در پهنه تشنه و آفتابسوخته جنوب شرق ایران، جایی که بحرانهای اقلیمی و کمآبی معیشت را نشانه گرفتهاند، کشاورزی فراتر از یک فعالیت اقتصادی، به نماد استقامت و هویت مردمان سیستان و بلوچستان بدل شده است جوان آنلاین: در پهنه تشنه و آفتابسوخته جنوب شرق ایران، جایی که بحرانهای اقلیمی و کمآبی معیشت را نشانه گرفتهاند، کشاورزی فراتر از یک فعالیت اقتصادی، به نماد استقامت و هویت مردمان سیستان و بلوچستان بدل شده است. امروز این استان با تلفیق هوشمندانه نبوغ نیاکان در سیستمهای سنتی آبیاری و دانش «آگروفورستری»، با فناوری پیشرفته گلخانهای، در حال بازتعریف امنیت غذایی و رونق اقتصادی در قلب کویر است. توسعه محیطهای کشت کنترلشده به عنوان یک ضرورت حیاتی، نه تنها مصرف آب را به حداقل رسانده و تولید مستمر صیفیجات و میوههای گرمسیری نظیر موز، انبه و خرما را تضمین کرده، بلکه با تکیه بر مزیت رقابتی محصولات بومی، نویدبخش ظهور نوعی کشاورزی تابآور است؛ الگویی که با پیوند زدن تکنولوژی نوین به ریشههای کهن، سیستان و بلوچستان را به یکی از قطبهای اصلی صادرات کشاورزی ایران و نمونهای درخشان از مدیریت پایدار منابع در اقلیمهای خشک تبدیل کرده است.
در مواجهه با بحرانهای اقلیمی و تنشهای شدید آبی، کشاورزی در سیستان و بلوچستان در کنار فعالیتهای اقتصادی، پیوندی عمیق با هویت و استقامت مردم این مرز و بوم به وجود آورده است. از سیستمهای سنتی آبیاری که حاصل نبوغ نیاکان برای مهار آبهای روان در دشتی تشنه است تا گلخانههای مدرنی که با کنترل دقیق شرایط جوی، بهرهوری را به اوج رساندهاند، همگی گواهی بر ظرفیتهای دستنخورده جنوب شرق کشور است.
این تلفیق هوشمندانه میان دانش زیستی بومی که در دنیا با نام «آگروفورستری» یا همان فناوریهای کشت کنترلشده شناخته میشود، نویدبخش ظهور نوعی کشاورزی تابآور است. این مدل جامع، نه تنها امنیت غذایی منطقه را تضمین میکند، بلکه با تولید محصولاتی استراتژیک مانند خرما، موز، انبه و صیفیجات خارج از فصل، سیستان و بلوچستان را به قطب اصلی صادرات کشاورزی ایران تبدیل کرده و تهدیدهای اقلیمی را به ستونهای ثبات اقتصادی تبدیل میسازد.
همسویی دانش کلاسیک و نیاکانی
سیستان و بلوچستان در منطقهای از ایران قرار دارد که خورشید با تمام توان بر پهنه زمین میتابد و بادهای ۱۲۰ روزه بر دشتها میوزند. با این حال تا همین چند دهه قبل، این منطقه به «انبار غله ایران» شهرت داشت، اما مدتهاست که سیستان و بلوچستان بین خشکسالیهای فرساینده که منابع حیاتی را تحت فشار قرار داده و فرصتهای بینظیر ترانزیتی و ظرفیتهای بکر کشاورزی سردرگم است. با این اوصاف، در این خطه، کشاورزان با تکیه بر میراث کهن خود و ابزارهای نوین، در حال بازتعریف الگوی کشت و سازگاری با اقلیم هستند که در آن، مهندسی باستانی آب با تکنولوژیهای گلخانهای همنوا شده است.
به گفته دکتر منیره مینایی رسا، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه کشاورزی، یکی از بزرگترین چالشهای توسعه در مناطق بومی، شکاف میان تئوریهای دانشگاهی و تجربیات زیسته است.
او با بیان اینکه در مزارع بلوچستان، اغلب شاهد تقابل میان مهندسان جوان و کشاورزان سپیدمو هستیم که هر یک از زاویهای متفاوت به خاک مینگرند، به «جوان» میگوید: «واقعیت این است که هیچکدام از اینها به تنهایی قادر به حل معماهای پیچیده اقلیمی منطقه نیستند.»
