کد خبر: 601184
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۱
گفت‌وگوي «جوان» با سردار حاج مسلم حبيب‌نيا، در خصوص عمليات رمضان و شبهات مربوط به آن
«رمضان» نام يكي از پله‌هاي وصل و سكوهاي پرواز به سوي ابديت؛ به سوي عشق و به سوي خدا، در 23 تيرماه 1361 نام يكي از عمليات‌هاي دفاع مقدس در شرق بصره شد.
پويان شريعت
«رمضان» نام يكي از پله‌هاي وصل و سكوهاي پرواز به سوي ابديت؛ به سوي عشق و به سوي خدا، در 23 تيرماه 1361 نام يكي از عمليات‌هاي دفاع مقدس در شرق بصره شد. عملياتي كه از سوي برخي از سياسيون داخلي هدف از انجام آن فتح منطقه‌اي از خاك عراق و گرفتن امتياز ارضي براي پايان عادلانه به جنگ و تجاوز دو ساله دشمن، طي پنج مرحله بود. اين عمليات بعد از دو پيروزي بزرگ فتح‌المبين و الي‌بيت‌المقدس صورت گرفت و در حالي طرح و نقشه آن روي‌ ميز فرماندهان جنگ آمد كه ما تقريباً بيشتر مناطق اشغالي‌مان در دست رژيم بعث در استان خوزستان را آزاد كرده بوديم و چيزي در حدود 30 هزار اسير طي دو عمليات گذشته از دشمن گرفته بوديم. اما در نهايت «رمضان» به عملياتي معروف شد كه از آن با عنوان عدم الفتح ياد مي‌شود. به همين منظور در آستانه قرار داشتن در سالروز سي ‌و يكمين سالگرد اين عمليات با سردار مسلم حبيب‌نيا، مسئول اطلاعات و عمليات تيپ 25 كربلا در عمليات رمضان گفت‌وگويي را انجام داده‌ايم كه پيش‌رو داريد.

براي شروع با معرفي خودتان آغاز كنيم.
مسلم حبيب‌نيا،متولد سال 46 و اهل شهرستان بابل از استان مازندران هستم. در طول دوران جنگ به صورت بسيجي وارد مناطق عملياتي و جبهه‌هاي حق عليه باطل شدم و در سال 69 با توجه به سابقه كاري و تجربيات با ارزشي كه در طول دوران جنگ به دست آوردم با درخواست فرماندهان مبني بر به‌كارگيري اين تجربيات در تشكيلات سپاه به صورت رسمي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمدم و در طول دوران بعد از دفاع مقدس در كسوت پاسدار در جبهه‌هاي كشور به سربازي ولايت مفتخر بودم.
قبل از عمليات رمضان شرايط جبهه‌ها و داخل كشور چطور بود؟ با اين توضيح كه قبل از آن صحبت‌هايي مبني بر عدم ورود به خاك عراق مطرح شده بود، تا جايي كه شنيده‌ايم شب‌نامه‌هايي در جبهه‌ها با همين عناوين توزيع مي‌شدند.
