زهرا هنربخش
یکی از مهارتهای حیاتی زندگی، مهارت نه گفتن است. نه گفتن یک هنر و تکنیک است که باید برای آن تمرین کنیم تا توانش را داشته باشیم. باید بدانیم که هنر نه گفتن یکی از مهمترین تواناییهای ما در راه رسیدن به انواع موفقیت میباشد. درست است که تنها با نه گفتن نمیتوان به موفقیت رسید، اما در اکثر شرایط و مواقع باید نه بگوییم تا برخی زحمات بیجهت و خستهکننده را از خود دور کنیم و بیهوده قول انجام کاری را ندهیم. به همین دلیل باید نه گفتن را یاد بگیریم و درست و البته بجا از آن استفاده کنیم.
یکی از دلایلی که باعث میشود نه گفتن سخت و مشکل شود و نیاز به مهارت داشته باشد، این است که در دوران کودکی یاد گرفتهایم اگر میخواهیم نظر بقیه را جلب کنیم باید به همه بله بگوییم و برایشان کاری را که میخواهند انجام دهیم و نه گفتن توهین به مخاطب محسوب میشود!
اولین اصل برای نه گفتن: داشتن چارچوب درست است؛ نه گفتن موضوعی حساس و کلیدی است و در زمانی که لازم باشد باید بتوانیم به شیوه درستی نه بگوییم. اینکه بدانیم دقیقاً در چه زمانی باید نه بگوییم کاملاً بستگی به چارچوبهای ما دارد. به عنوان نمونه به چارچوبهای زیر توجه کنید:
۱- چارچوبهای دینی
۲- چارچوبهای اخلاقی
۳- چارچوبهای خانوادگی
۴- چارچوبهای شخصی
هر کدام از این موارد برای ما تصمیم گیرنده هستند. بنابراین ما یکبار برای همیشه باید چارچوبهای خود را مشخص کنیم و دقیقاً بدانیم که اولویتهای ما در زندگی چیست؟ پیش از آنکه به هر چیزی بله بگوییم، مهم است که درک کنیم واقعاً چه کاری از ما خواسته شده است؟ به اولویتها و اهدافی که در نظر داریم توجه داشته باشیم، همچنین مرزهای خود را در نظر بگیریم و این را در نظر داشته باشیم که آیا این زمان لحظهای است که باید از منافع خودمان محافظت کنیم؟
البته باید توجه داشته باشیم یکسره نه گفتن هم از ما فردی منفور میسازد، پس ضد حال نباشیم! اینکه همیشه مخالف جمع باشیم، لزوماً نشاندهنده توان نه گفتن نیست! برای مثال اگر ما در جمعی دوستانه که همه میخواهند به رستوران بروند، نه بگوییم و اصرار کنیم که فقط یک بستنی یا نوشیدنی بخوریم یا اینکه در عصر آن روز که همان جمع میخواهند برنامه را در ساعت ۹ به پایان برسانند و ما روی ساعت ۸ اصرار داریم! مهارت نه گفتن ما را نشان نمیدهد بلکه نشان میدهد ضدحال هستیم.
با این حال باید همواره در نظر داشته باشید که شما اولویت شماره یک در زندگی خود هستید. اگر مواظب خود نباشید، دیگران از شما بهره میگیرند و سوءاستفاده میکنند.
نه گفتن همیشه برای بار اول ممکن است دشوار و ناخوشایند باشد، اما به مرور زمان و با تمرین و ممارست آسانتر شده و قابل دستیابی است. بسیاری از ما از کودکی یاد گرفتهایم که رضایت دیگران بیشتر از خواستههای خودمان ارزش دارد و بارها در موقعیتهایی قرار گرفتهایم که گفتن کلمه «نه» برخلاف میل باطنی برایمان سخت و دشوار بوده است، چون بیش از رضایت خودمان دلواپس توجه و رضایت دیگران هستیم!
با توجه به اینکه راضی نگه داشتن تمام آدمهای اطرافمان ممکن نیست، بنابراین باید بعضی مواقع با صداقت و شجاعت کلمه «نه» را به کار ببریم تا خود آسیب نبینیم. کمککردن به دیگران زمانی خوب است که به کارها و برنامههای خود خدشهای وارد نکند. توجه به امور شخصی و مراقبت از خود بهترین عامل برای نه گفتن است. تصور کنید که از شما درخواستی برای حل یک مشکل در مدت زمانی کوتاه میشود، در این اوقات انجام این درخواستها چند ساعت از وقت شما را اشغال میکنند. در چنین وضعیتی شما متوجه عقب افتادن بسیاری از امور روزانهتان میشوید، در حالی که با یک «نه» ساده میتوانید کمک به حل مشکل را به زمانی دیگر موکول کنید.
فقدان و نبود جرئت نه گفتن یکی از مهمترین دلایلی است که نمیگذارد پیشنهادات و درخواستهای نامناسب دوستان خود را رد کنیم. زمانی که نتوانیم در مقابل درخواستهای نا معقول دیگران «نه» بگوییم، مجبور هستیم آنها را بپذیریم، یعنی کاری را انجام دهیم که دلخواه ما نیست و از انجام دادن آن راضی نیستیم. بعضی وقتها ما با «بله» گفتنهای بیجا، خودمان را به دردسرها و مشکلاتی میاندازیم که جبرانناپذیر است.
زمانی که به چیزی یا کاری نه میگویید، در همان لحظه به موضوع دیگری بله میگویید. این موضوع دیگر ممکن است رؤیاها یا آرزوهای شما باشد. به عبارت دیگر، شما در رسیدن به آرزوها و اهداف خود، در زندگیتان فضا و زمانی را آزاد میکنید. علاوه بر این، شما برای حل مشکلات خود وقتتان را آزاد میکنید یا صرف استراحت، تفریح و ورزش یا مراقبت از خود میکنید.
در بعضی زمانها تصمیمگیری در محل دشوار و سخت است. همه موارد همیشه واضح و روشن نیست یا فشار و استرس تصمیمگیری در حضور شخص، باعث میشود که به او پاسخ مثبت بدهیم. در چنین شرایطی، مهم است که کمی بیشتر به خودمان زمان دهیم با شخص مورد نظر صحبت کنیم و به وی اطلاع دهیم که این یک تصمیم مهم است و دوست دارم کمی بیشتر به آن فکر کنم و به محض اینکه تصمیم بگیرم اطلاع خواهم داد. لحظهای که از او دور میشویم و وقت میگذاریم تا درباره درخواستش، فکر کنیم و یک تصمیم مؤثر بگیریم. همواره سعی کنیم مؤدبانه نه بگوییم. قبل از نه گفتن محدودیتهای خود را توضیح دهیم، راهکار جایگزین پیشنهاد دهیم. رضایت و علاقهمندى خود را نسبت به آن پیشنهاد نشان دهیم و به دنبال آن مشخص کنیم در حال حاضر شرایط پذیرش این درخواست را نداریم.
فراگیری مهارت نه گفتن میتواند در زندگی شخصی و حرفهای ما ارزش باشد. نه تنها وقت ما را برای تمرکز روی مسائلی که بیشتر از همه برای ما مهم هستند آزاد میکند، بلکه شرایطی را برایمان آماده میکند تا بتوانیم بیشتر وقت خود را به افراد دیگر، با توجه به شرایط خودمان، اختصاص دهیم.
فراموش نکنیم زندگی پر از نه، مساوی زندگی با فرصتهای از دست رفته است. به همین دلیل، مهم است که ارزش بله گفتن در زمانهای حیاتی را نیز درک کنیم.