مینایی رسا با نگاهی آسیبشناسانه به این موضوع معتقد است که توسعه متوازن تنها از مسیر باور متقابل میگذرد و ادامه میدهد: «توصیه کارشناسان بینالمللی توسعه بر این است که رویکردهای دانش کلاسیک و نیاکانی باید یکدیگر را به رسمیت شناخته و بپذیرند. مهندس کشاورزی باید اذعان کند تجارب زیستی یک کشاورز که عمری را با محصولی خاص زیسته، در هیچ کتاب درسی نیامده است. حاصل این تعامل و تبادل دانش میان تخصص آکادمیک و تجربه میدانی، تحقق کشاورزی موزون و پایدار در اقلیمهای سخت خواهد بود.»
این کارشناس کشاورزی با اشاره به تنوع دانش بومی در پهنه بلوچستان خاطرنشان میکند که هر کشاورز بر اساس شرایط خرداقلیمی منطقه خود، راهحلهای منحصربهفردی یافته و میگوید: «اگر یافتههای علمی نوین به عنوان یک کاتالیزور در کنار این دانش بومی قرار گیرند، تحولی شگرف در بهرهوری رخ خواهد داد. نخلستانهای بلوچستان به عنوان آزمایشگاههای زنده هستند که در آنها مدلهای پیشرفته «کشاورزی جامع» قرنها پیش از تدوین در کتب غربی، به صورت عملیاتی اجرا میشده است.»
مهندسی زیستی در زیر اشکوب نخلها
تصویر غالب از بلوچستان، دشتی خشک و بیآب است، اما نفوذ به قلب نخلستانها، دنیای متفاوتی را پیش چشم ناظر میگشاید. کشاورز بلوچ با نبوغی شگفتانگیز، لایههای مختلفی از حیات را در کنار هم چیده است. در این سیستم، نخلهای استوار نه تنها محصول میدهند، بلکه با ایجاد سایه و تعدیل دما، محیطی را فراهم میکنند که محصولات حساستر بتوانند در زیر چتر آنها رشد کنند. این دقیقاً همان مفهومی است که علم امروز به آن «آگروفورستری» یا کشاورزی- جنگلداری میگوید. سیستمی که در آن درخت، زراعت و دام در همافزایی مطلق قرار دارند.
در این نخلستانها، مدیریت منابع آب با ظرافتی خاص انجام میشود. کشاورزان با هدایت آب به استخرهای ذخیره، ابتدا به پرورش ماهی میپردازند و سپس از آبی که با فضولات ماهی غنی شده است، برای آبیاری مزارع استفاده میکنند. این کود طبیعی، نیاز به نهادههای شیمیایی را به حداقل میرساند. یکی از شگفتیهای این دانش بومی، کشت برنج در زیر سایه نخلستانهاست.
راهکار بومی برای مهار بحرانهای نوین
بسیاری از متخصصان معتقدند که ریشه برخی از بحرانهای فعلی خاک و آب، در رویکردهای تکبعدی «انقلاب سبز» نهفته است که با تکیه بر سموم و کودهای شیمیایی، تعادل زیستی را برهم زد. در مقابل، دانش بومی بلوچستان بر پایه همزیستی با طبیعت بنا شده است. موضوعی که رئیس مرکز تحقیقات حوزه بلوچستان بر آن تأکید کرده و بر این باور است که گسست از دانش بومی هزینههای سنگین پنهانی را به اکوسیستمهای طبیعی تحمیل کرده است که امروز آثار آن در فرسایش خاک و کاهش کیفیت محصولات نمایان میشود.
خالد میری میگوید: «رویکرد یکبعدی به افزایش عملکرد از طریق مصرف بیرویه نهادههای شیمیایی، اگرچه در کوتاهمدت بهرهوری را افزایش داد، اما در درازمدت به تخریب ساختار خاک انجامید. در نظام دانش بومی، کشاورزی صرفاً یک شیوه تولید معیشتی نیست، بلکه یک نظام زیستی کامل مبتنی بر همزیستی پایدار با محیط پیرامون است. تلفیق هوشمندانه این تجارب با تحقیقات روز میتواند به افزایش سوددهی پایدار و کاهش جدی ریسکهای زیستمحیطی در آینده ایران منجر شود.»
او به روشهای نوآورانه نیاکان در ذخیرهسازی محصولات نیز اشاره میکند، از نگهداری خرما روی خوشه تا سیلوهای سنتی گندم که بدون نیاز به انرژی و تجهیزات صنعتی، کیفیت محصول را برای ماهها حفظ میکنند.
میری با تأکید بر اینکه استفاده از کودهای دامی پوسیده و کمپوست برگ درختان در نظام بومی، ضامن سلامت زنجیره غذایی است، میگوید: «دانش نیاکان نه تنها با رویکردهای نوین در تعارض نیست، بلکه در صورت بازخوانی و احیا، میتواند به عنوان یک نظام زیستی کامل، محورِ مدیریت پایدار منابع در عصر بحرانهای جهانی قرار گیرد.»
