بارشهای سال ۱۴۰۴، بهویژه در پاییز و زمستان، پس از چند سال خشکسالی متوالی، بار دیگر امید را به منابع آبی کشور بازگرداند. طبق آمار رسمی سازمان هواشناسی، میانگین بارش کشور در بسیاری از حوضههای آبریز به محدوده نرمال و در برخی مناطق حتی بالاتر از متوسط بلندمدت رسید. اما هنوز هم این سؤال مطرح است که آیا این بارشها میتواند پاسخگوی نیاز کشاورزی و آب شرب سال ۱۴۰۵، بهویژه در تابستان پیشرو باشد، یا صرفاً یک تنفس کوتاهمدت برای پیکر نیمهجان منابع آب کشور به حساب میآیند.
اگر قرار باشد به صورت منطقی به موضوع نگریسته شود و هر بارش را به منزله رفع بحران نبینیم باید بگوییم، بارشهای مناسب، شرط لازم برای عبور از بحران است، اما بههیچوجه شرط کافی نیست. بارندگی اگر با مدیریت مصرف، اصلاح الگوی کشت و کنترل برداشت از منابع زیرزمینی همراه نباشد، تنها به افزایش رواناب و هدررفت آب منجر میشود، نه احیای پایدار منابع.
واقعیت این است که بخش عمده بارشهای پاییز و زمستان ۱۴۰۴ بهصورت رواناب سطحی از دست رفته و سهم نفوذ به آبخوانها همچنان محدود بوده است. سدها در برخی حوضهها وضعیت بهتری پیدا کردهاند، اما ذخیره سدها بهتنهایی نمیتواند ضامن تأمین آب تابستان ۱۴۰۵ باشد؛ بهویژه آنکه بیش از ۵۵درصد آب شرب و حدود ۶۰درصد آب کشاورزی ایران به منابع زیرزمینی وابسته است.
نگاهی به صحبتهای کارشناسان در این حوزه نشان میدهد، طی سالیان اخیر بارها هشدار دادهاند، اگر روند برداشت از آبهای زیرزمینی با همین شدت ادامه پیدا کند، حتی ۱۰ سال ترسالی هم نمیتواند آبخوانهای تخلیهشده ایران را احیا کند. طبق گزارشهای وزارت نیرو، بیش از ۴۰۰دشت کشور در وضعیت بحرانی یا ممنوعه قرار دارند و فرونشست زمین به تهدیدی ملی تبدیل شده است.
با ساختار مدیریتی فعلی، احیای واقعی منابع زیرزمینی دشوار به نظر میرسد. هنوز الگوی کشت اصلاحنشده، چاههای غیرمجاز فعالاند و قیمت آب بازدارندگی لازم برای کاهش مصرف را ندارد. از سوی دیگر، برنامههای تغذیه مصنوعی آبخوانها بیشتر درحد طرح باقی مانده و اجرای میدانی آنها محدود بوده است.
در این میان، نقش روستاها در حفاظت از منابع آبی حیاتی است. روستاها نخستین قربانی افت آبهای زیرزمینیاند و در عین حال، میتوانند نخستین خط دفاعی در برابر بحران باشند. کارشناسان توسعه روستایی معتقدند مدیریت محلی آب باید از سطح شعار فراتر برود. تشکیل تشکلهای آببران، کنترل جمعی برداشت چاهها، بازگشت به کشتهای کمآببر و احیای سنتهای بومی مانند بندهای خاکی، آببندها و قناتها از جمله اقداماتی است که میتواند اثرگذاری بالایی داشته باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد که باور کنیم، بهترین راهنجات آبهای زیرزمینی، سپردن بخشی از مدیریت آب به خود بهرهبرداران محلی است زیرا هیچ نظارتی مؤثرتر از نظارت اجتماعی در روستاها وجود ندارد.
به هر حال بارشهای ۱۴۰۴ یک فرصت استثنایی برای تنفس منابع آبی کشور فراهم کرده است، اما اگر این فرصت با اصلاحات سخت مدیریتی همراه نشود، تابستان ۱۴۰۵ نیز با تنش آبی جدی در کشاورزی و حتی آب شرب روبهرو خواهد بود. آب، بیش از آنکه مسئله بارش باشد، مسئله حکمرانی است و این آزمون، همچنان پیشروی سیاستگذاران و جوامع محلی ایران قرار دارد.
| استاد منابع آب دانشگاه زنجان