کد خبر: 1371423
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰
گفت‌وگوی «جوان» با سعید پاک‌سرشت مدیر برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی گاز ایران
1 بیش از ۷۰ درصد سبد انرژی به گاز وابسته شده است و ادامه این روند، ناترازی انرژی را تشدید می‌کند. باید هرچه سریع‌تر به سمت تنوع‌بخشی حامل‌های انرژی حرکت کنیم
وحید عظیم‌نیا

جوان آنلاین: ناترازی گاز از یک مفهوم فنی در ادبیات انرژی خارج و به مسئله‌ای تبدیل شده است که آثار آن را می‌توان از شبکه تأمین سوخت نیروگاه‌ها و صنایع تا الگوی مصرف بخش خانگی مشاهده کرد. با این حال، تقلیل این وضعیت به شکاف میان تولید و مصرف، بیش از آنکه به فهم مسئله کمک کند، بخشی از واقعیت را پنهان می‌سازد، زیرا آنچه امروز در قالب ناترازی خود را نشان می‌دهد، حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از سیاست‌ها، اولویت‌ها و تصمیماتی است که طی دهه‌های گذشته ساختار مصرف و ترکیب سبد انرژی کشورمان را شکل داده‌اند و طبعاً در چنین وضعیتی، بحث ناترازی صرفاً به میزان تولید گاز محدود نمی‌شود و موضوعاتی همچون جایگاه گاز در سبد انرژی کشور، نحوه تخصیص این حامل به بخش‌های مختلف مصرف، نسبت میان الزامات رفاهی و ملاحظات اقتصادی، میزان اثربخشی نظام تعرفه‌گذاری، ضرورت بهینه‌سازی مصرف و نقش فناوری در مدیریت تقاضا را نیز دربر می‌گیرد. از سوی دیگر، افزایش سهم گاز در تأمین انرژی کشور و محدود ماندن سهم سایر حامل‌های انرژی، دغدغه‌هایی را درباره مسیر طی شده و الزامات پیش‌روی حکمرانی انرژی مطرح کرده است. سعید پاک‌سرشت، مدیر برنامه‌ریزی تلفیقی و عضو اصلی هیئت‌مدیره شرکت ملی گاز ایران در گفت‌وگوی مشروح با «جوان» از چرایی شکل‌گیری این وضعیت، خطا‌های سیاستگذاری در حوزه انرژی، چالش‌های توسعه گازرسانی، نسبت میان رفاه و اقتصاد انرژی، نقش تعرفه‌ها در مدیریت مصرف و برنامه‌های جدید شرکت ملی گاز برای اصلاح الگوی مصرف سخن گفته است که در ادامه می‌خوانیم. 

اگر بخواهیم از سطح مسائل روزمره و مقطعی عبور کنیم و با نگاه راهبردی به آینده صنعت گاز کشور بنگریم، به نظر می‌رسد مجموعه‌ای از چالش‌های انباشته شده در حوزه تولید، مصرف، سرمایه‌گذاری، سبد انرژی و امنیت تأمین انرژی در حال اثرگذاری بر این صنعت هستند. با توجه به مسئولیت شما در حوزه برنامه‌ریزی تلفیقی و ترسیم افق‌های میان‌مدت و بلندمدت، چه ارزیابی از مهم‌ترین چالش پیش‌روی صنعت گاز دارید؟

اگر بخواهیم واقع‌بینانه و بدون تعارف صحبت کنیم، مهم‌ترین مسئله‌ای که امروز باید درباره آن سخن گفت، ناترازی انرژی است، مدیریت برنامه‌ریزی وظیفه دارد آینده را رصد کند، روند‌ها را ببیند و برای عبور از چالش‌ها برنامه ارائه دهد. بنابراین وقتی به وضعیت کنونی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم مسئله ناترازی مهم‌ترین موضوعی است که باید برای آن راه‌حل پیدا کنیم. البته برای فهم ناترازی باید ابتدا ریشه‌های آن را شناخت، چراکه انرژی برای اقتصاد کشور حکم خون در رگ‌های یک موجود زنده را دارد و صنعت، تولید، اشتغال و رشد اقتصادی بدون انرژی امکان‌پذیر نیست، به همین دلیل کشور‌های مختلف تلاش می‌کنند سبدی متنوع از منابع انرژی در اختیار داشته باشند تا بتوانند نیاز‌های خود را تأمین کنند و در این سبد معمولاً انرژی‌های فسیلی، انرژی هسته‌ای، انرژی‌های تجدیدپذیر و سایر منابع انرژی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، اما در کشور ما به دلایل مختلف، سهم گاز طبیعی در این سبد به شکل قابل توجهی افزایش یافته است و اکنون بیش از ۷۰درصد نیاز انرژی کشور از طریق گاز تأمین می‌شود. 

