تنور رقابتهای لیگ برتر در حالی از ۲۳ مردادماه جاری روشن میشود که مثل همیشه نباید توقع تماشای فوتبالی جذاب، تماشاگرپسند و با بار فنی بالا داشته باشیم جوان آنلاین: تنور رقابتهای لیگ برتر در حالی از ۲۳ مردادماه جاری روشن میشود که مثل همیشه نباید توقع تماشای فوتبالی جذاب، تماشاگرپسند و با بار فنی بالا داشته باشیم. آنچه این روزها و پیش از آغاز رقابتهای فصل جدید دیده و شنیده میشود، همان سر و صداهای بیهوده و بزرگنماییهای غیرواقعی و حاشیههای پررنگتر از متن است که همیشه به فوتبال باشگاهی ضربه زده و این فصل هم غیر از این نیست.
فصل جدید فوتبال ایران آغاز میشود، آن هم درست بعد از جام جهانی فوتبال، یعنی درست بعد از فروکش کردن تب فوتبال در جهان. طی یک ماه گذشته علاقهمندان به فوتبال آنقدر بازیهای سطح بالا، پرهیجان و جذاب دیدهاند که بهطورحتم فوتبال سطح پایینی که قرار است تیمهای باشگاهی ایران آن را به نمایش بگذارند، به هیچ عنوان رضایت آنها را جلب نخواهد کرد.
راستی از تماشاگری که طی یک ماه فوتبال با سرعت انتقال بالا، دوندگی بیامان و تاکتیکهای مدرن را در کنار پخش فوقالعاده تلویزیونی بازیهای جام جهانی با کیفیت تصویربرداری و زوایای درست دوربینها و کارگردانیهای بینقص در ورزشگاههای مدرن و زیبا تماشا کرده، چگونه میتوان توقع داشت حالا از فوتبالی مبتنی بر بازی فیزیکی، متوقفشده با خطاهای پیاپی و همراه با اعتراضهای مداوم به داوری، ورزشگاههای نامناسب و تصویربرداری فاجعهبار و چمنهای افتضاح لذت ببرد؟ هرچند که حس هواداری و علاقهمندی به تیمهای باشگاهی آنها را وادار میکند که از تیمهای محبوبشان حمایت کنند. تیمهایی که البته هیچ چیزی برای ارائه ندارند و در نهایت حاصلی هم جز سرخوردگی، ناراحتی و ناامیدی برای هوادار فوتبال به همراه نخواهد داشت.
یک نگاه کاملاً اشتباه در مورد فوتبال ایران این است که برخی عنوان میکنند «فوتبال ایران با وجود تمام کاستیها همچنان زنده است.» بدون هیچ شکی این بزرگترین خیانت به فوتبال ایران است.
فوتبال باشگاهی ایران سالهاست که هیچ پویایی و حرکت رو به جلویی نداشته است؛ فوتبالی که از لحاظ زیرساختی، فنی و مدیریتی در بدترین شرایط ممکن قرار دارد، چگونه میتواند ادعای زنده بودن داشته باشد؟ فوتبال باشگاهی در دو دهه گذشته چنان در ورطه سقوط قرار گرفته که دیگر هیچ نشانی از بزرگی در آن دیده نمیشود و هر آنچه است تنها در حاشیه خلاصه میشود. فوتبالی که تنها حرفه هایش پول میگیرند تا غرور و احساس ملی را لکهدار کنند و به ورزش ایران ضربه بزنند.
فصل جدید فوتبال در حالی آغاز میشود که فصل گذشته به سبب درگیر شدن کشور در جنگ تحمیلی، ناتمام ماند که البته اگر تمام هم میشد، تفاوت چندانی از لحاظ سطح کیفی فوتبال نمیکرد. فصل جدید هم در بحبوحه تنشها و جنگ آغاز میشود. هرچند که هیچ امیدی به پیشرفت فوتبال از لحاظ فنی نیست، اما حداقل فوتبال میتواند در این روزهای سخت اندکی فراغت فکری برای جوانان و نوجوانان ایجاد کند. البته شرایط خاص کشور از لحاظ اقتصادی ایجاب میکند که فوتبالیها کمی بیشتر مردم کوچه و بازار را درک کنند و کمتر به بیتالمال دستدرازی کنند؛ هرچند که تا امروز آنچه دیده و شنیده میشود، فقط زیادهخواهی بیپایان آنهاست.
ورزشگاه آمادهام آرزوست/ معضل زیرساختی!
زمان زیادی تا آغاز لیگ بیستوششم باقی نمانده و برگزاری مراسم قرعهکشی نیز برپایی رقابتهای فصل پیشرو را محتملتر کرده و باوجود این، در آستانه برگزاری فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران، مهمترین دغدغه این روزهای دوستداران این ورزش محبوب برخلاف معمول و سالهای گذشته، نه داستانهای فصل نقلوانتقالات است، نه برنامه مسابقات و نه حتی مدعیان قهرمانی. مسئله این بار محل برگزاری مسابقات است و اینکه با توجه به شرایط موجود، لیگ بیستوششم قرار است به میزبانی کدام ورزشگاهها برگزار شود؟
ورزشگاه آزادی برخلاف تمام وعدههای دادهشده، درست مثل فصل گذشته بزرگترین غایب لیگ بیستوششم است. ورزشگاهی که قرار بود از نیمههای فصل قبل به چرخه مسابقات برگردد، اما همچنان در دست تعمیر است و خارج از دسترس!
براساس برنامهریزیهای انجامشده، سوت آغاز این فصل از رقابتهای لیگ برتر قرار است طی چند روز آینده به صدا درآید، اما فوتبال ایران هنوز درگیر ابتداییترین سؤال ممکن است: اینکه لیگ قرار است کجا برگزار شود؟ تا همین فصل قبل، چنین سؤالی که مطرح میشد، نگاهها به سرعت به سمت سرخآبیهای پایتخت برمیگشت که مدام آواره این ورزشگاه و آن ورزشگاه بودند؛ از امام خمینی اراک (میزبان دربی) گرفته تا تختی تهران، دستگردی و شهدای شهرقدس. البته که امسال هم اوضاع برای این دو تیم تغییری نکرده و دست گذاشتن استقلال روی شهرقدس نشان میدهد که داستان خانهبهدوشی پرسپولیس و استقلال هنوز به نقطه پایان نزدیک نشده است، اما امسال گویا سرخآبیهای پایتخت تنها تیمهای آواره لیگ نیستند و دیگر تیمها نیز با توجه به شرایط موجود، باید دربهدر یافتن ورزشگاهی برای میزبانی از حریفان خود باشند.
نیازی به گفتن نیست طی روزهای اخیر اکثر شهرهای کشور مورد تجاوز وحشیانه دشمن قرار گرفته و در چنین شرایطی امکان برگزاری مسابقات نیست و بعید است که شورای تأمین استانها و شهرستانها اجازه برگزاری مسابقات را بدهند، اما حتی اگر این مهم را هم در نظر نگیریم و امیدمان به پایان یافتن جنگ تحمیلشده به ایران تا زمان آغاز لیگ جدید باشد، باز هم نمیتوان اطمینان چندانی از وضعیت ورزشگاهها داشت. ورزشگاههایی که در بسیاری از آنها چند ماهی است که روی تیمها بسته است و به همین دلیل نمیتوان با اطمینان گفت آیا شرایط میزبانی از رقابتهای لیگ برتر را دارند یا نه؟ خصوصاً که این روزها بیش از ۱۰ تیم لیگ برتری تهران را برای برگزاری اردوهای تدارکاتی خود برگزیدند و این مسئله ابهامات در خصوص مهیا بودن ورزشگاهها جهت برگزاری لیگ جدید را بیش از پیش میکند. لیگی که البته با توجه به حملات وحشیانه دشمن به شهرهای مختلف ایران، هنوز مشخص نیست شرایط برگزاری آن وجود دارد و در تاریخ از پیش تعیینشده آغاز میشود یا زمان آن برای مساعد شدن شرایط به تعویق خواهد افتاد. خصوصاً که علاوه بر شرایط جنگی که دشمن به ایران تحمیل کرده، وضعیت زیرساختها و آمادگی ورزشگاهها نیز برای برگزاری لیگ پیشرو شرط است. ورزشگاههایی که همواره یک پای لنگ فوتبال ایران هستند و شاید به همین دلیل در شرایط فعلی امید چندانی به مهیا بودن شرایط آنها برای میزبانی از لیگ بیستوششم وجود ندارد!
قراردادها هر فصل بالاتر از فصل قبل/ نجومیبگیران بیکیفیت
فصل جدید لیگبرتر هنوز شروع نشده و بازیکنان، مربیان و دلالهایشان کمر بستهاند برای ثبت قراردادهای نجومیتر از قبل و دریافت بیشترین دستمزد. اینکه باشگاههای ایران برای عقد قرارداد با یک مربی یا بازیکن، شاخصهای فنی را در اولویت آخر قرار میدهند، باعث شده تا حتی بازیکنان و مربیان بیکیفیت و ناکام نیز دریافت دستمزدهای چندین میلیاردی را حق مسلم خود بدانند.
