دوران نخست وزيرياش درست مصادف است با جريانات تجزيهطلب در شهرهاي مرزي كه اين ناآراميها در تداوم خود به جنگ تحميلي پيوند ميخورند.
در صحبتهايتان به لزوم پرداختن به آثار علمي و پژوهشي در خصوص دفاع مقدس اشاره كرديد، اين حرف از چه واقعيتهايي حكايت دارد؟
ما در حوزه روايتگري و داستاني در خصوص دفاع مقدس كارهاي خوبي انجام دادهايم. اما آيا توانستهايم به لحاظ علمي در اين خصوص خوب كار كنيم. من يك نقل قولي از دشمنان در خصوص جنگ تحميلي بيان ميكنم كه ميگويند نيروهاي ايراني با استفاده از امواج انساني توانستند پيروزيهايي را به دست بياورند. متأسفانه اين حرف دشمنان در نظر برخي از جريانهاي داخلي هم اثر گذاشته است. اما ما براي برطرف كردن اين ديدگاه اشتباه چه كاري انجام دادهايم. چقدر در مورد بهداري رزمي، لجستيك رزمي، اطلاعات رزمي يا مهندسي رزمي كاركردهايم. در چند دانشكده مهندسي ما در مورد نحوه ساخت پل خيبر يا بعثت كار ميشود؟ آيا اين كارهاي عظيم مهندسي رزمي از لحاظ علمي پشتوانهاي براي اماكن دانشگاهي ما نيست تا با معرفي آنها بتوانيم جوان دانشجوي خود را با پيشينه علوم در كشورشان آشنا كنيم. به نظر ميرسد ما اگر بعد علمي جنگ را خوب بيان كنيم نه از آن تهمتهاي صفوف انساني اثري باقي ميماند و نه داشتههاي ارزشمند علمي نهفته در گنجينه جنگ تحميلي در معرض تهديد فراموشي قرار ميگيرد. خود بنده در يك دانشكده پزشكي تنها در حدود چند دقيقه از وجهه علمي فرماندهان جنگ سخن گفتم. از اينكه شهيد زينالدين به عنوان نفر چهارم رشته پزشكي از چهار دانشگاه فرانسه بورسيه دريافت ميكند اما نميپذيرد. يا سردار شهيد علي هاشمي به عنوان نفر برتر رشته دندانپزشكي دانشگاه جندي شاپور اهواز برگزيده ميشود كه اگر اكنون بود مطمئناً به لحاظ علمي حرفهاي بسياري براي گفتن داشت. اما اغلب ما به بعد رزمي اين شهدا ميپردازيم و كمتر به مقوله عمليشان پرداختهايم.
در برخورد چهره به چهره با دانشجوهاي نسل سوم يا چهارم پس از انقلاب، اشتياق آنها براي دانستن از دفاع مقدس را چطور ارزيابي ميكنيد؟
نكتهاي كه من هميشه به دوستانم عرض ميكنم اين است كه ما بايد فرصت حضور يك جوان يا دانشجو در راهيان نور يا كلاسهاي درس را با استراتژي پرستار گونه به اين قشر جامعه هدف نگاه كنيم. با وجود اينترنت، رسانههاي مختلف و انواع و اقسام راههايي كه در صورت استفاده ناصحيح ميتوانند ذهن يك جوان را مسموم سازند، اگر ما فرض بگيريم كه با يك فرد آسيب ديده روبهرو هستيم، ابتدا بايد ذهن و روح او را از آلودگيها پاك كنيم و بعد داشتههاي خود را به آنها منتقل كنيم. بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم كه يك دانشجو خودش به سمت مقولههايي چون انقلاب و دفاع مقدس كشيده شود، بلكه خودمان بايد اين اشتياق را در او ايجاد كنيم و نكتهاي كه همواره به دانشجويان ميگويم اين است كه بايد مرا به عنوان استادشان به چالش بكشانند و در فضاي بحث و سؤال ايجاد شده، به انتقال مفاهيم كمك كنيم.
خیلی عالی بود باتشکر