جوان آنلاین: «روایت سوره سینما از چهرههای خبرساز هفته» عنوان بستهای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهمترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.
به گزارش سوره سینما، هر هفته چهرههایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمیآورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل میدهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهرهای میرود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ پنج روایت. از بازگشت نوستالژیک مهران غفوریان تا ظهور ریحانه رضی در نقشهای متفاوت، از جسارتهای نیما جاویدی در روایت تا پختگی مرتضی امینیتبار و تجربه تازه پارسا پیروزفر.
مهران غفوریان؛ بهروز خالیبندِ دیروز، بازیگر جدیِ امروز
بازپخش دوباره سریال خاطرهانگیز «زیر آسمان شهر» از شبکه آیفیلم، نام مهران غفوریان را بار دیگر وایرال کرد. سریالی که در دهه هشتاد بهعنوان اولین کمدی نود شبی تلویزیون، میلیونها مخاطب را پای تلویزیون نشاند و شخصیت «بهروز خالیبند»؛ مکانیکی سادهدل، به یکی از کاراکترهای ماندگار کمدی بدل شد. هنوز هم شوخیها، دیالوگها و فضای صمیمانه آن آپارتمان برای نسلهای مختلف زنده است.
غفوریان در مقام کارگردان و بازیگر آن سریال، جریانی تازه در طنز شبانه ایجاد کرد. خودش در مصاحبهای قدیمی در کنار مدیری و عطاران که چندی پیش وایرال شد، گفته ایده اولیه ساخت سریال را رضا عطاران در دهه هفتاد داشته و حتی نام آن از پروژه نیمهتمام عطاران آمده است. حالا ۲۴ سال بعد، خاطرات «خشایار مستوفی»، «غلام ششلولبند» و «بهروز خالیبند» همچنان در ذهن مردم جا خوش کردهاند.
اما مسیر غفوریان فقط در طنز خلاصه نشد. با پیشنهاد محمدرضا شریفینیا، او در سال ۹۶ در سریال «داشآکل» و نقش «کاکا رستم» بازی کرد و این کشف شریفینیا، نقطه شروعی برای ورود او به مسیر تازهای در نقشهای جدی بود. او طی سالهای اخیر، با نقشهای جدی در سریالهایی مثل «خاتون»، «قورباغه» و «زخم کاری» نشان داد تواناییاش فراتر از کمدی است. حضور پررنگش در سینما با «بیسروصدا» و «زیبا صدایم کن» هم تحسین منتقدان را به همراه داشت. این هفته نیز خبر حضورش در سریال تازه سیامک مردانه به نام «محکوم» توجه بسیاری را جلب کرد، سریالی که از چهارشنبه هفته پیش رو، پخش آن آغاز میشود.
غفوریان در ویدئویی اینستاگرامی تولد ۵۱ سالگیاش را جشن گرفت و بار دیگر ثابت کرد چه در کمدی و چه در درام، برای مخاطب یادآور خاطرات خوش و لحظات اثرگذار است. بعد از سه دهه فعالیت، او حالا در جایگاهی ایستاده که نه فقط یک کمدین محبوب، بلکه یک بازیگر کامل و محبوب به شمار میآید.
نیما جاویدی؛ هنر قصهگویی بدون هیاهو
پایان پرکشش سریال «شکارگاه» دوباره نام نیما جاویدی را به تیتر اول خبرها آورد. این کارگردان جوان که پیشتر با فیلمهایی، چون «ملبورن» و «سرخپوست» نشان داده بود علاقه خاصی به روایتهای پرتعلیق و فضاهای تاریخی دارد، این بار هم توانست با ساخت مجموعهای معمایی-تاریخی، مخاطبان را تا قسمت آخر همراه نگه دارد.
«شکارگاه» با تمرکز بر ماجرای جواهرات سلطنتی و در فضایی عمدتاً تکلوکیشن، قصهای پر از رمز و راز را روایت کرد. منتقدان معتقدند جاویدی موفق شد فضای عمارتی نفرینشده را به شخصیتی مستقل تبدیل کند؛ عنصری که خود به اندازه قهرمانان سریال در پیشبرد قصه نقش داشت. پایانبندی آن نیز همچون «سرخپوست» غافلگیرکننده و در عین حال قانعکننده بود؛ ویژگیای که امضای جاویدی در کارگردانی محسوب میشود. او که علاقه دارد شخصیتهای خاکستری بسازد و در بزنگاهها بازی را عوض کند، باز هم از این شخصیتها قهرمان پایانی ساخت.
جاویدی با علاقه به سوژههای کمتر دیدهشده و روایتهای متفاوت، برخلاف جریان غالب سینمای اجتماعی امروز ایران و جشنواره پسند، به سمت سلیقهسازی رفته است نه سلیقهپذیری. او نشان داده بدون حاشیه، میتواند هم نویسندهای توانا باشد و هم کارگردانی جسور. گرفتن بازیهای دقیق از بازیگران و انتخاب سوژههای هالیوودیپسند، نشاندهنده تسلط و هوشمندیاش در مسیر حرفهای است.
«شکارگاه» و کیفیت بالای آن نسبت به بسیاری از تولیدات همدورهاش، جایگاه جاویدی را بهعنوان یکی از کارگردانان مهم نسل جدید تثبیت کرد. اگر همین مسیر ادامه یابد، او میتواند یکی از مهمترین فیلمسازان دهه آینده ایران باشد؛ فیلمسازی بیسروصدا که هر بار با اثری تازه، مخاطب را غافلگیر میکند.
پارسا پیروزفر؛ از صحنه تئاتر تا پشت دوربین سینما
نام پارسا پیروزفر همیشه با تصویری آرام، بیحاشیه و در عین حال ماندگار در ذهن مخاطب همراه بوده است. بازیگری که سالهاست با گزینشهای دقیقش نشان داده تنها حضور در اثر برایش مهم نیست، بلکه کیفیت و ماندگاری آن اهمیت بیشتری دارد. این هفته، اما نام او با دو خبر مهم دوباره در فضای سینمایی پررنگ شد؛ یکی بهعنوان بازیگر و دیگری در مقام کارگردان.
اولین خبر، حضور پیروزفر در فیلم سینمایی «جادوی سفید» به کارگردانی آیدا پناهنده بود. اثری تاریخی در دل دوره قاجار که نسخه سینمایی یک مجموعه هشتقسمتی است و پس از اکران در سینما، نسخه سریالیاش راهی شبکه نمایش خانگی خواهد شد. این سومین همکاری پیروزفر و پناهنده پس از «تیتی» و «در انتهای شب» است. همکاریهایی که نشان دادهاند پیروزفر در فضای درام آرام و شخصیتپردازیهای عمیق، همواره انتخابی درست برای کارگردانهاست.
خبر دوم، اما اتفاقی تازه در مسیر کاری اوست؛ کارگردانی نخستین فیلم سینماییاش با عنوان «خانم شین». پیروزفر قرار است علاوهبر نشستن روی صندلی کارگردانی، نقش اصلی را نیز ایفا کند. او سالها تجربه کارگردانی تئاتر دارد و همین سابقه، امیدها را برای شکلگیری اثری پخته و متفاوت بالا برده است.
پیروزفر در دهههای گذشته با نقشهایی، چون بیژن ایرانی در «در چشم باد»، جوان معصوم «در پناه تو» و یوسف ماندگار مهرجویی در «مهمان مامان» در حافظه سینمایی مخاطبان جاودانه شده است. بازیگری که در نزدیک به ۵۳ سالگی همچنان هر بار که جلوی دوربین میرود، نگاهها را به سمت خود برمیگرداند.
حالا با آغاز تجربه کارگردانی و حضور دوباره در آثار پناهنده، به نظر میرسد سال آینده برای پارسا پیروزفر سالی تعیینکننده خواهد بود؛ سالی که نشان خواهد داد ستاره بیحاشیه سینمای ایران، مسیر تازهاش را چگونه رقم خواهد زد.
ریحانه رضی؛ از صحنه تئاتر تا محبوبیت با «تاسیان»
این هفته یک ویدئو از مقایسه بازیهای ریحانه رضی در سریال قدیمی «روزهای بهتر» و حضور پررنگش در «تاسیان» تینا پاکروان، در شبکههای اجتماعی وایرال شد. مخاطبان ابتدا باور نمیکردند همان بازیگر نقش دختری محجبه در سال ۱۳۹۶، همان «حوری ملکشاهی» محبوب سریال تاسیان باشد. همین کشف ناگهانی باعث شد نام رضی دوباره در فضای مجازی مطرح شود.
ریحانه رضی در «تاسیان» نقش همسر جمشید (بابک حمیدیان) را بازی کرد؛ زنی از طبقه بالای اجتماعی پیش از انقلاب که با لحن و حضور آرام و درخشانش، خیلی زود به دل مخاطبان نشست. عشق میان حوری و جمشید حتی از قصه عاشقانه اصلی سریال جذابتر شد و بسیاری او را مهمترین و دلنشینترین بازیگر «تاسیان» دانستند.
اما مسیر رضی به همین جا ختم نمیشود. او ریشه در تئاتر دارد و بارها توانایی خود را روی صحنه ثابت کرده است. نمایش «هیدن» به کارگردانی کوروش شاهونه یکی از نقاط عطف کارنامه اوست؛ جایی که در نقش زنی نابینا، تحسین منتقدان و تماشاگران را برانگیخت و نشان داد جنس بازیاش به مراتب فراتر از یک نقش تلویزیونی ساده است. بازی که یکی از دلایل اصلی پرمخاطبترین تئاتر شد.
رضی حالا در آستانه تثبیت جایگاه خود قرار دارد. او هم توانایی ایفای نقشهای عاشقانه و سانتیمانتال را دارد و هم ظرفیت درخشش در کاراکترهای پرچالش و پیچیده. اگر مسیر انتخابهایش را با هوشمندی ادامه دهد، بیشک یکی از چهرههای آیندهدار سینما و تئاتر ایران خواهد بود.
مرتضی امینیتبار؛ بازیگر جوان در مسیر پختگی
سریال «عملیات مهندسی» که این شبها از شبکه سه پخش میشود، یکی از معدود آثار تلویزیون است که توانسته رضایت نسبی مخاطبان را جلب کند. یکی از عوامل اصلی این موفقیت، حضور بازیگران جوانی است که با نقشآفرینیهایشان سریال را باورپذیر کردهاند؛ در رأس آنها مرتضی امینیتبار.
او در این سریال نقش «مسعود» را بازی میکند؛ مأموری اطلاعاتی در دهه شصت که علاوهبر مبارزه با منافقین، با چالشهای عاطفی و شخصی هم روبهروست. علاقه او به دختری که به گروهک منافقین پیوسته، به شخصیتش عمق و جذابیت بیشتری بخشیده و باعث شده تماشاگران او را در کنار وجه قهرمانانهاش، انسانی و آسیبپذیر هم ببینند.
امینیتبار نخستینبار با نقش «میثم» در سریال «زخم کاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان شناخته شد. هرچند بازیاش در فصلهای بعدی مورد انتقاد قرار گرفت، اما حضور دوبارهاش در «عملیات مهندسی» نشان داد مسیر پختگی را در پیش گرفته است. پسری باهوش و تلاشگر که منفعل نیست، بازی تلخ ندارد و مانند زخم کاری یک دیالوگ تکراری «من پسر مالکم» را تکرار نمیکند و با اکتهای درست و حسی ملموس، توانسته منتقدان را هم تا حدی راضی کند.
این بازیگر جوان که ریشهای افغانستانی دارد، چندی پیش نیز با یک ویدیوی وایرال درباره گذشتهاش بهعنوان مجری برنامه انگلیسیزبان کودکان خبرساز شد. حالا، اما مهمتر از همه، بازی پختهترش در یک سریال پرمخاطب است. باید دید او در آینده در تلویزیون ماندگار میشود یا راهش را به سمت سینما و شبکه نمایش خانگی ادامه میدهد. آنچه مسلم است، مرتضی امینیتبار از آزمون تازه خود سربلند بیرون آمده است.