قبل از عمليات رمضان دو پيروزي بزرگ فتح‌المبين و الي‌بيت‌المقدس براي ما رقم خورده بود و همه كشور غرق شادي و شور بودند تا جايي كه طرح و عمليات رمضان به عنوان گزينه جديد مطرح شد. حركت و روند پيشبرد جنگ و سياست‌هاي عملياتي سپاه پاسداران با توجه به آرمان‌هاي حضرت امام تهيه و تنظيم مي‌‌شد. در آن زمان انجمن حجتيه كارهاي بسياري را در جبهه خودي انجام مي‌داد تا جايي كه شبهاتي مبني بر اينكه ورود به خاك دشمن غصب محسوب مي‌شود و ما نبايد اين كارها را انجام دهيم و ... مطرح مي‌شد اما اگر توجه داشته باشيد بعد از عمليات بيت‌المقدس، اسرائيل به جنوب لبنان حمله‌اي را طراحي كرد. نيروهايي با نام قواي محمدرسو‌ل‌الله كه ادغامي از تيپ 58 ذوالفقار ارتش و تيپ 27 حضرت رسول بودند به آنجا اعزام شدند و مسائل مربوطه كه مي‌دانيد، پيش آمد. در آن مقطع امام سخني دارند مبني بر اينكه راه قدس از كربلا مي‌گذرد و نيروها به جز يك تعداد براي آموزش در آنجا ماندند و بقيه به ايران برگشتند. حرف امام چه بود؟ «راه قدس از كربلا مي‌گذرد» اگر اين جزو تفكرات و آرمان‌هاي حضرت امام بود، يعني امام همزمان براي نيروهاي مستقر در لبنان و كساني كه در ايران براي عمليات در عمق خاك عراق شبهاتي را طرح مي‌كردند در سخنان خود پيام روشني داشتند. به هر حال در آن مقطع صحبت‌هايي هم در شهرها و هم در جبهه‌ از طريق گروهك‌ها و انجمن حجتيه مطرح مي‌شد، كه امام با سخنراني‌ها جواب همه را داد و به اين ترتيب طرح عمليات رمضان آماده اجرا شد.
به نظر شما بعد از اين پيروزي‌هاي بزرگ چرا در رمضان ما شكست خورديم؟ بعد از عدم الفتح روحيه رزمندگان چطور بود؟
رزمندگان هميشه در طول دوران جنگ گوش به فرمان امام بودند و هيچ چيز به اندازه نظر و حرف امام براي آنها مهم نبود. پس شايد يك عدم‌الفتح روي روحيه‌ها اثر مي‌گذاشت اما باز به حرف امام پاي كار مي‌آمديم. اما علت شكست در رمضان را مي‌توان در سه عامل خلاصه كرد: 1- عدم شناخت و شناسايي درست از وضعيت زمين و خطوط دشمن 2- مهندسي سنگين موانع به دست كارشناسان خبره غربي كه تمام تجربه مهندسي زمين و موانع در جنگ جهاني دوم را به همراه خود در خط رمضان آورده بودند. 3- مي‌توان غرور فرماندهان را در اين عدم‌الفتح تاحدودي دخيل دانست. در نهايت بايد باز اشاره كنم كه اين عدم‌الفتح هيچ تأثيري خارج از تأثير عادي و نرم و معمولي كه شكست در هر رزمنده‌اي مي‌گذارد، در روحيه نيروها نداشت و نيروها همچنان گوش به فرمان امام خود در جبهه‌ها حاضر مي‌شدند و در رفع تكليف مي‌كوشيدند.
آيا از نظر عقلاني عمليات در گرماي تابستان خوزستان درست و منطقي بود كه نيروها با زبان روزه وارد عمليات شوند؟ آيا اين مسائل باعث ضعف جسماني در رزمندگان نمي‌شد؟
اينكه گفته مي شود در گرماي تابستان، از يك بي‌توجهي نشأت مي‌گيرد. در جنگ، ارتش و سپاه پاسداران به عنوان دو بازوي نظامي كشور طرح‌هاي خود را براي اجراي عمليات‌ها مي‌دادند. ارتش به علت آموزش‌هاي خاص و گذراندن دوره‌هاي كلاسيك اصرار به جنگيدن و اجراي عمليات از نوع كلاسيك داشت و سپاه پاسداران، كاملاً بر عكس اين تفكر به اجراي عمليات در شب و استفاده از اصل غافلگيري تأكيد داشت. عمليات رمضان هم طرح سپاه بود و شروعش در شب انجام شد. طي روزها دشمني كه در شب به مواضعش تعرض شده بود پاتك مي‌كرد و ما در خط‌هاي پدافندي موقت خود به دفع پاتك مي‌پرداختيم. در نتيجه گرماي تابستان در روند پيشروي عمليات تأثيرچنداني نداشت زيرا ما در شب پيشروي را انجام مي‌داديم. بحث دوم ماه رمضان و روزه بودن رزمندگان بود كه عنوان شده تمام طول مدت جنگ را دفاع مقدس ناميده‌اند. آيا خداوند در دستورات خود آورده است كه اي مسلمانان در ماه رمضان چون روزه هستي، هر ظلمي مي‌تواند به تو شود و تو به خاطر ضعف جسماني هيچ چيزي نگويي؟ ما مشغول دفاع بوديم، اين دفاع در برابر ظلمي آشكار و همه جانبه بود كه ديگر اين دفاع ماه رمضان و روزه و غير روزه نمي‌شناخت. و در آخر آيا اينكه بر روند عمليات تأثير داشت يا نه، مي‌توان گفت كه ما اين تأثيرات را نديديم و لااقل اگر هم بود ما نديديم و شايد خيلي غير محسوس بود.