یعنی این وابستگی گسترده یکی از عوامل اصلی ناترازی است؟

دقیقاً همین‌طور است، ببینید وقتی بیش از ۷۰درصد انرژی یک کشور به یک حامل وابسته می‌شود، عملاً همه بخش‌ها به آن گره می‌خورند، در دنیا کمتر کشوری را می‌توان پیدا کرد که تا این اندازه به یک حامل انرژی متکی باشد و این وضعیت باعث می‌شود اختلال یا محدودیت در آن حامل انرژی، کل اقتصاد و نظام تأمین انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. باید بپذیریم که در مقاطعی از گذشته، سبد انرژی کشورمان به شکل متوازن طراحی نشده است و شاید تصور می‌شد با توجه به منابع عظیم گاز می‌توان برای دهه‌های طولانی بر این مزیت تکیه کرد، اما امروز مشخص شده که بار بسیار سنگینی بر دوش گاز طبیعی قرار گرفته است. 

منظور از خطا‌های گذشته چیست؟ یعنی توسعه بیش از اندازه مصرف گاز در بخش‌های مختلف، مخصوصاً خانگی؟

قبل از ورود به مصادیق باید به اصل موضوع توجه کنیم، مسئله اصلی این است که تنوع لازم در سبد انرژی کشور شکل نگرفته است، در ادبیات جهانی انرژی، تنوع‌بخشی یا Diversification یکی از اصول اساسی محسوب می‌شود، یعنی کشور‌ها تلاش می‌کنند وابستگی خود را به یک منبع خاص کاهش دهند. ما در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در بخش هیدروکربوری انجام دادیم و بخش مهمی از آن نیز بر گاز متمرکز شد، در مقابل، انرژی‌های تجدیدپذیر، برخی ظرفیت‌های معدنی و سایر منابع انرژی آن‌گونه که باید توسعه پیدا نکردند. نتیجه این رویکرد امروز خود را در قالب ناترازی نشان می‌دهد. 

یعنی تنوع‌نبخشیدن به سبد انرژی، از دلایل وضعیت کنونی است؟

قطعاً. اگر سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، انرژی هسته‌ای و سایر حامل‌های انرژی افزایش پیدا می‌کرد، امروز فشار کمتری بر شبکه گاز کشور وارد می‌شد، مسئله این نیست که گاز طبیعی حامل مناسبی نیست؛ اتفاقاً گاز یکی از پاک‌ترین و ارزشمندترین حامل‌های انرژی است، مسئله این است که نباید تقریباً همه نیاز‌های انرژی کشور را بر دوش یک حامل قرار داد. 

ضرورت تنوع‌بخشی به حامل‌های انرژی

اگر بپذیریم که ناترازی کنونی محصول یک تصمیم یا یک دوره زمانی خاص نیست و در نتیجه انباشت سیاست‌ها و رویه‌های چند دهه گذشته شکل گرفته است، مسیر اصلاح از کجا باید آغاز شود و اولویت‌های اصلی برای بازگرداندن تعادل به نظام انرژی کشور چیست؟

سؤال خوبی است، نخستین راهکار، تنوع‌بخشی به سبد انرژی کشور است و ما باید در کنار گاز طبیعی از سایر ظرفیت‌های موجود نیز استفاده کنیم، صنعت کشورمان به انرژی نیاز دارد و نمی‌توان به صنایع گفت انرژی دریافت نکنند، اما می‌توان مسیر‌های متنوع‌تری برای تأمین انرژی ایجاد کرد. استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه ظرفیت‌های برق، بهره‌گیری از سایر حامل‌های انرژی و حرکت به سمت سبد متوازن‌تر، بخشی از اقداماتی است که باید در سطح سیاست‌گذاری کلان دنبال شود. البته این موضوع صرفاً در اختیار شرکت ملی گاز نیست و نیازمند تصمیم‌گیری در سطح کلان انرژی کشور است، اما واقعیت این است که امروز بسیاری از کارشناسان و سیاست‌گذاران نیز به همین جمع‌بندی رسیده‌اند که گاز طبیعی دیگر نمی‌تواند به تنهایی بار اصلی سبد انرژی کشور را بر دوش بکشد. 

گاز باید بیشتر در خدمت تولید و اشتغال باشد

بخشی از انتقاد‌های مطرح شده در حوزه انرژی متوجه نحوه تخصیص گاز در کشور است؛ به این معنا که برخی معتقدند سهم بخش‌های مولد اقتصادی از این حامل ارزشمند انرژی با جایگاه واقعی آنها در اقتصاد تناسب ندارد. ارزیابی شما از الگوی فعلی توزیع گاز چیست؟

اگر بخواهیم خیلی ساده و قابل فهم توضیح بدهیم، گاز طبیعی در کشور سه مشتری اصلی دارد. البته اعداد دقیق بسته به فصل و شرایط مصرف تغییر می‌کند، اما به صورت تقریبی می‌توان گفت یک‌سوم گاز کشور به نیروگاه‌ها می‌رود، یک‌سوم در اختیار صنایع قرار می‌گیرد و یک‌سوم نیز در بخش خانگی، تجاری و عمومی مصرف می‌شود. 

