ما مخاطبانمان را در مقابل آسیبهای رسانههای رقیب و دشمن نه تنها مجهز نکردیم، بلکه تنها گذاشتیم و به جای اینکه با مخاطبان همدل شویم و سپس همزبان، با کمادبی و شاید با خنده برایشان شاخ و شانه کشیدیم جوان آنلاین: تأثیر در دنیای رسانه امروز حاصل تداوم استراتژی رسانهای در انتخاب سوژه و پرداخت به آن است. اگر تداوم استراتژی وجود داشته باشد و مقهور تاکتیکها نشود، مخاطب نیازش برآورده میشود. استراتژی عموم رسانه ایرانی باید تقویت ایمان باشد، چون استراتژی منبعث از منبع قدرت است و قدرت در ایران قدرت ایمانی است. معرفتشناسی ادب و بازگشت به ادبمندی قطعاً حماسه و عقلانیت را به همراه میآورد که تبلور آن در پهلوانان ایرانی است و به همین خاطر همواره در حافظه جمعی و تاریخی ماندگار میشوند.
میلاد حاجیپروانه، تهیهکننده و فیلمساز در گفتوگو با «جوان» عنوان کرد: حماسهای که عقلانیتآفرین باشد، ادب است. ادب، امری تمدنی است که در طول تاریخ در وجود مردم نشست پیدا میکند. متأسفانه از زمان مواجهه ایرانیان با مدرنیته و کاهش هاضمه ایرانی در تطبیق و تطابق جهان پدیداری جدید، ادب به مثابه امری نه تنها اضافی و دست و پاگیر، بلکه مزاحم تلقی شد و در نهایت به تعارفات تقلیل پیدا کرد و به استهزا گرفته شد.
از سوی دیگر حتی بیادبی، راهگشا و ارزشمند تلفی شد و پدیدهای با عنوان «زرنگ» یا «بچهزرنگ» شکل گرفت که صرفاً منفعتگرایی خالص بود. متناظر این زرنگگرایی را میتوان لمپنیسم دانست.
وی ادامه داد: ادبمندی آنقدر در سنت ایرانی قدرت است که پهلوان میسازد. کسی میتوانست اسطوره و پهلوان شود که مسیر دشوار ادبمندی را طی کند.
حاجی پروانه افزود: یکی از شاخصههای ادبمندی در سنت ایرانی، تلاش برای پایداری اجتماعی است و نیز وسعت بخشیدن به صدر جامعه در مقابل هر عنصری که پایداری را نامتوازن میکند. این رویه را در مورد رهبر شهیدمان قدسالله نفسزکیه میتوان مشاهده کرد. تمامی انتصابات ایشان تلاش در پایداری و متوازن در جامعه بود. از سوی دیگر هم آستانه تحمل اجتماعی را ارتقا میدادند. این اصل همچنین ریشه در فقه شیعه دارد و عدم شق عصای مسلمین از همین روست.
وی ادامه داد: معرفتشناسی ادب و بازگشت به ادبمندی قطعاً حماسه و عقلانیت را به همراه میآورد که تبلور آن در پهلوانان ایرانی است و به همین خاطر همواره در حافظه جمعی و تاریخی ماندگار میشوند.
تداوم استراتژی رسانهای
حاجیپروانه در ادامه سخنانش عنوان کرد: تأثیر در دنیای رسانه امروز صرفاً انتشار اولین بار نیست. تأثیر حاصل تداوم استراتژی رسانهای در انتخاب سوژه و پرداخت به آن است. اگر تداوم استراتژی وجود داشته باشد و مقهور تاکتیکها نشود، مخاطب نیازش برآورده میشود.
وی گفت: استراتژی عموم رسانه ایرانی باید تقویت ایمان باشد، چون استراتژی منبعث از منبع قدرت است و قدرت در ایران قدرت ایمانی است. نیاز مخاطب- فارغ از دیندار یا سست دین- تقویت ایمانش و مجهز بودنش قبل از در معرض آسیب قرار گرفتن است.
تقدسزدایی از قدرت!
این فیلمساز در ادامه تأکید کرد: حال میتوان بهتر درک کرد که چرا تداوم استراتژی رسانه بیبیسی، تقدسزدایی از قدرت است و چطور در این سالها با صبر استراتژیک این محور را خردخرد پیگیری میکند و توسعه میدهد.
وی افزود: ما مخاطبانمان را در مقابل آسیبهای رسانههای رقیب و دشمن نه تنها مجهز نکردیم، بلکه تنها گذاشتیم؛ تنهایتنهایتنها. به جای اینکه با مخاطبان همدل شویم و سپس همزبان، با کمادبی و شاید با خنده برایشان شاخ و شانه کشیدیم. خوشحال هم شدیم که تأثیرش را در عکسالعمل رسانههای دشمن دیدم و قیافه حق به جانب گرفتیم، ولی افسوس که در زمین عملیات روانی دشمن بازی کردیم، با مزد یا بیمزد. افسوسش بیشتر که تأثیرش بر مخاطب ایرانی انقدر اندک که بیوطنهایی مانند اینترنشنال بر مردم وطنمان تأثیر میگذارند و چارهای نداریم و صافصاف ایستادهایم و نگاه میکنیم؛ افسوس و صدافسوس.
قصه نداریم
این تهیهکننده تلویزیون با تأکید بر ناموفق بودن رسانهها در خلق قهرمانان ملی افزود: قصه نداریم و قصه گفتن را مدتهاست دوست نداریم. نمیدانم از کی و چهجوری اینقدر ضدقصه شدیم. نمیگذارند قصه شکل بگیرد، قبل از قصه باید پیام منتقل شود. هنوز در ۶۰ سال پیش گیر کردهاند و به دنبال گلوله جادویی هستند. با آب و تاب در جلسات سیاستگذاری تا میتوانند از اهالی سینما و نمایش بد میگویند و از آنها هیولاهای سیاه و ترسناک میسازند که برای کنترلشان فقط باید قصههایشان را اخته کرد.
حاجیپروانه در پایان خاطرنشان کرد: تصور میکنند باید اهالی سینما و نمایش را عذاب داد، باید قصههایشان را گرفت و بیقصهشان کرد، وگرنه آنقدر محبوب میشوند که آثارشان سالهای سال به یاد میماند و نمیشود کنترلشان کرد. این است نگاه غیرفرهنگی به هنر، در حالی که رهبر شهیدمان قدسالله نفسزکیه فرمودند تنها با هنر میتوان ماندگار ماند و چقدر هنرمند، هنرفهم، قصهپرداز و قصه بلد بود ایشان. به قول فرهیختهای، آخرین سکانس زندگانی مبارکشان را خودشان ساختند و در تاریخ ماندگار شدند.