جهش سبز در پهنه تشنه
در کنار این میراث کهن، ضرورتهای اقلیمی راه را برای فناوریهای جدید گشوده است. در مواجهه با بحران کمآبی و تغییرات اقلیمی، توسعه کشتهای گلخانهای به عنوان کلیدیترین راهکار نجات کشاورزی در مناطق خشک و کمآب کشور مطرح شده است. این سیستم نوین با کاهش چشمگیر مصرف آب و کنترل دقیق تبخیر، امکان تولید مستمر و اقتصادی انواع صیفیجات، سبزیها و حتی میوههای گرمسیری را در اراضی کویری فراهم میسازد. امروز این فناوری زیستی به عنوان ضرورتی حیاتی برای بازتعریف امنیت غذایی و رونق اقتصادی در پهنههای تشنه ایران شناخته میشود و مسیری موازی با دانش بومی برای نجات کشاورزی استان میسازد.
استان پهناور سیستان و بلوچستان که سالها در ادبیات توسعه به عنوان منطقهای متاثر از خشکسالیهای مداوم و بادهای ۱۲۰ روزه شناخته میشد، اکنون با تغییر رویکردی ساختاری و اتکا بر مدیریت نوین منابع آب، به پیشران اصلی توسعه محیطهای کشت کنترلشده در ایران تبدیل شده و رتبه دوم کشوری را در سال ۱۴۰۲ به خود اختصاص داده است. این ارتقای جایگاه بیسابقه، حاصل یک برنامهریزی منسجم در حوزه زیرساختی است، بهطوری که پهنه گلخانههای استان با رشد شتابان و افزودهشدن ۱۶۷/۱ هکتار تنها در دوره اخیر، در مجموع به سطح چشمگیر ۸۸۰ هکتار دست یافته است تا افقهای جدیدی از خودکفایی را پدیدار سازد.
سپهر آرمندیان، کارشناس برجسته حوزه کشاورزی، با تحلیل این جهش خیرهکننده معتقد است که سیستان و بلوچستان به دلیل بهرهمندی از اقلیمهای متنوع، به ویژه در نواحی جنوبی و سواحل استراتژیک مکران، پتانسیل بینظیری برای کشت گلخانهای دارد که در سایر نقاط کشور کمتر دیده میشود.
او با اشاره به اهمیت رتبه دوم کشوری این استان تأکید میکند که این دستاورد بزرگ نشاندهنده گذار موفق و هوشمندانه از کشاورزی سنتی غرقابی به سمت یک اقتصاد کشاورزی مدرن و مبتنی بر فناوریهای نوین است که توانسته تهدیدهای سخت اقلیمی را به فرصتی برای تولید پایدار و مستمر صیفیجات و محصولات باغی ارزشمند تبدیل کند.
سازوکار توسعه گلخانهای در این پهنه کویری بر پایه توازن میان سرمایهگذاریهای بزرگمقیاس صنعتی و توانمندسازی جوامع محلی طراحی شده است، بهطوری که در بخش تجارت صنعتی، ۲۴۲ بهرهبردار حرفهای در پهنهای به وسعت ۱۱۰ هکتار مشغول به ارزآوری هستند و در سوی دیگر، با احداث هزار و ۸۶۸ واحد گلخانه جدید کوچکمقیاس، ۵۵ هکتار به سطح معیشتی بومیان افزوده شده است تا توزیع عادلانه ثروت محقق شود. همچنین به کارگیری تکنولوژیهای تطبیقی نظیر ۲ هکتار سازه سایبان فنی و سبک، نشاندهنده نفوذ مهندسی مدرن برای مقابله با تنشهای دمایی شدید منطقه و بهینهسازی مصرف انرژی است.
استفاده از این سازههای مهندسیشده، راندمان مصرف آب را در این نقطه از کشور به بالای ۹۰ درصد رسانده و بستری بینقص برای تولید انبوه انواع سبزی، صیفیجات خارج از فصل و میوههای لوکس گرمسیری جهت عرضه به بازارهای داخلی و کشورهای حوزه خلیجفارس فراهم آورده است. تداوم این مسیر تحولی نه تنها امنیت غذایی کشور را تحکیم میبخشد و اشتغال پایدار بومی ایجاد میکند، بلکه با بهبود معیشت کشاورزان، نمونهای درخشان از توسعه پایدار را در حساسترین نقاط مرزی کشور به تصویر میکشد که نیازمند تقویت فوری زیرساختهای لجستیکی و حملونقل صادراتی است.