 روند عمليات را برايمان شرح دهيد.
 عمليات رمضان در شب 21 رمضان و سالروز شهادت حضرت‌اميرالمؤمنين در ساعت 21 و 30 دقيقه شامگاه 23 تير 1361 با رمز يا صاحب‌الزمان ادركني در منطقه عملياتي شلمچه و شرق بصره آغاز شد. در اين عمليات 8 لشكر پياده از سپاه و دو لشكر زرهي از ارتش به عنوان نيروهاي اصلي و همچنين يك تيپ پياده از سپاه و يك لشكر زرهي از ارتش به عنوان نيروهاي ذخيره حضور داشتند كه تحت امر چهار قرارگاه عملياتي كار مي‌كردند.
در مرحله اول، در سه محور به علت موانع و استحكامات مثلثي شكل و ميادين مين فراوان نيروهاي ايراني نتوانستند با سرعت عمل به تمامي اهداف مورد نظر دست يابند. لذا با روشن شدن هوا از ادامه پيشروي خودداري شد. اما در محور جنوبي، جنوب پاسگاه زيد، چهار تيپ از سپاه و دو تيپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگيري همه مواضع دشمن را در هم كوبيده و تا عمق 30 كيلومتري مواضع عراقي‌ها رسيده و خود را به نهر كتيبان در شرق اروند و كانال ماهيگيري برسانند. به گونه‌اي كه به قرارگاه فرماندهي لشكر 9 زرهي عراق دست يافته و علاوه بر غنيمت گرفتن خودرو تويوتا فرماندهي قرارگاه را منهدم كنند. به‌رغم اين موفقيت جناح راست نيروها باز مانده بود و با روشن شدن هوا عراقي‌ها با يك لشكر زرهي فشار اصلي را معطوف اين منطقه كرده و از پيشروي نيروهاي ايراني ممانعت به عمل آوردند. در اين مرحله از عمليات 85 دستگاه تانك و نفربر و 12 توپ دشمن منهدم و 71 دستگاه تانك و نفربر به  غنيمت گرفته شد.
مرحله دوم نيز در محور مياني، جنوب پاسگاه زيد، با همان يگان‌ها و تقويت دو تيپ ديگر در تاريخ 25 مردادماه 1361 صورت گرفت كه چندان موفقيت‌آميز نبود و تنها مقداري خسارت به دشمن وارد آمد و شماري از آنان كشته و زخمي و اسير شدند.
در مرحله سوم احتمال مي‌رفت كه دشمن با تجمع نيروهاي زرهي قصد پاتك دارد، لذا در تاريخ 30 مرداد 1361 از شركت نيروهاي زرهي خودي صرفنظر شد تا نيروهاي پياده بتوانند به انهدام تانك‌ها و نفربرها بپردازند. بنابراين مرحله سوم عمليات از جنوب پاسگاه زيد آغاز شد و نيروهاي ايراني به طور خيره‌كننده‌اي به در هم شكستن و تصرف مواضع دشمن پرداختند. رزمندگان اسلام توانستند در اين مرحله در زميني به وسعت 180 كيلومترمربع، نزديك به 700 دستگاه تانك و نفربر را منهدم و 14 دستگاه تانك و نفربر دشمن را كه چهار دستگاه آن از نوع تي 72 بود به غنيمت بگيرند.