فصل قبل نیمهتمام ماند و شرایط کشور همچنان جنگی است و بحران اقتصادی نیز بیداد میکند. طبیعتاً صرفهجویی اقتصادی از مدتها قبل باید در دستورکار نهادها، سازمانها و زیرمجموعههای آنها قرار گرفته باشد. باشگاههای فوتبال پرهزینه همگی زیرمجموعه صنایع و کنسرسیومهای دولتی هستند و در این وانفسای اقتصادی جامعه، پرداخت چندین میلیارد یا حتی چندصد میلیارد تومان به یک بازیکن هیچ توجیهی ندارد. بااینوجود اخبار منتشر شده از نقلوانتقالات تابستانی ثابت میکند تیمهای پرطرفدار و پرهزینه با همان دستفرمان قبل مشغول ریختوپاش هستند.
در این بین سهم واسطهها یا همان دلالان نهتنها کمتر نشده، بلکه با شیب تند افزایشی قابلتوجهی داشته است. بیشتر از اینکه مربیان و آنالیزورهای باشگاهها گزینههای جدید را انتخاب کنند، این واسطهها هستند که با دریافت دستمزدهای بسیار نجومی هر بازیکنی را میتوانند به هر تیمی قالب کنند. یک نمونه از این اتفاق اخیراً رخ داده است؛ رسانهها خبر دادهاند باشگاه استقلال باوجود بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتش با محمد خلیفه و بهمن گودرزی، بازیکنان آلومینیوم اراک، به توافق رسیده و ۱۲۰ میلیارد تومان بابت رضایتنامه این دو بازیکن به تیم اراکی پرداخت کرده است! اینکه قرارداد این دو بازیکن تا اتمام محرومیت استقلال (زمستان) ثبت نخواهد شد و هیچکدام حق بازی کردن نخواهند داشت، یک طرف قضیه است؛ طرف دیگر ماجرا مربوط به پرداخت ۶۵ میلیارد تومان به واسطه این انتقال است! گویا ایجنت معروف فصل قبل به خاطر انتقال رضا شکاری به پرسپولیس هم ۲۳ میلیارد دریافت کرده است. با توجه به وضعیت آبیها، باید دید هلدینگ خلیجفارس اینبار قرار است چطور این تصمیم مدیریتی را مدیریت کند.
اوضاع وخیمتر از این حرفهاست و با چند دقیقه بررسی اخبار از پیشنهادها و قراردادهای بهشدت نجومی باخبر خواهید شد. گفته میشود مهاجم باسابقه پرسپولیس برای تمدید قرارداد با قرمزها روی عدد ۱۳۰ میلیارد تومان توافق کرده است. از سوی دیگر گویا ستاره ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ نیز برای ادامه همکاری با باشگاه فعلی خود درخواست ۲۰۰ میلیارد تومانی را مطرح کرده است.
یک بازیکن ایرانی که در لیست مازاد باشگاه اماراتی قرار گرفته و مصدومیتهای زیادی هم داشته، به جای آنکه برای پیدا کردن تیم جدید انتظاراتش را پایین بیاورد، به دو باشگاه پرسپولیس و تراکتور اعلام کرده برای توافق با آنها به رقمی کمتر از دستمزد ۱/۱ میلیون دلاریاش در امارات (۲۰۰ میلیارد تومان) رضایت نخواهد داد. شرایط دستمزدها و ارقام قراردادهای فوتبال ایران نهتنها کاهشی نشده، بلکه بدون در نظرگرفتن وضعیت اقتصادی و برخلاف ادعای حمایت از مردم، چند برابر هم شده است. فوتبالی که از نظر فنی و حرفهای حرفی برای گفتن ندارد، با گردش چندهزار میلیاردی مسیر را برای درآمدهای هنگفت فوتبالیها و اطرافیانشان فراهم میکند.
مشکلی که تمامشدنی نیست/ پنجره بسته!
فصل نقلوانتقالات فرصتی است برای تیمها تا در تعطیلات و قبل از شروع فصل جدید، بازیکنان مدنظر را به خدمت بگیرند و با حضور فعال در این بازار توانایی رقابت با حریفان را افزایش دهند، اما محرومیت بینالمللی تیمهای وطنی از خرید بازیکن جدید وضعیتی است که متأسفانه در فوتبال ایران کاملاً عادی و مرسوم است.
در آستانه شروع بیستوششمین دوره لیگبرتر، دو باشگاه همنام با محرومیت سنگین از سوی فیفا مواجه هستند و همین محرومیت مانع از فعالیت آنها در بازار نقلوانتقالات شده است. پنجره نقلوانتقالات استقلال تهران دو فصل و پنجره استقلال خوزستان هم به مدت سه پنجره بسته شده و تا زمانی که این محرومیت تعیینشده از سوی فیفا به اتمام نرسد، تغییری در وضعیت این دو باشگاه ایجاد نخواهد شد. آبیهای تهران در مخمصهای گیر افتادهاند که طبق معمول حاصل سوءمدیریت باشگاه و عدم پرداخت بهموقع طلب بازیکنان خارجی است. شکایت منتظر محمد، هافبک عراقی، به فیفا آن هم پس از فسخ یکطرفه قرارداد باعث شد استقلال علاوهبر جریمه سنگین مالی، با محرومیت از نقلوانتقالات نیز مواجه شود. با توجه به رأی فیفا، این محرومیت از نقلوانتقالات زمستانی فصل گذشته آغاز شد و نقلوانتقالات تابستانی امسال نیز درواقع دومین فصل محرومیت آبیهای پایتخت محسوب میشود. در حقیقت نیمهکاره ماندن فصل پیش به دلیل شرایط جنگی به داد استقلال رسید و مدیران باشگاه به هر دری میزنند تا برای فصل پیشرو چارهاندیشی کنند.
نقلوانتقالات تابستانی از ۳۱ خرداد آغاز شده و ۴شهریورماه به پایان خواهد رسید، در حالی که مدعیان قهرمانی برای گرفتن بازیکنان اسمی با هم رقابت میکنند، تاجرنیا و همکارانش فعلاً نظارهگر رفتوآمد بازیکنان هستند و معلوم نیست تیم سهراب بختیاریزاده در فصل آتی چطور قرار است در لیگبرتر، جامحذفی و لیگ نخبگان آسیا به میدان برود! ممنوعیت استقلال برای ورود به بازار به قوت خود باقی است و حتی استعلام از CAS نیز دردی از این تیم دوا نکرد. بااینکه تاجرنیا مدعی بود حتی پس از اتمام فصل نقلوانتقالات، آبیها اجازه خرید سه بازیکن آزاد را دارند، اما قوانین فیفا این ادعا را رد کرد.
در حقیقت پنجره استقلال تنها پس از تعلیق، لغو یا پایان کامل محرومیت تعیینشده باز خواهد شد. حکم فیفا پا برجاست و بختیاریزاده چارهای ندارد جز اینکه با نفرات باقیمانده در لیست تیم کارش را پیش ببرد. در این شرایط باشگاه تنها میتواند مدت قرارداد بازیکنان قبلی خود را تمدید و با آنها فصل را شروع کند. این شرایط باعث میشود انتظارات و درخواستهای بازیکنان فعلی تیم به شکل محسوسی بالا برود و باشگاه هم چارهای ندارد جز پذیرش رقمهای پیشنهادی آنها. البته گویا با برخی نفرات جدید هم مذاکره و پیشقرارداد بسته شده، اما این قراردادها تا زمانی که ثبت رسمی نشوند ارزش قانونی نخواهند داشت. هم بازیکن میتواند زیر حرفش بزند و هم باشگاه.
استقلال خوزستان هم درست مثل همنام تهرانی خود با پنجره بسته دستوپنجه نرم میکند. البته وضعیت تیم جنوبی بدتر است و از سه پنجره نقلوانتقالات محروم شده است. تعداد شکایتها از استقلال خوزستان بیشتر است و طی دو حکم مختلف در تاریخهای ۱۳ و ۱۹ اسفند سال گذشته، فیفا این تیم را به مدت سه پنجره (برای هر حکم) از نقلوانتقالات محروم کرد. براساس قوانین فیفا، تنها آخرین حکم محاسبه میشود و به این ترتیب استقلال خوزستان در سه پنجره – تابستان امسال، نقلوانتقالات زمستانی امسال و تابستان سال آینده – اجازه به خدمت گرفتن بازیکن جدید را نخواهد داشت. تیم خوزستانی با چالشهای مدیریتی بسیار دستوپنجه نرم میکند. بااینحال ابوالقاسمپور، مدیرعامل باشگاه، قول حل این مشکلات از جمله مشکل نقلوانتقالات را به امیر خلیفهاصل، سرمربی تیم داده است.
دلارهایی که به باد میروند | دو راهی سود و زیان بازیکن خارجی
آیا فوتبـال باشگاهـی ایران در شـرایطـی است که بتـواند ریسک عقـد قــرارداد با بازیکنـان و مـربیـان خـارجـی را در لیگ بیستوششم به جان بخـرد؟ این سـؤالی است که طــی روزهــای اخیــر بسیـاری از خــود مـیپرسند، از هـواداران و طـرفـداران فوتبـال گـرفته تا اهـل فن، کارشناسان، اصحـاب رسـانه و....
فصل گذشته بسیاری از باشگاههای فوتبال ایران در این خصوص ضربه هنگفتی خوردند. حمله وحشیانه دشمن باعث نیمهکاره ماندن لیگ شد و همین مسئله شرایطی را فراهم کرد که عمده بازیکنان و مربیان خارجی ایران را ترک کنند؛ بسیاری برای همیشه و برخی هم البته موقت، اما تداوم جنگ تحمیلشده به ایران و ابهامات موجود در برگزاری یا عدم برگزاری لیگ بیستوششم این سؤال را ایجاد میکند که آیا جذب بازیکن و مربی خارجی در شرایط فعلی تصمیم درستی است؟
فوتبال ایران تجربه ممنوعیت استفاده از بازیکن و مربی خارجی را داشته است؛ اقدامی که ضربههای مهلکی به خصوص در زمینه مالی به فوتبال باشگاهی وارد کرده، اما این مرتبه مسئله کاملاً متفاوت و صدالبته با آیندهنگری است، نه صرفاً احساسی یا حتی ضد توسعه. مسئله این است که جنگ نه فقط نرخ ارز و مشکلات مالی باشگاهها را دوچندان کرده که میتواند هر قراردادی را به یک معضل مالی و چهبسا پروندهای جدید در فیفا تبدیل کند، چراکه کافی است به واسطه شرایطی که دشمن برای کشور رقم زده، مسابقات لیگ بیستوششم به تعویق افتاده یا هرگز برگزار نشود. در آن صورت، باشگاهها باید بدون هیچ گونه استفاده و بهره فنی از بازیکنان و مربیان خارجی جذبشده، اقدام به پرداخت مطالبات آنها کنند؛ آن هم به دلار! همین یک نکته، حتی اگر احتمال آن یک درصد باشد، دلیل کافی و قانعکنندهای است که باشگاهها همین یک فصل را دندان روی جگر بگذارند و بهجای چشم و همچشمی با همتایان خود در سایر باشگاهها، قید استفاده از بازیکن و مربی خارجی را بزنند تا حداقل کمتر متحمل ضررهای مالی و... شوند. خصوصاً که خوب میدانیم جذب بازیکن و مربی خارجی صرفاً ضرر مالی به دنبال ندارد و پروندههای تشکیلشده در فیفا بارها و بارها باشگاههای ایران را مشمول مجازاتهای مختلفی، چون محرومیت از پنجره نقلوانتقالات کرده است؛ معضلی که این روزها استقلال نیز با آن دستوپنجه نرم میکند.
البته که بسیاری از باشگاهها طی هفتههای اخیر اقدام به قطع همکاری با بازیکنان و مربیان خارجی خود کردند؛ چه خواسته و به میل خود یا به اجبار و درخواست طرف مقابل، اما همچنان میتوان این مسئله را، چون قانونی نانوشته اعمال کرد؛ نه صرفاً بابت فرپلی مالی و رعایت حال باشگاههایی که توان خرید بازیکن و مربی خارجی را ندارند، بلکه به دلیل کاهش ضرری که جذب بازیکن و مربی خارجی میتواند در این روزها به همراه داشته باشد، چراکه به واسطه تجاوز دشمن به شهرهای مختلف، هر لحظه بیم آن میرود که رقابتهای لیگ برتر به تعویق افتاده یا ملغی شود. به همین دلیل هم است که ۱۲ باشگاه خواستار توقف جذب بازیکن خارجی شده و تصمیم کاهش سهمیه خارجی از هشت به چهار نیز در همین راستا گرفته شده، اما انتظار میرود در شرایط کنونی باشگاهها خود در این راستا تصمیم درست را بگیرند؛ حتی قبل از آنکه با قانون و اجبار فدراسیون و سازمان لیگ مواجه شوند.