این تقسیم‌بندی شاید در نگاه نخست طبیعی به نظر برسد، اما وقتی از منظر اقتصادی به آن نگاه می‌کنیم، پرسش مهمی مطرح می‌شود؛ اینکه آیا ارزشمندترین حامل انرژی در بهترین محل مصرف می‌شود؟

نگاه اقتصادی می‌گوید هرچه سهم بیشتری از انرژی به بخش‌های مولد اقتصاد اختصاص پیدا کند، بازدهی بیشتری برای کشور ایجاد خواهد شد، وقتی گاز وارد صنعت می‌شود، تولید شکل می‌گیرد، اشتغال ایجاد می‌شود، ارزش افزوده به وجود می‌آید و در نهایت اقتصاد کشور منتفع می‌شود، به همین دلیل یکی از اصول پذیرفته شده در مدیریت انرژی این است که حامل‌های ارزشمند انرژی تا حد امکان در بخش‌هایی مصرف شوند که بیشترین ارزش اقتصادی را خلق می‌کنند. 

یعنی سهم بخش‌های مولد باید بیشتر شود؟

طبیعتاً هر سیاستی که بتواند مصرف غیرضروری را کاهش دهد و منابع انرژی را به سمت بخش‌های مولد هدایت کند، به نفع اقتصاد کشور خواهد بود. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن نیاز‌های مردم نیست، ما نمی‌توانیم رفاه عمومی را قربانی اهداف اقتصادی کنیم، اما باید میان رفاه، عدالت و بهره‌وری تعادل ایجاد کنیم. 

عدالت اجتماعی، گازرسانی و توسعه متوازن

یکی از انتقاد‌هایی که همواره درباره صنعت گاز مطرح می‌شود، توسعه گسترده شبکه گازرسانی حتی در مناطقی است که از نظر اقتصادی شاید توجیه نداشته باشد. آیا امروز با همان نگاه گذشته موافق هستید؟

باید بین عدالت اجتماعی و شیوه تأمین انرژی تفاوت قائل شویم. هیچ‌کس مخالف رفاه مردم نیست و همه معتقدیم باید امکانات رفاهی به طور عادلانه در اختیار همه شهروندان قرار گیرد، اما سؤال اینجاست که آیا رفاه فقط به معنای لوله‌کشی گاز است؟ پاسخ من این است که خیر. گاز طبیعی یک حامل ارزشمند انرژی است و هر جا که ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند، استفاده از آن منطقی‌تر است. به همین دلیل معتقدم هرچه سهم گاز در بخش‌های مولد اقتصادی، صنایع و نیروگاه‌ها بیشتر باشد، منفعت بیشتری برای اقتصاد کشور ایجاد می‌شود. البته این به معنای محروم کردن مناطق مختلف از انرژی نیست، بلکه به این معناست که باید برای هر منطقه، متناسب با شرایط اقلیمی، جمعیتی و اقتصادی، مناسب‌ترین شیوه تأمین انرژی انتخاب شود. 

یعنی ممکن است در برخی مناطق، تأمین رفاه مردم بدون گازرسانی نیز امکان‌پذیر باشد؟

دقیقاً همین‌طور است. ممکن است در برخی مناطق توسعه شبکه برق، استفاده از تجهیزات برقی با راندمان بالا یا حتی بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر، هم از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه‌تر باشد و هم همان سطح رفاه را برای مردم ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، تأمین رفاه مردم است، نه الزاماً استفاده از یک حامل انرژی خاص. بنابراین اگر بتوانیم با یک روش مناسب‌تر همان آسایش و رفاه را برای مردم فراهم کنیم، ضرورتی ندارد در همه نقاط کشور صرفاً به دنبال توسعه شبکه گاز باشیم. 

رفاه عمومی لزوماً به معنای لوله‌کشی گاز نیست

به مسئله مهمی اشاره کردید، چراکه بعضاً این رویکرد برجسته می‌شود که گازرسانی گسترده به تمامی نقاط کشور، صرف‌نظر از ملاحظات اقتصادی و اقلیمی، بهترین شیوه تأمین رفاه و دسترسی مردم به انرژی نبوده است، با توجه به شرایط فعلی صنعت گاز، آیا بخشی از ناترازی کنونی را می‌توان محصول همین رویکرد دانست؟ اگر بله، اساساً نسبت میان عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و اقتصاد انرژی را چگونه باید تعریف کرد؟

باید منصفانه به موضوع نگاه کنیم، ما نمی‌توانیم همه اقدامات گذشته را به طور مطلق درست یا غلط بدانیم، گازرسانی گسترده در مقاطع مختلف با اهدافی همچون افزایش رفاه عمومی، توسعه متوازن و بهبود کیفیت زندگی مردم انجام شده است، اما امروز که از منظر اقتصادی و انرژی به موضوع نگاه می‌کنیم، باید بپرسیم آیا در همه نقاط کشور، گازرسانی بهترین گزینه بوده است یا خیر؟ واقعیت این است که پاسخ همیشه مثبت نیست. 

یعنی در برخی مناطق، گزینه‌های دیگری اقتصادی‌تر بودند؟

دقیقاً. باید توجه کنیم که هدف اصلی، تأمین رفاه مردم است، نه الزاماً رساندن یک حامل خاص انرژی، یعنی ممکن است در یک منطقه سردسیر و پرجمعیت، توسعه شبکه گاز کاملاً توجیه‌پذیر باشد، اما در منطقه‌ای دیگر، استفاده از برق، انرژی‌های تجدیدپذیر یا سایر راهکار‌ها اقتصادی‌تر و منطقی‌تر باشد. گاهی اوقات تصور می‌شود عدالت، یعنی همه مناطق دقیقاً از یک خدمت مشابه برخوردار باشند. در حالی که در حکمرانی مدرن، عدالت الزاماً به معنای یکسان‌سازی نیست، عدالت یعنی هر منطقه متناسب با شرایط جغرافیایی، اقلیمی و اقتصادی خود بهترین خدمت را دریافت کند. 

به عبارتی ممکن است رفاه یک منطقه با برق تأمین شود و رفاه منطقه‌ای دیگر با گاز.

دقیقاً همین‌طور است، مهم این است که مردم از انرژی پایدار، مطمئن و اقتصادی برخوردار باشند، اینکه این انرژی از طریق گاز، برق یا سایر منابع تأمین شود، موضوعی است که باید براساس مطالعات کارشناسی تعیین شود. به همین دلیل امروز در بسیاری از کشور‌های دنیا نیز نسخه واحدی برای همه مناطق وجود ندارد، در برخی نقاط گازرسانی انجام می‌شود و در برخی مناطق دیگر از راهکار‌های متفاوت استفاده می‌کنند. 

تعرفه‌های گاز، فلسفه قیمت‌گذاری و نظام پلکانی مصرف

یکی از موضوعاتی که همواره در افکار عمومی محل بحث بوده، اصلاح تعرفه‌های گاز است و بعضاً اینگونه استدلال می‌شود که چرا با وجود برخورداری کشورمان از منابع عظیم گاز طبیعی، تعرفه‌ها اینقدر افزایش می‌یابد؟ آیا این سیاست با هدف مدیریت مصرف اجرا می‌شود یا دلایل دیگری پشت آن قرار دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا شرایط صنعت گاز کشور را در نظر بگیریم، همان‌طور که اشاره کردم، امروز با ناترازی قابل توجهی در تولید و مصرف گاز روبه‌رو هستیم و امسال نیز شرایط خاص ناشی از آسیب به بخشی از تأسیسات گازی را تجربه می‌کنیم و در چنین وضعیتی، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های مدیریت مصرف، نظام تعرفه‌گذاری است، البته باید تأکید کنم که شرکت ملی گاز تصمیم‌گیرنده قیمت نیست و تعرفه‌ها بر اساس مصوبه هیئت وزیران و با پیشنهاد دستگاه‌های مسئول از جمله سازمان برنامه و بودجه، وزارت نفت و سازمان هدفمندی یارانه‌ها تعیین می‌شود و شرکت ملی گاز صرفاً مجری این مصوبات است. 

اینکه بعضاً گفته می‌شود افزایش تعرفه‌ها بیشتر با هدف جبران کسری بودجه دولت انجام شده، برداشت درستی است؟

خیر، چنین برداشتی با فلسفه این مصوبه همخوانی ندارد و هدف اصلی از اصلاح تعرفه‌ها، مدیریت مصرف و کاهش ناترازی گاز است، نه تأمین منابع بودجه‌ای دولت. اساس این سیاست آن است که مصرف‌کنندگان پرمصرف که سهم بیشتری از منابع انرژی کشور را مصرف می‌کنند، انگیزه بیشتری برای اصلاح الگوی مصرف داشته باشند. بنابراین فلسفه این نظام تعرفه‌ای، بازدارندگی برای مصرف‌های غیرمتعارف است، نه افزایش درآمد. 

۷۰ درصد مشترکان گاز خوش‌مصرف هستند

یکی از دغدغه‌های مشترکان این است که با هر بار اصلاح تعرفه‌ها، باید هزینه بیشتری پرداخت کنند، آیا نظام تعرفه‌گذاری میان مشترکان کم‌مصرف و پرمصرف تفاوت قائل می‌شود؟ اگر بله، ساختار تعرفه‌های گاز بر چه مبنایی طراحی شده و چه سازوکاری برای حمایت از مشترکان خوش‌مصرف در نظر گرفته شده است؟

نظام تعرفه‌گذاری کاملاً پلکانی طراحی شده است، در حال حاضر حدود ۷۰ درصد مشترکان در پله نخست مصرف قرار دارند که خوش‌مصرف محسوب می‌شوند. حدود ۱۸ درصد در پله دوم، ۱۰ درصد در پله سوم و تنها ۲ درصد از مشترکان در پله چهارم یا گروه بسیار پرمصرف قرار می‌گیرند. اختلاف تعرفه‌ها نیز متناسب با همین طبقه‌بندی است، به‌گونه‌ای که فشار اصلی افزایش قیمت متوجه مشترکان بسیار پرمصرف باشد و مشترکان خوش‌مصرف همچنان از تعرفه‌های حمایتی بهره‌مند شوند و هدف این است که کسانی که بیش از الگوی تعیین‌شده مصرف می‌کنند، هزینه واقعی‌تری بابت مصرف خود بپردازند. 