مرحله چهارم عمليات در يكم شهريورماه 1361 از محور جنوبي منطقه عملياتي شلمچه شروع شد اما به دليل آمادگي و هوشياري عراقي‌ها و استحكامات و مواضعي كه تعبيه شده بود، راهي از خط مقدم دشمن به روي رزمندگان اسلام باز نشد.
مرحله پنجم و پاياني كه تلاش نهايي و اصلي اين عمليات سياسي- نظامي بود در 6 شهريور 1361 از شمال پاسگاه زيد و در حد فاصل دژ مرزي عراق و خاكريزهاي مثلثي آغاز شد. در آغاز درگيري و نبرد، همه چيز طبق طرح فرماندهان ايراني پيش رفت و نيروهاي ارتش و سپاه توانستند گذشته از پاكسازي و الحاق، خاكريزي مناسب و دو جداره در جناح شمالي دشمن بسازند، ولي از آنجا كه دقت كافي در ساخت آن به كار نرفت، دشمن توانست 5 كيلومتر در آن رخنه كند. بنابراين در اين عمليات جمهوري اسلامي ايران نشان داد كه در نفوذ به خاك عراق و ادامه نبرد تنها به دنبال خواسته‌هاي بحق مردم مظلوم خود است.
 عامل اصلي مقاومت خوب عراقي‌ها در برابر نيروهاي ايران در عمليات رمضان چه بوده است؟  آيا علت اين مقاومت ايستادگي در برابر تجاوز به خاكشان بود يا جنگيدن در خاك خودشان و اشراف كامل به زمين درگيري علت اين مقاومت آنها بوده است؟
در ميان سؤال‌ها گفتم كه عدم شناخت درست ما از زمين درگيري و مهندسي زمين و موانعي كه تمام كارشناسان و خبره‌هاي غربي براي عراق انجام داده بودند، عامل اصلي عدم الفتح در رمضان بود. اما اينكه عراقي‌ها در زمين خودشان مي‌جنگيدند و به زمين درگيري و نبرد اشراف كامل داشتند، بي‌تأثير نبوده است. اما به هر حال وقتي كنت دومارانش يكي از وزراي فرانسه در پشت خط تنومه حضور پيدا مي‌كند و تمام كارشناسان غربي به صورت ميداني در خط و خطوط درگيري حضور دارند و كار مي‌كنند، فكر نمي‌كنم ديگر عاملي براي برتري آنها در درگيري نياز باشد. آنطور كه طراحي شده بود، قرار بود در رمضان جنگ به نقطه‌اي برسد كه بعد از آن بتوان بر سر ميزهاي مذاكره اين اتفاق تلخ را پايان داد. اما با وجود اين مسائل سرنوشت جنگ را والفجر 8 رقم مي‌زند و مهر تأييد آن كربلاي 5 مي‌شود كه بعد از آن تمام جهانيان مستكبر به يكباره بر سر ميز مذاكره آمدند. يعني عبور بچه‌هاي روح‌الله در دل شب از اروند رود و عبور همان شيربچه‌هاي روح‌الله در كربلاي 5 به عمق 12 كيلومتر در موانع دشمن و موانعي كه صدام گفته بود اگر ايراني‌ها يك متر در اين زمين پيشروي كنند من كليد بصره را به آنها مي‌دهم باعث شد كه سرنوشت جنگ رقم بخورد. در آخر، امروز روز يادمان نرود كه چه بچه‌هايي با چه تفكر و آرمان‌هايي به چه خطوطي زدند كه پيكر‌هاي پاكشان هنوز كه هنوز است در آنجا مانده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار