جوان آنلاین: جام جهانی ۲۰۲۶ یک حقیقت مهم را به فوتبالدوستان ثابت کرد. آخرین جام جهانی نشان داد که دیگر فوتبال را نباید در ساقهای ستارهها و اسطورهها جستوجو کرد. فوتبال تغییر کرده و جام جهانی ۲۰۲۶ این تغییر را بهوضوح به همه نشان داد، وقتی یک «تیم» و نه ستارهها و اسطورهها جام قهرمانی را بالای سر برد، یعنی فوتبال تغییر کرده است.
قهرمانی اسپانیا با هدایت دلافوئنته کار را برای دیگر مربیان بزرگ فوتبال جهان سخت کرده است. اینکه گواردیولا سرمربیگری ایتالیا را قبول نمیکند یا کارلو آنجلوتی حاضر نمیشود برزیل را رها کند و روی نیمکت تیم ملی کشورش بنشیند، نشان از آن دارد که این مربیان صاحبسبک و نامدار خیلی خوب متوجه شدهاند برتری در فوتبال امروز نصیب تیمهایی میشود که یک «تیم» باشند، بدون اتکا به ستارهها و اسطورهها و نامداران، یک «تیم» مثل اسپانیای دلافوئنته.
جام جهانی ۲۰۲۶ پایان عصر اسطورهها بود، جایی که نه رونالدو به کار پرتغال آمد، نه مودریچ گرهای از کار کرواسی باز کرد، نه نیمار و جونیور به درد برزیل خوردند و نه حتی امباپه و مسی با وجود تمام درخششی که داشتند، توانستند کاری برای فرانسه و آرژانتین انجام دهند. در عوض اسپانیا بهعنوان یک «تیم» کامل با هدایت درست دلافوئنته تا آخرین مرحله پیش رفت و قهرمان شد. امروز اگر گواردیولا یا آنجلوتی از قبول هدایت تیمی، چون ایتالیا سرباز میزنند، خوب میدانند که تیم ساختن از ایتالیایی که فرسنگها با تیم بودن فاصله دارد کاری بسیار سخت است. این سختی را حتی میتوان در لابهلای حرفهای یورگن کلوپ بعد از قبول سرمربیگری آلمان هم بهوضوح مشاهده کرد.
تاریخ فوتبال به خاطر ندارد که یک مربی در بدو تحویل گرفتن تیم برای همه خط و نشان بکشد و از روز رفتنش حرف بزند. کلوپ خوب میداند آلمان تحقیر شده در سه جام جهانی گذشته هم درست مثل ایتالیاست. اگر ایتالیا سه جام جهانی را از دست داده و غایب بوده، آلمان در همین سه جام تحقیر شده است. بنابراین کلوپ خوب میداند که برای «تیم» کردن این تیم از هم پاشیده و تحقیر شده چه کار سختی پیشرو دارد و شاید برای همین باشد که تیم ملی آلمان را آخرین حضور خود در دنیای مربیگری معرفی میکند. بیهوده نیست که میگوید: «میدانم با ناگلزمان و توخل چگونه رفتار کردید» و این یعنی خودش را برای همه چیز آماده کرده است. کلوپ یا با آلمان اوج میگیرد و ژرمنها را دوباره زنده میکند یا اینکه با آنها برای همیشه نابود میشود.
تمامی اینها ثابت میکند که فوتبال امروز نیاز به مربیانی دارد که تیم بسازند، نه ستاره. تکرار میکنیم دوران اسطورهها تمام شد، فوتبال امروز «دلافوئنتهها» را بیشتر از «مسیها» و «رونالدوها» قبول دارد و این یعنی تغییر اساسی فوتبال. فوتبال مربی سازنده میخواهد، مردی که بتواند جمع ۲۲ نفره تیمش را «یک نفر» کند و یک «تیم» تحویل دهد. حالا این تیم ستاره داشته باشد یا نه چندان مهم نیست، چراکه «تیم» کار خودش را میکند و بدون اتکا به یک نفر خاص جایی که باید نتیجه لازم را میگیرد، درست مثل اسپانیای دلافوئنته که امروز به جایی رسیده که حتی بدون حضور او هم میتواند کار خودش را به خوبی انجام دهد، چراکه اسپانیا «تیم» بودن را به معنای واقعی کلمه به جهان فوتبال ثابت کرد.