اگر مشترکان وارد پله‌های بالاتر شوند، کل مصرف آنها با همان تعرفه محاسبه می‌شود؟

خیر، این‌طور نیست. محاسبه قبوض به صورت پلکانی انجام می‌شود، یعنی هر بخش از مصرف با تعرفه همان پله محاسبه می‌شود. برای مثال اگر مشترکی وارد پله سوم شود، میزان مصرف او تا سقف پله اول با تعرفه پله اول، بخش بعدی با تعرفه پله دوم و فقط مصرف مازاد با تعرفه پله سوم محاسبه خواهد شد. بنابراین قرار گرفتن در یک پله بالاتر به این معنا نیست که کل مصرف مشترک با بالاترین تعرفه محاسبه شود. 

قبض شفاف گازی در راه است

با توجه به اجرای نظام تعرفه‌گذاری پلکانی، یکی از دغدغه‌های مشترکان این است که بدانند مبلغ قبض آنها دقیقاً چگونه محاسبه شده و سهم هر بخش از مصرف در هزینه نهایی چقدر بوده است. برای اینکه مردم بتوانند دریافت روشن‌تری از الگوی مصرف خود داشته باشند و اثر کاهش مصرف را به صورت ملموس مشاهده کنند، چه اقداماتی برای شفاف‌سازی قبوض گاز در دستور کار قرار گرفته است؟

یکی از اقداماتی که در حال نهایی شدن است، ارائه قبض شفاف گاز است، به‌طوری‌که مشترک با ورود به سامانه می‌تواند به صورت دقیق مشاهده کند چه میزان مصرف در هر پله داشته، هر بخش از مصرف با چه تعرفه‌ای محاسبه شده و مبلغ هر پله چقدر است، همچنین اگر مشترک فقط چند درصد مصرف خود را کاهش می‌داد، چه میزان از مبلغ قبضش کمتر می‌شد. بنابراین هدف ما این است که مردم به صورت کاملاً شفاف از نحوه محاسبه قبض خود مطلع شوند و بتوانند اثر مدیریت مصرف را به‌طور ملموس مشاهده کنند. 

یعنی هدف اصلی سیاست تعرفه‌ای، اصلاح رفتار مصرفی است؟

دقیقاً همین‌طور است، چراکه سیاست تعرفه‌ای زمانی موفق خواهد بود که انگیزه لازم برای اصلاح الگوی مصرف را ایجاد کند و بخش عمده مشترکان کشور خوش‌مصرف هستند و تغییرات تعرفه فشار قابل توجهی به آنها وارد نمی‌کند. تمرکز اصلی این سیاست بر گروه کوچکی از مشترکان بسیار پرمصرف است که سهم بالایی در مصرف گاز کشور دارند و اگر این گروه مصرف خود را اصلاح کنند، تأثیر قابل توجهی بر کاهش ناترازی گاز و پایداری شبکه در فصل سرد خواهد داشت. 

۷ دلیل افزایش هزینه‌های قبوض گاز

افزایش مبلغ قبوض گاز همواره با انتقاد و ابهام از سوی مشترکان همراه است و بسیاری این افزایش را به تعرفه‌ها نسبت می‌دهند، اما واقعاً چه عواملی در رشد مبلغ قبوض مؤثر هستند و سهم هر یک چقدر است؟

این تصور درستی نیست که هر قبض سنگینی فقط ناشی از افزایش تعرفه باشد. بررسی‌های ما نشان می‌دهد عوامل مختلفی در افزایش مبلغ قبوض نقش دارند که در بسیاری از موارد به نحوه مصرف یا شرایط ساختمان مربوط می‌شود، به همین دلیل همواره تأکید کرده‌ایم قبل از هرگونه قضاوت درباره مبلغ قبض، باید مجموعه این عوامل را در نظر گرفت. ما هفت عامل اصلی را در این زمینه شناسایی کرده‌ایم؛ نخست، استفاده غیرمجاز از انشعاب یا مصرف خارج از ضوابط قانونی است. دوم، ثبت نشدن صحیح تعداد واحد‌های یک ساختمان؛ برای مثال ساختمانی که چند واحد مسکونی دارد، اما همچنان با یک واحد در سامانه ثبت شده است، طبیعتاً مصرف آن به صورت یک واحد محاسبه می‌شود و همین موضوع مبلغ قبض را افزایش می‌دهد. عامل سوم، هدررفت بالای انرژی در ساختمان‌های قدیمی و غیراستاندارد است. ساختمان‌هایی که عایق‌بندی مناسبی ندارند یا از پنجره‌ها و تجهیزات فرسوده استفاده می‌کنند. چهارمین عامل نیز استفاده‌های تجملاتی و غیرضروری از گاز است؛ مانند گرم کردن فضا‌های بسیار بزرگ یا استخر‌های شخصی که طبیعتاً مصرف بالایی ایجاد می‌کند. پنجمین عامل، رعایت نکردن الگوی صحیح مصرف و تنظیم دمای محیط بیش از حد استاندارد است. ششم، متراژ بسیار بالای واحد‌های مسکونی است که طبیعتاً انرژی بیشتری برای گرمایش نیاز دارند و در نهایت، استفاده از تجهیزات گرمایشی قدیمی و کم‌بازده که بخش قابل توجهی از انرژی را هدر می‌دهند. 

یعنی ممکن است دو خانوار با تعرفه یکسان، قبوض کاملاً متفاوتی دریافت کنند؟

دقیقاً همین‌طور است. تعرفه فقط یکی از عوامل تعیین‌کننده مبلغ قبض است و اگر یک واحد مسکونی عایق‌بندی مناسبی داشته باشد، از تجهیزات استاندارد استفاده کند و الگوی مصرف را رعایت کند، حتی در فصل زمستان نیز مبلغ قبض آن تفاوت قابل توجهی با واحدی که همین شرایط را ندارد خواهد داشت، به همین دلیل ما همواره تأکید می‌کنیم مدیریت مصرف فقط به کاهش درجه حرارت محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از اقدامات فنی و رفتاری را در بر می‌گیرد. 

امروز باید با واقعیت‌های موجود کار کنیم

حتی اگر بپذیریم که بخشی از چالش‌های امروز ریشه در سیاست‌های گذشته دارد، امکان بازگشت به نقطه آغاز وجود ندارد و کشور باید با واقعیت‌های موجود تصمیم‌گیری کند، اکنون که شبکه گازرسانی تقریباً به مرحله اشباع رسیده است، راهبرد اصلی برای مدیریت تقاضا، کاهش ناترازی و ارتقای بهره‌وری در بخش مصرف چیست؟

این نکته بسیار مهمی است، ما امروز با یک واقعیت موجود روبه‌رو هستیم، به‌طوری‌که شبکه گاز کشور طی دهه‌های گذشته توسعه پیدا کرده است و اکنون تقریباً همه شهر‌ها و بخش عمده روستا‌های کشور تحت پوشش قرار دارند. بنابراین دیگر نمی‌توان به عقب بازگشت و درباره تصمیمات گذشته بحث نظری کرد. واقعیت این است که این زیرساخت ایجاد شده و امروز وظیفه ما مدیریت بهینه همین شرایط است، به همین دلیل معتقدم از اینجا به بعد، کلیدواژه اصلی صنعت گاز «بهینه‌سازی» است. اگر بخواهم فقط یک راهکار را به عنوان مهم‌ترین مسیر کاهش ناترازی معرفی کنم، آن راهکار بهینه‌سازی مصرف است، ما نمی‌توانیم فقط به افزایش تولید تکیه کنیم، هرچقدر هم تولید افزایش پیدا کند، اگر الگوی مصرف اصلاح نشود، دوباره با کمبود مواجه خواهیم شد. به همین دلیل امروز تمرکز اصلی باید بر مدیریت مصرف، ارتقای بهره‌وری و کاهش اتلاف انرژی باشد. 

۴ ستون اصلی بهینه‌سازی مصرف

بهینه‌سازی دقیقاً از چه مسیر‌هایی دنبال می‌شود؟

بهینه‌سازی یک مفهوم چندبعدی است و نمی‌توان آن را به یک ابزار محدود کرد، از نگاه ما چهار محور اصلی در این حوزه وجود دارد. محور نخست، نظام تعرفه‌ها و قیمت‌گذاری است، تجربه جهانی نشان می‌دهد قیمت انرژی یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر رفتار مصرف‌کنندگان است. محور دوم، قوانین، مقررات و استانداردهاست، یعنی دولت و نهاد‌های مسئول باید چارچوب‌هایی تعیین کنند که مصرف انرژی در مسیر منطقی قرار گیرد. محور سوم، فناوری است؛ استفاده از تجهیزات کم‌مصرف، ساختمان‌های بهینه، سامانه‌های هوشمند و فناوری‌های نوین می‌تواند نقش مهمی در کاهش مصرف ایفا کند و در نهایت محور چهارم، فرهنگ‌سازی است که شاید اثر آن دیرتر ظاهر شود، اما ماندگارترین نتایج را به همراه دارد. 

برخی معتقدند هر زمان بحث بهینه‌سازی مصرف انرژی مطرح می‌شود، در نهایت مقصد آن اصلاح قیمت‌ها و افزایش تعرفه‌هاست. آیا از نگاه شما بهینه‌سازی را می‌توان صرفاً به سیاست‌های قیمتی تقلیل داد یا این مفهوم ابعاد گسترده‌تری در حوزه مدیریت مصرف دارد؟

این برداشت کاملاً دقیق نیست، تعرفه فقط یکی از ابزار‌های بهینه‌سازی است، نه همه آن. البته نمی‌توان نقش قیمت را انکار کرد، چراکه در همه دنیا قیمت انرژی بر الگوی مصرف اثر می‌گذارد، اما اگر تصور کنیم صرفاً با افزایش قیمت می‌توان مسئله مصرف را حل کرد، دچار خطا شده‌ایم. واقعیت این است که بهینه‌سازی زمانی موفق خواهد بود که هر چهار محور به صورت همزمان فعال شوند؛ یعنی هم اصلاح تعرفه‌ها انجام شود، هم فناوری توسعه پیدا کند، هم استاندارد‌ها به‌روز شوند و هم فرهنگ مصرف در جامعه ارتقا یابد. 

فناوری، حلقه مفقوده مدیریت مصرف

بسیاری از کشور‌ها بخش مهمی از دستاورد‌های خود در زمینه بهینه‌سازی مصرف انرژی را نه از مسیر محدودیت‌های قیمتی، بلکه از طریق توسعه فناوری، هوشمندسازی شبکه‌ها و ارتقای بهره‌وری تجهیزات به دست آورده‌اند، در این میان، فناوری چه نقشی در راهبرد‌های شرکت ملی گاز برای مدیریت مصرف و کاهش ناترازی ایفا می‌کند؟

بله، فناوری یکی از مهم‌ترین ابزار‌های آینده صنعت انرژی است و در بسیاری از کشورها، مدیریت مصرف دیگر صرفاً با توصیه و تبلیغ انجام نمی‌شود، بلکه سامانه‌های هوشمند به کمک آمده‌اند. امروز کنتور‌های هوشمند، تحلیل داده‌های مصرف، سامانه‌های پایش لحظه‌ای و ابزار‌های دیجیتال این امکان را فراهم کرده‌اند که رفتار مصرفی مشترکان بهتر شناخته شود و سیاست‌های دقیق‌تری برای مدیریت مصرف طراحی شود. ما نیز معتقدیم بدون ورود فناوری‌های نوین، دستیابی به اهداف بزرگ بهینه‌سازی دشوار خواهد بود. 

ناترازی گاز، آسیب پالایشگاه‌ها و زمستان پیش‌رو

با توجه به موضوع ناترازی گاز که آن را یکی از جدی‌ترین چالش‌های بخش انرژی کشور توصیف کردید و هر زمستان نیز نگرانی‌هایی درباره تأمین پایدار گاز بخش خانگی، صنایع و نیروگاه‌ها مطرح می‌شود، ارزیابی شما از وضعیت کنونی ناترازی گاز چیست و زمستان پیش‌رو را تا چه اندازه متفاوت از سال‌های گذشته می‌بینید؟

اگر بخواهم با عدد و رقم صحبت کنم، در زمستان سال گذشته کشور به‌طور متوسط با روزانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب ناترازی گاز مواجه بود. این عدد مربوط به شرایط عادی سال گذشته است، اما امسال علاوه بر آن با یک اتفاق خاص نیز روبه‌رو شدیم که شرایط را دشوارتر کرده است. در جریان جنگ تحمیلی سوم، چهار پالایشگاه گاز کشور آسیب دیدند و در یک مقطع حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت پالایش گاز کشور از مدار خارج شد. وقتی کل تولید روزانه گاز کشور کمتر از ۹۰۰ میلیون مترمکعب است، از دست رفتن چنین ظرفیتی رقم بسیار بزرگی محسوب می‌شود و طبیعتاً بر تأمین گاز زمستان اثر می‌گذارد. 

برای جبران این ظرفیت از دست رفته چه اقداماتی انجام شده یا در دست انجام است؟

از همان لحظات نخست پس از وقوع حادثه، عملیات اطفای حریق، ایمن‌سازی، آواربرداری و بازسازی آغاز شد. همکاران ما بدون وقفه و به صورت شبانه‌روزی مشغول کار شدند تا هرچه سریع‌تر بخشی از ظرفیت از دست رفته را احیا کنند. برنامه ما این است که در قالب چهار مرحله بازگردانی زودهنگام، حدود ۷۵ تا ۸۰ میلیون مترمکعب در روز از این ظرفیت را تا زمستان امسال و اوایل سال آینده دوباره وارد مدار کنیم. تاکنون بیش از نیمی از این برنامه محقق شده و دو مرحله از چهار مرحله بازسازی به پایان رسیده است. 

برای عبور از زمستان امسال کافی خواهد بود؟

همه توان صنعت گاز برای کاهش آثار این حادثه به کار گرفته شده است، اما باید واقع‌بین باشیم. بازگشت کامل ظرفیت آسیب‌دیده زمان‌بر است و حداقل دو تا دو سال و نیم زمان نیاز دارد تا به شرایط پیش از حادثه برسیم. بنابراین زمستان امسال، علاوه بر ناترازی معمول، با کمبود ناشی از این آسیب نیز مواجه هستیم و به همین دلیل همراهی مردم در مدیریت مصرف اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. 

در چنین شرایطی مهم‌ترین انتظار شرکت ملی گاز از مردم چیست؟

مهم‌ترین انتظار ما همراهی مردم است. همه ما در یک شرایط مشترک قرار داریم و عبور موفق از زمستان امسال بدون همکاری مردم امکان‌پذیر نیست. از رسانه‌ها نیز انتظار داریم واقعیت شرایط را صادقانه برای مردم تبیین کنند، نه به‌گونه‌ای که موجب نگرانی و هراس شود، بلکه به شکلی که مردم احساس کنند با مدیریت مصرف می‌توانند در تأمین پایدار گاز همه هموطنان نقش داشته باشند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک همدلی ملی در حوزه مصرف انرژی هستیم. 

