مازندران در شرایطی که دارای بالاترین شاخصهای کشاورزی در عرصههای مختلف است و در تولید بسیاری از محصولات و بهخصوص مرکبات حرف اول را در کشور میزند، اما در سالهای اخیر نتوانسته است جایگاه خوبی در بازارهای داخلی و خارجی کسب کند و کشاورزانش حالا عنوان میکنند در شغلشان ثبات نیست. وضعیت کشاورزی در مازندران آنقدر سخت شده که کارشناسان اعلام کردهاند در صورت ادامه مشکلات این بخش، مازندرانی که هماکنون مایحتاج غذایی بیش از ۲۵ میلیون نفر از ساکنان ایران را تأمین میکند، خود به واردکنندهای بزرگ تبدیل میشود.
مازندران با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی، خاک حاصلخیز، آب فراوان و تجمیع شرایط مساعد طبیعی یکی از قطبهای قوی کشاورزی ایران به شمار میآید. حدود ۳۵۰ هزار هکتار از سطح کل مساحت مازندران به کشت انواع محصولات کشاورزی اختصاص داشته و بر اساس آخرین اطلاعات حاصل از طرح اشتغال و بیکاری بیش از ۳۴ درصد از شاغلان استان در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. به طور کلی اقتصاد مازندران جدای از برخی فعالیتهای محدود صنعتی و اقتصادی متکی بر کشاورزی است. هنوز درصد زیادی از جمعیت این استان زرخیز را کشاورزان ساکن در مناطق روستایی تشکیل میدهند که به امر زراعت و تولید فرآوردههای کشاورزی اشتغال دارند و مازندران در تولید بسیاری از فرآوردههای کشاورزی رتبه اول کشور را داراست با این وجود، کشاورزی مازندران از تولید بسیاری از فرآوردههای اساسی گرفته تا فروش آنها سیری پیچیده و پر نوسان دارد. کارشناسان حوزه کشاورزی از جمله معضلات بحران مرکبات و همچنین قیمت نامتوازن محصولات را نبود صنایع تبدیلی در مازندران میدانند. دسترنجهایی که به علت دوری صنایع و کارخانجات فراوری کام کشاورزان را در زمان برداشت تلخ میکند. محسن جودکی، کارشناس حوزه کشاورزی با بیان اینکه در دنیای کنونی یکی از مهمترین روشهای توسعه اشتغال و افزایش درآمد، بهخصوص در مناطق روستایی، ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی است به «جوان» میگوید: «کمبود صنایع تبدیلی در مازندران همه ساله سبب ضرر و زیان هنگفتی به کشاورزان میشود.»
وی میافزاید: «با توجه به زیرساخت اقتصاد مازندران که متکی به کشاورزی است و با توجه به جمعیت کثیری که در این عرصه فعالیت دارند به نظر میرسد کمتر به ظرفیتها و نارساییهای این بخش و همچنین ضرورت تحول آن در یک نگرش سیستمی توجه شده است. بررسیها نشان میدهد عوامل مختلفی طی سالهای اخیر باعث شده است بخش کشاورزی مازندران رونق خود را از دست بدهد و سرمایهها غالباً از این بخش خارج شود و به سمت سایر بخشها از جمله بخش خدمات و واسطهگری انتقال یابد.»
بیتوجهی دولت و حمایت نکردن از کشاورزان
استفاده از تکنولوژی برای کاهش هزینه تولید، استقرار پایانه کشاورزی، آموزش و ترویج و اصلاح الگوی کشت از جمله برنامههایی است که باید برای رونق بخش کشاورزی در دستور کار دولت و مجلس قرار گیرد.
در حال حاضر ۴۳ درصد برنج مورد نیاز کشور در مازندران تولید میشود، با این وجود هنوز بحث خرید تضمینی برنج از دغدغههای اساسی کشاورزان است که وزارت جهاد کشاورزی باید فکری اساسی در این زمینه کند و تدبیری مؤثر بیندیشد. موضوع بیمه و بازنشستگی کشاورزان نیز باید با جدیت از سوی دولت دنبال شود. امروز سرانه زمین به ازای نیروی کار در بخش کشاورزی کاهش یافته است و بهرهبرداریهای دهقانی بیش از ۸۰ درصد واحدهای کشاورزی مازندران را تشکیل میدهد. هر چند این وضعیت شاید نشاندهنده کارآیی نسبتاً خوب این واحدهای کوچک باشد، اما محدودیتهای مزارع دهقانی از جمله کوچکی و پراکندگی اراضی، مانع استفاده بهینه از ماشینآلات و نهادهها به صورت متمرکز شده است.
