حاکمان افسارگسیخته کاخ سفید، عزم جنگی خود را کنار نگذاشته و با مرحلهبندی از اقدام نظامی و مراحل مذاکراتی و هدفمند، یک مسیر فرسایشی و تدریجی را به اجرا میگذارند. حاکمان افسارگسیخته کاخ سفید، عزم جنگی خود را کنار نگذاشته و با مرحلهبندی از اقدام نظامی و مراحل مذاکراتی و هدفمند، یک مسیر فرسایشی و تدریجی را به اجرا میگذارند. ترامپ روایتهای خود را از نتایج روندهای نظامی و عملیاتی علیه ایران، خودش باور میکند و کمتر کسی از افراد با صلاحیت و نخبه در جهان به این روایتها اعتنا مینماید. با اینکه پاسخهای نظامی ایران در ۱۱ روز گذشته نوعی جارو کردن توانمندیهای باقیمانده پایگاهی امریکاییهاست و آنها را ناچار به جابهجایی بخشی از نیرو و ادوات خود به اردن و اسرائیل و دیگر نقاط کردهاند و به دنبال بهکارگیری تعدادی پایگاه در اروپای شرقی و جنوب شرقی آن هستند، ولی خسارت و هزینههای جنگی که بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار در گزارشهای امریکایی برآورد شده و اختلافات درون کنگره را تشدید کرده، هنوز موجب تغییر رویکرد کاخ سفید نشده است.
باند فاسد و حاکم بر کاخ سفید با این تصور که با زیر پا گذاشتن تعهدات یادداشت تفاهم و اعمال فشار نظامی و اقتصادی به ایران میتواند تنگه را از حاکمیت ایران خارج کند و سناریوهای مختلفی نیز برایش تدارک کرده بودند، وارد دور جدید حمله و تجاوز به ایران شدند و برای مدیریت پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی و قیمت نفت ناچار، نام آن را به جای «جنگ» «درگیری» گذاشتند. تنگه هرمز تقریباً بسته شد و پروژه امریکایی در تنگه هم شکست خورد و امیدوار بودند که با هدف قرار دادن برخی نقاط در استانهای ساحلی از قابلیتهای دفاعی و هجومی و کنترلی ایران بکاهند و این پروژه نیز به کابوس جدید شباهت پیدا کرد و با معادله جدید از سوی نیروهای مسلح ایران روبهرو شد و اهداف حساس و راهبردی آنان که ارزشهای تریلیونی دارند به «اهداف جدید و بعدی» تبدیل شد.
با گسترش بحران به تنگه بابالمندب و راهبرد «محاصره در مقابل محاصره» از سوی یمنیها علیه سعودی، شرایط فشار بر امریکا و غرب بیشتر شد و شتاب قیمت نفت، سرعت جدیدی پیدا کرد. اگرچه با ارزیابی از اوضاع فعلی باز هم به «پروژه نخنمای مذاکره جدید و آتشبس دهروزه» روی آوردند، ولی دلایل زیادی موجب شد این پیشنهاد فریبکارانه که توسط قطر و برخی دیگر ارائه شده بود، به سرعت رنگ ببازد. با نزدیک شدن قیمت نفت به ۱۰۰ دلار و سرعت کاهش ذخایر نفتی در امریکا و غرب و خسارتهای نظامی در پایگاهها و سرمایههای امریکایی در «کشورهای عربی میزبان جنگ» علیه ایران که سرافکندگی جدید را برای اهالی و باند کاخ سفید به ارمغان میآورد، طبیعی است که تابآوری دشمن متجاوز نمیتواند استمرار داشته باشد.
شاید به همین دلیل زمزمه حمله به کوه کلنگ و تأسیسات هستهای ایران را برای خود به عنوان یک اقدام موفقیتآمیز قرار دادند، که این کار فقط میتواند شدت و وسعت پاسخ ایران به سرمایههای حساس و راهبردی امریکا و تمامی پارامترهایی که اقتصاد امریکا و غرب را با شوک ویرانگر روبهرو میکند و آغاز آن با پاسخ در مراکز هستهای منطقه خواهد بود، رویکرد جدید را نیز به لیست شکستهای امریکا اضافه کند. نکته این است که آیا باید منتظر اقدام دشمن برای پاسخ خسارتبار بر دشمن باشیم یا اینکه جنگ فرسایشی را معکوس و روند بازدارنده را شروع کنیم و نیازی به پذیرش «سیکل جنگ، مذاکره و جنگ و سایه جنگ» نباشیم؟ امریکا و غرب با همه تواناییهایشان نقاط ضعف فراوان دارند و مرزهای تابآوری آنها در دسترس است و جنگ نامتقارن با تواناییهای کلاسیکی نظامی آنها بارها نتیجهبخش بوده و قابل تکرار و وسعتبخشی است، تا روند جنگ فرسایشی معکوس و مدیریت آن در اختیار گرفته شود و راهبرد اصلی دشمن برای اصرار در جنگافروزی و تجاوز، جنایت و ترور، متوقف شود.