آقای سلیمینمین همواره با حساسیتی فوقالعاده به فکر نسل جوان و کسانی بودند که فاصلهای با وقایع این انقلاب مقدس دارند و این دغدغه، دلمشغولی دائمی و همیشگی او بود جوان آنلاین: مراسم رونمایی از جلد اول کتاب «شاهی که آخر شد»، جدیدترین کتاب عباس سلیمینمین صبح روز گذشته در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
در ابتدای مراسم رونمایی از جلد اول کتاب «شاهی که آخر شد»، سلیمینمین درباره ضرورت نگارش آثار ادبی و پژوهشی به جهت تبیین دوران پهلوی گفت: همانطور که اطلاع دارید در مورد پهلوی کار چندانی صورت نگرفته است. نمیگویم کاری انجام نشده، اما قطعاً امروز با توجه به حجم گستردهای از فعالیتها که برای معرفی پهلویها به نسل جدید و جامعه جهانی صورت میگیرد، حجم کار انجام شده ما در این عرصه قابل تفاخر نیست.
وی تأکید کرد: کشور ما در چارچوب یک انقلاب سراسری، تحول بزرگی رقم زد که منجر به انقلاب اسلامی شد، باید متناسب با این انقلاب کار شناختی صورت میگرفت که متأسفانه انجام نشده، نه سرمایهگذاری خوبی شده و نه در بهکارگیری عناصر شایسته برای تولید آثار هنری و نگارشی، اقدام متناسبی شده است. شما نسبت به این نقیصه واقف و از تبعات سوء آن مطلع هستید.
نویسنده کتاب «شاهی که آخر شد» در پایان صحبتهای خود ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید لاریجانی گفت: از ایشان یاد میکنم به این جهت که جایشان در این مراسم بسیار خالی است. شهید لاریجانی شخصیت برجستهای بود و به امر پژوهش اهمیت زیادی میداد.
در ادامه، محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این مراسم گفت: آقای سلیمینمین همواره با حساسیتی فوقالعاده به فکر نسل جوان و کسانی بودند که فاصلهای با وقایع این انقلاب مقدس دارند و این دغدغه، دلمشغولی دائمی و همیشگی او بود، بهراستی مصداق آن کلام است که «لَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک عَلی آثارِهِم»؛ یعنی کسی که جان خود را در مسیر روشنگری فدا میکند. من به این اهتمام و این روحیه بسیار ستودنی در جناب آقای سلیمینمین غبطه میخورم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: از مقطعی، جریان معارض انقلاب ـ بهویژه پس از آنکه همه طرحها و ترفندهای خود را برای غلبه بر نظام برآمده از انقلاب آزمود و به نتیجه نرسید ـ بهخصوص بعد از جنگ به یک خط جدید رسید.
وی اضافه کرد: این جریان به عوامل خود، بهویژه آنهایی که در داخل کشور بودند، القا کرد که دیگر مبارزات از جنس مبارزات مستقیم سیاسی یا حتی مسلحانه کارساز نیست، چراکه در عمل نشان داده شده نظام جمهوری اسلامی مستحکمتر از آن است که با این روشها جابهجا شود.
صفارهرندی خاطرنشان کرد: سندی در این زمینه وجود دارد که خط القایی جریان ضدانقلاب خارج از کشور به داخل را تبیین میکرد، مضمون آن این بود «کار اصلی، دستکاری ذهن مردم است؛ باید مردم را بهگونهای دیگر به اندیشیدن واداشت تا آنچه ما میگوییم، باور کنند.»
وی تأکید کرد: در همان سند آمده بود که بهترین کار در این مسیر، پرداختن به تاریخ است. البته آنها مدعی بودند که تاریخ حقیقی را به نسل مخاطب منتقل میکنند، اما ما میدانیم آنچه از آن بهعنوان «تاریخ حقیقی» یاد میشود، در واقع چیزی جز تحریف تاریخ نیست.
صفارهرندی ادامه داد: بر همین اساس، موجی از کتابنویسی درباره انقلاب اسلامی توسط جریان ضدانقلاب آغاز شد. واقعیت این است که ما در مقطعی از این حوزه جا ماندیم. البته اساتید بزرگوار تاریخ و صاحبان همتهای ستودنی، اقدامات ارزشمندی انجام دادند که جای قدردانی دارد، اما در حوزه تاریخ انقلاب، بهدنبال تحریفها و کتابسازیهایی که از خارج به داخل منتقل میشد، ما ناچار شدیم بهتبع آنها وارد میدان شویم.
وی افزود: آن جریان ضدانقلاب ـ که نمیخواهم نامش را ببرم ـ صراحتاً خطاب به جبهه فرهنگی خود اعلام کرده بود «بیایید تاریخ را منتشر و به مخاطب منتقل کنید تا مخاطب بهعنوان یک عنصر دستآموز، هرچه ما میخواهیم در میدان عمل انجام دهد و دیگر نیازی به پرورش مبارزه سیاسی نیست.» آنها معتقد بودند اگر ذهن افراد را با آلودگیهای ناشی از تحریف تاریخی پرورش دهند، همان فرد مانند ماشینی که برایش برنامهریزی شده، وارد عمل میشود.
وی با اشاره به حوادث تلخ سالهای اخیر افزود: در برخی از این حوادث، شاهد به صحنه آمدن جوانان غفلتزده یا جوانانی بودیم که ذهن آنها توسط دیگران دستکاری شده بود. جالب آنکه برخی از آنها بعدها اظهار میکردند که وقتی در میدان بودند، تصاویری در ذهنشان رژه میرفت و دقیقاً نمیفهمیدند چه کار میکنند.
صفارهرندی تأکید کرد: من این مطالب را از باب تعظیم و بزرگداشت تلاش عزیزانمان در جبهه تبیین درست تاریخ و تحلیل تاریخ معاصر، بهویژه تاریخ انقلاب عرض میکنم و این کتاب را یکی از مصادیق تنویر و تحلیل صحیح میدانم.
وی افزود: تمرکز ویژه من بر بخش مربوط به «کودتا» در این کتاب است. جالب است که در زبان عربی، به کودتا «انقلاب» میگویند و این یکی از مشکلات ماست. وقتی ما از انقلاب سخن میگوییم، منظورمان خیزش و قیام عمومی ملت برای یک دگرگونی عظیم در عرصههای مختلف است، اما در جهان عرب، بسیاری از کودتاها ـ حتی اگر با انگیزههای ملی یا مردمی انجام شده باشند ـ انقلاب نامیده میشوند.
وی افزود: قدرتهای بزرگ جهانی در بیش از ۹۰ درصد کودتاهای صورت گرفته در دنیا نقش داشتهاند؛ هرچند من آمار دقیقی ندارم، اما بررسی ذهنی و تاریخی این واقعیت را تأیید میکند و حتی گاه کسانی کودتا کردهاند که بعداً مورد پذیرش قرار گرفتهاند.
صفارهرندی ادامه داد: گاهی نیز پیش آمده که کودتاهایی بدون حمایت قدرتهای بزرگ انجام شده و حتی با واکنش آنها مواجه شده است. به این معنا که اگر آن کودتا با منافع قدرتهای خارجی تطبیق نداشت، همان قدرتها علیه آن اقدام میکردند. با این حال، نمونههای تاریخی که در آن یک قهرمان ملی بدون اتکا به قدرتهای خارجی دست به کودتا بزند و در برابر قدرتهای دیگر بایستد، بسیار اندک است.
وی با اشاره به کودتای ۱۲۹۹ در ایران گفت: اسناد این کودتا بعدها توسط خود بانیان آن منتشر شد و نشان داد که از مرحله طراحی اولیه تا اجرای کامل آن در تمام مراحل قدرت خارجی حضور داشته است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: در این میان، فردی مانند رضاخان بهعنوان یک قلدر برای اجرای عملیات انتخاب شد و کنار او نیز فردی همچون سیدضیا قرار گرفت که عملاً بازیچه دست سرویسهای جاسوسی انگلیس بود. ترکیب این افراد در واقع پاسخ به نیازی بود که توسط انگلستان تشخیص داده شده بود و باید در ایران اجرا میشد.
وی ادامه داد: اگر در ذهن جامعه تصویری از رضاخان بهعنوان یک منجی ساخته شده است، باید سراغ واقعیتهای تاریخی رفت و بررسی کرد که آیا پشت این تصویرسازی، حقیقتی وجود دارد یا خیر.
صفارهرندی تصریح کرد: کتاب آقای سلیمینمین به مخاطب کمک میکند بخشی از این حقیقت را کشف کند. البته طبیعی است که مانند هر اثر دیگری در این حوزه، این کتاب نیز تنها میتواند بخشی از واقعیتها را بیان کند، اما مدخلهای خوبی برای ذهنی که میخواهد بهسمت کشف حقیقت حرکت کند، در اختیار مخاطب قرار میدهد.
در پایان این مراسم از کتاب «شاهی که آخر شد» رونمایی شد.