این مسئله که اجرای طرحهای پشتیبانیکننده و زیرساختی نظیر شبکههای آبرسانی، راه و حمل و نقل نادیده گرفته شده و پیشرفت در کشاورزی را سخت و محدود کرده است باید در برنامهریزی و تخصیص منابع به این بخش، بیش از پیش مورد توجه و تأکید قرار گیرد.
نرسیدن تکنولوژیهای روز
خرد و پراکنده بودن اراضی زراعی که دامنه خرد شدن آن هم دنبالهدار میباشد یکی دیگر از محدودیتها و موانع اصلی در توسعه بخش کشاورزی است. کاهش مساحت واحدهای تولیدی بهخصوص در بخشهای زراعی با توجه به آنکه بعد از فوت مالک واحد تولیدی بین ورثه آن تقسیم میشود یکی از معضلات بخش کشاورزی است که متأسفانه برای توقف آن تاکنون راهحلی پیدا نشده و متأسفانه این روند بین نسلهای مختلف ساری و جاری است و هر چه مساحت اراضی کشاورزی خرد شود به تبع آن تولید غیراقتصادیتر و همچنین مانور ماشین آلات کشاورزی کمتر، میانگین تولید محصول پایینتر و در نهایت بهرهوری بسیار پایین و تبدیل آن به کاربریهای غیر از کشاورزی میسر خواهد شد که این امر نابودی بخش تولید در بخش کشاورزی را به همراه خواهد داشت.
استفاده نکردن و جایگزینی ماشینهای مدرن و پیشرفته در بخش کشاورزی یکی دیگر از عوامل آسیبزا و بازدارنده در بخش کشاورزی است که متأسفانه به دلیل آنکه تعداد بسیار کمی از کشاورزان به دلیل درآمد و توان اقتصادی بالا قادر به خریداری و استفاده از این ماشینها هستند بنابراین مکانیزاسیون نتوانسته است آنگونه که باید در بخش کشاورزی توسعه یابد و بسیاری توسعه مکانیزاسیون را به استفاده از تراکتور و کمباین در کاشت و برداشت محصولات تعریف کردهاند در صورتی که ماشینهای کشاورزی دائماً در حال تخصصیتر شدن هستند و با توجه به اقتصادی کردن تولید، کاهش سختی کار تولید، افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها نقش تعیینکنندهای در تولید دارند. بالا بودن قیمت ماشینهای کشاورزی رایج، اعطا نکردن تسهیلات کافی برای این بخش و پایین بودن درآمد کشاورزان خرده پا برای خرید و کاربرد ماشین آلات مدرن کشاورزی سبب شده است مباحث مرتبط با توسعه مکانیزاسیون در بخش کشاورزی در ابتدای راه قرار داشته باشد.
مرغدارها هم مینالند
مرغداری یکی دیگر از صنایعی بود که در خطه مازندران طرفداران زیادی داشت، اما طی سالهای اخیر و با نوسانات بازار تعداد زیادی از فعالان این عرصه عطای کار را به لقایش بخشیده و با خاموش کردن چراغ مرغداری، شغل خود را عوض کردهاند. آنها که ماندهاند هم میگویند با هزینههای سرسام آور تولید مرغ و وضعیت نابسامان این بازار، پشیمان هستیم که در این بخش فعالیت میکنیم. دولت میگوید برای تولید جوجه یکروزه، کمکهایی به تولیدکننده میشود، اما تاکنون چیزی ندیدهایم و همه نیازهایمان را آزاد خریداری میکنیم. با وجود آنکه ما تمام نیازهای تولید مرغ را آزاد خریداری میکنیم زمان عرضه محصول به بازار دولت مصوب میکند که باید زیر قیمت بفروشیم. تولیدکننده چگونه میتواند محصول خود را زیر قیمت بازار و با ضرر بفروشد، این مسئله نهتوجیه عقلانی دارد و نه توجیه اقتصادی.