برخی معتقدند در شرایطی که در فصل سرد سال با محدودیت در تأمین گاز صنایع و حتی نگرانی درباره پایداری شبکه روبه‌رو هستیم، ادامه صادرات گاز قابل‌توجیه نیست. با توجه به شرایط کنونی، سیاست شرکت ملی گاز در قبال صادرات چیست و تأمین نیاز داخلی چه جایگاهی در این تصمیم‌گیری دارد؟

اولویت قطعی و بدون تردید، تأمین نیاز داخل کشور است. صادرات گاز در شرایط فعلی در حداقل ممکن انجام می‌شود و در مقایسه با میزان تولید و مصرف داخلی سهم بسیار ناچیزی دارد. سیاست حاکمیت نیز کاملاً روشن است؛ در صورت بروز هرگونه محدودیت، تأمین گاز مشترکان داخلی بر هر موضوع دیگری مقدم خواهد بود و هیچ اولویتی بالاتر از تأمین انرژی مورد نیاز مردم وجود ندارد. 

مأموریت‌ها و اختیارات شرکت‌های کارور

در همین راستا، شرکت ملی گاز اجرای بخشی از خدمات مشترکان را به «شرکت‌های کارور» واگذار کرده است. این شرکت‌ها دقیقاً چه مأموریت و اختیاراتی دارند و چه نقشی در فرایند‌هایی مانند قرائت کنتور، صدور قبوض و رسیدگی به درخواست‌های مشترکان ایفا می‌کنند؟

فلسفه شکل‌گیری شرکت‌های کارور همین است که به جای توصیه صرف به مردم، به صورت عملی وارد حوزه بهینه‌سازی مصرف شوند. بر اساس قانون، شرکت ملی گاز وظیفه دارد گاز را تا محل مصرف تأمین کند، اما اصلاح تجهیزات داخل ساختمان‌ها و اجرای پروژه‌های بهینه‌سازی نیازمند سازوکار دیگری بود که برای آن از ظرفیت بخش خصوصی استفاده شد. 

برخی معتقدند واگذاری این بخش به شرکت‌های خصوصی ممکن است منافع اقتصادی را بر منافع مردم ترجیح دهد. 

این برداشت درست نیست، زیرا سازوکار فعالیت این شرکت‌ها کاملاً مشخص است. این شرکت‌ها با رضایت مشترک وارد ساختمان می‌شوند، تجهیزات پرمصرف را اصلاح یا تعویض می‌کنند، عایق‌بندی را بهبود می‌بخشند و راهکار‌های کاهش مصرف را اجرا می‌کنند، بدون آنکه هزینه‌ای از مشترک دریافت کنند. در واقع درآمد این شرکت‌ها از محل صرفه‌جویی ایجاد شده تأمین می‌شود. هر میزان گازی که در نتیجه این اقدامات صرفه‌جویی شود، به گواهی صرفه‌جویی انرژی تبدیل می‌شود و شرکت می‌تواند آن را در بازار مربوطه عرضه کند. بنابراین هرچه صرفه‌جویی بیشتری ایجاد شود، هم منافع بخش خصوصی تأمین می‌شود، هم مشترک قبض کمتری پرداخت می‌کند و هم شبکه گاز کشور از کاهش مصرف منتفع خواهد شد. این یک مدل «برد ـ برد ـ برد» است. حاکمیت از محل کاهش مصرف و مدیریت ناترازی منتفع می‌شود، مشترک هزینه کمتری بابت گاز پرداخت می‌کند و بخش خصوصی نیز از محل صرفه‌جویی واقعی درآمد کسب می‌کند. هرچه این طرح توسعه پیدا کند، سرعت اجرای پروژه‌های بهینه‌سازی نیز بیشتر خواهد شد و در نهایت به نفع کل کشور خواهد بود. 

آینده صنعت گاز بدون اصلاح الگوی مصرف قابل تصور نیست

با در نظر گرفتن مجموعه چالش‌ها و فرصت‌ها، مهم‌ترین اولویت‌ها، اصلاحات و اقداماتی که باید در این دوره محقق شود چیست و صنعت گاز در پایان این مسیر به چه نقطه‌ای باید برسد؟

به اعتقاد من سه محور اصلی آینده صنعت گاز را شکل می‌دهد، محور نخست، مدیریت ناترازی و کاهش شکاف میان تولید و مصرف است. محور دوم، حرکت به سمت بهره‌وری و بهینه‌سازی گسترده در همه بخش‌های مصرف‌کننده انرژی است و محور سوم، کمک به شکل‌گیری سبد متوازن انرژی در کشور است؛ به‌گونه‌ای که وابستگی بیش از اندازه به یک حامل انرژی کاهش یابد. اگر این سه مسیر به‌طور همزمان دنبال شوند، می‌توان امیدوار بود که کشور در سال‌های آینده با پایداری بیشتری در حوزه انرژی مواجه شود. طبیعتاً هرچه اصلاحات به تعویق بیفتد، هزینه‌ها بیشتر خواهد شد و تجربه دنیا نشان داده است که مدیریت انرژی نیازمند تصمیم‌های به‌موقع و آینده‌نگرانه است، امروز فرصت مناسبی برای اصلاح الگوی مصرف، توسعه فناوری‌های نوین، تنوع‌بخشی به سبد انرژی و افزایش بهره‌وری فراهم شده است و هرچه زودتر این مسیر را آغاز کنیم، عبور از چالش ناترازی آسان‌تر خواهد بود.

برچسب ها: نفت ، گاز ، انرژی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار