کد خبر: 1355904
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
نگاهی به فیلم «تاکسیدرمی» محصول سازمان سینمایی سوره
روایت سقوط؛ چرایی یک انتخاب در سینمای امروز انتخاب زاویه دید در یک روایت، همواره یک تصمیم استراتژیک برای کارگردان و تیم تولید است.
راضیه نجیبی

جوان آنلاین: در میان آثاری که به بازخوانی تاریخ معاصر می‌پردازند، فیلم «تاکسیدرمی» محصول سازمان سینمایی سوره که به تازگی روی پرده سینما رفته است، رویکردی قابل تأمل را در پیش گرفته است. این اثر، در مواجهه با روایت‌پردازی، انتخابی بنیادین داشته که می‌تواند نقطه تمایز آن با بسیاری از فیلم‌های مشابه باشد. پرسشی که در ذهن برخی از مخاطبان شکل می‌گیرد، این است که چرا داستان از منظر کاراکتری بیرونی و شاید همذات‌پنداری‌پذیرتر مانند «خورشید»، روایت نشده و به جای آن، تمرکز بر شخصیت «عبدالرضا» قرار گرفته است؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها کلید درک اهداف «تاکسیدرمی» است، بلکه می‌تواند به تحلیل رویکرد‌های نوین در سینمای ایران یاری رساند. 

انتخاب زاویه دید در یک روایت، همواره یک تصمیم استراتژیک برای کارگردان و تیم تولید است. اگر هدف صرفاً طرح یک بیانیه سیاسی و تقبیح یک دوره تاریخی خاص- مثلاً «پهلوی بد است» - بود، شاید روایت از دید یک ناظر بیرونی که با فاصله به رویداد‌ها می‌نگرد، انتخابی مناسب‌تر به نظر می‌رسید. در چنین حالتی، مخاطب به راحتی می‌توانست با کاراکتر بیرونی همذات‌پنداری کند و به قضاوت درباره حوادث بپردازد. اما «تاکسیدرمی» مسیری دیگر را برگزیده است. 

تصمیم بر این بوده است که مخاطب در کنار کاراکتر عبدالرضا قرار گیرد چراکه سیر تبدیل شدن او، از انسانی با تمام ابعاد خیر و شر وجودش، به فردی که به پایین‌ترین درجات اخلاقی سقوط می‌کند، قابلیت بیانی عمیق‌تر و ملموس‌تری دارد. این انتخاب، به جای نمایش صرفاً نتیجه یک سقوط، بر فرایند سقوط تمرکز می‌کند. فیلم نمی‌خواهد عبدالرضا را از ابتدا به عنوان نمادی از شرارت یا فساد مطلق به تصویر بکشد، بلکه به دنبال کاوش در لایه‌های درونی او و نمایش چگونگی گام به گام فرو رفتن او در تباهی است. این رویکرد، در تضاد با نمایش کاریکاتوری از سقوط است که ممکن است صرفاً یک حادثه را بدون پرداخت به جزئیات روان‌شناختی آن برجسته کند. تمرکز بر تحولات درونی و انتخاب‌های سرنوشت‌ساز عبدالرضا، اهمیت اصلی را در روایت این فیلم تشکیل می‌دهد. شاید در نگاه اول، این شیوه روایت برای برخی نامتعارف به نظر برسد، اما هدف اصلی، انتقال پیامی است که همزمان ابعاد فردی و اجتماعی را در بر گیرد. 

این رویکرد، به فیلم عمق روان‌شناختی می‌بخشد و آن را از سطح یک شعار سیاسی صرف بالاتر می‌برد. سقوط عبدالرضا، تنها یک فروپاشی فردی نیست بلکه می‌تواند نمادی از فروپاشی یک سیستم و جامعه نیز تلقی شود. با قرار گرفتن در کنار او، مخاطب دعوت می‌شود در پیچیدگی‌های ذهنی و اخلاقی او شریک شود و این تحول تدریجی را از درون تجربه کند. این شیوه به مخاطب اجازه می‌دهد ریشه‌های فساد را در تعامل میان ضعف‌های انسانی و یک بستر اجتماعی و سیاسی خاص مشاهده کند. پیام فیلم فراتر از یک مقطع تاریخی معین می‌رود و به ماهیت فساد و فروپاشی اخلاقی در سطوح فردی و جمعی اشاره دارد و اینگونه به مسائل اخلاقی و انتخاب‌های انسانی در هر زمان و مکانی می‌پردازد. 

پیچیدگی‌های اخلاقی و چالش‌های همذات‌پنداری

این انتخاب روایی، البته چالش‌هایی را نیز به همراه دارد. تمرکز بر شخصیتی که مسیر سقوط را طی می‌کند، ممکن است در نگاه اول مانع همذات‌پنداری آسان مخاطب شود. در حالی که روایت از دید یک فرد خوب یا قربانی، به طور طبیعی حس ترحم و همراهی را برمی‌انگیزد، قرار گرفتن در جایگاه یک فرد در حال تباهی، از مخاطب می‌خواهد با لایه‌های تاریک‌تر وجود انسان و انگیزه‌های پیچیده‌ای که می‌تواند به فساد منجر شود، روبه‌رو شود. این رویکرد، فیلم را از دام ساده‌سازی شخصیت‌ها و قرار دادن آنها در قالب‌های مطلق خیر و شر رها می‌سازد. «تاکسیدرمی» به دنبال نشان دادن این نکته است که چگونه انسان‌ها، با تمام نقاط ضعف و قوتشان، در مواجهه با فشار‌های بیرونی و وسوسه‌های درونی، می‌توانند مسیر متفاوتی را در پیش گیرند. این پیچیدگی اخلاقی، هرچند ممکن است برای برخی مخاطبان دشوارتر باشد، اما در نهایت به غنای مفهومی اثر می‌افزاید. 

فراتر از مستندسازی تاریخی

یکی دیگر از نقاط قوت این رویکرد، فراتر رفتن از صرف مستندسازی تاریخی است. در حالی که بسیاری از آثار با مضمون تاریخی به بازنمایی وقایع و شخصیت‌های برجسته می‌پردازند، «تاکسیدرمی» با تمرکز بر یک شخصیت معمولی که در بطن حوادث قرار می‌گیرد، به یک تحلیل عمیق‌تر از تأثیرات سیستم بر فرد می‌رسد. این فیلم به جای پرداختن به چهره‌های شناخته‌شده سیاسی، به زندگی یک فرد عادی می‌پردازد که درگیر چرخ‌دنده‌های قدرت و فساد می‌شود. این انتخاب، به مخاطب امکان می‌دهد با یک منظر انسانی‌تر و ملموس‌تر به رویداد‌های تاریخی بنگرد و تأثیرات اجتماعی و اخلاقی آنها را در مقیاس فردی درک کند. 

«تاکسیدرمی» به دنبال برقراری ارتباط با مخاطب عام و جذب نگاهی نو به سینماست. این هدف، با استفاده از عناصری، چون انتخاب بازیگری مناسب، طراحی لوکیشن‌های متناسب با فضای بصری فیلم و حتی بهره‌گیری از لحن نسبتاً طنازانه در گفتار، تقویت می‌شود. این تلاش برای ایجاد یک تجربه سینمایی متفاوت، نشان از رویکردی دارد که می‌خواهد با زبانی همه‌فهم و جذاب، پیام خود را منتقل کند. لحن طنزآمیز، به عنوان ابزاری برای کاهش مقاومت مخاطب و ایجاد فضایی قابل دسترس‌تر برای بحث درباره موضوعات جدی عمل می‌کند؛ رویکردی که در سینمای ایران که غالباً با لحنی جدی به مسائل تاریخی و سیاسی می‌پردازد، می‌تواند «نگاهی نو» ایجاد کند. 

دعوت از مخاطبان برای تماشای فیلم بدون پیش‌فرض‌های احتمالی درباره تاریخ گذشته کشور و تأکید بر نقد صریح، نشان از اعتمادبه‌نفس سازندگان نسبت به اثرشان دارد. این دعوت، تلاشی هوشمندانه برای باز کردن باب گفت‌و‌گو و جلوگیری از قضاوت‌های زودهنگام بر اساس برچسب‌های سیاسی است. سازندگان می‌خواهند مخاطب، ابتدا فیلم را به عنوان یک اثر هنری تجربه کند و سپس به نقد آن بپردازد. این رویکرد، می‌تواند به فیلم کمک کند از دام «فیلم سفارشی» یا «تبلیغاتی» صرف فراتر رود و به عنوان یک اثر مستقل مورد ارزیابی قرار گیرد. 

در نهایت «تاکسیدرمی» با انتخاب آگاهانه خود در روایت، تلاشی برای نمایش فرایند پیچیده «سقوط» از منظر درونی است. این فیلم می‌کوشد نه تنها به بازخوانی تاریخ بپردازد، بلکه به مسائل بنیادین انسانی و اخلاقی نیز توجه کند و اینگونه، مرز‌های روایت در سینمای معاصر ایران را گسترش دهد. این اثر، با دعوت به تأمل درباره انتخاب‌های فردی و تأثیرات سیستمی، به دنبال ایجاد گفت‌وگوی عمیق‌تر با مخاطبان خود است.

برچسب ها: سینما ، فرهنگ ، فیلم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار