سرویس ایران جوان آنلاین: هر روز اخبار زیادی در مورد از بین رفتن جنگلها و مشکلات زیستمحیطی ناشی از آن منتشر میشود. جنگلهایی که با وضع موجود حتی میتوان به حذفشان از روی نقشه هم فکر کرد. اما در کنار این منابع طبیعی، حذف فضاهای سبز موجود در شهرهای مختلف است که به مرور زیر خروارها آهن و سیمان و سنگ دفن میشوند.
اصلاً مهم نیست در کدام استان باشد. سیستان و بلوچستان، بوشهر، اصفهان یا حتی گیلان و مازندران سرسبز. ولی هر شهر باید به نسبت خانههای مسکونی و بناهای تجاریاش فضای سبز داشته باشد و اگر چنین نباشد حتماً در سلامت روح و جسم شهروندانش تأثیر منفی خواهد گذاشت.
امروزه در تمام دنیا فضای سبز به عنوان یکی از شاخصهای توسعه یافتگی جوامع دارای ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی به شمار میآید.
فضای سبز جزیی از نظام کالبدی شهر محسوب میشود که انسان همواره با آن در تماس بوده و هدف از طراحی آن نیز در حقیقت توجه به نیازهای انسانی و فرهنگی جامعه و نیز جستوجوی عوامل ضروری در ایجاد فضای سبز مناسب شهری است.
حال با این تفاسیر و با گذری به شهرهای مختلف در استانهای ایران میتوان به عینه مشاهده کرد که نه تنها شهرداران در جهت ایجاد چنین فضاهایی اقدام نمیکنند بلکه به خاطر گران شدن قیمت زمین و بالا رفتن ارزش ریالی آن، ترجیح میدهند به هر نحو ممکن، فضاهای سبز موجود را تغییر کاربری داده و به مجتمعهای تجاری یا خانههای مسکونی تبدیل کنند.
فضاهای سبز نه تنها نباید از بین بروند بلکه میتوان با تحلیل دسترسی به شریانهای فرعی و اصلی و نزدیکی به کاربریهای سازگار و ناسازگار و پتانسیلهای موجود در راستای جانمایی و مکانیابی بهینه آنها گام برداشت. بنابراین، مکانیابی نادرست فضاهای سبز شهری در نهایت، به ایجاد ناهنجاریهای بیشمار اجتماعی منجر خواهد شد که لازم است در برنامهریزی و عمران شهری و احداث فضاهای سبز رعایت ملاکها و استانداردهای لازم برای مکانیابی آنها مدنظر قرار گیرد. پدیده شهرنشینی پدیدهای در حال پیشرفت است و مکان مناسب و نحوه توزیع جغرافیایی فضای سبز شهری در توسعه و آینده شهر نقش بسزایی دارد.
مدیران شهری، جهت پاسخگویی به عدم تعادل فضای سبز نیازمند به کارگیری ابزارهای تحلیلی جدید هستند.
دسترسی و قیمت زمین از جمله معیارهای مکانی است که برای فضای سبز در نظر گرفته میشود. با افزایش تقاضای جمعیت برای اراضی شهری، برخی از کارکردهای اکولوژیکی و محیطی به سمت متناسب سازی کیفیت زندگی برای جمعیتهای انسانی حرکت میکنند.
در فرآیندهای شهری شدن ویژگیهای طبیعی مانند پوششهای گیاهی و خاکهای بکر با مصالح ساختمانی برای مناطق مسکونی، ساختمانهای تجاری، جادهها و پارکینگها جایگزین میشوند. امروزه هیچگونه تعادلی از نظر سطح فضای سبز و مناطق باز موجود بین شبکههای شهری و الگوهای طبیعی سرزمین مشاهده نمیشود و شبکههای شهری در حال مسلط شدن بر شبکههای اکولوژیکی هستند.
تخصیص زمین به کاربریهای گوناگون شهری یکی از وظایف مهم برنامهریزان شهری و ناحیهای به شمار میآید. برنامهریزی کاربری زمین به معنی اختصاص بهینه منابع زمین است، زیرا کاربریها به عنوان اجزای سازنده ساختار فضایی شهر، نقش بیهمتایی در ایجاد و مطلوبیت این ساختار دارند. نباید فراموش کرد که عدم مکانیابی مطلوب و متناسب با ویژگیها و خصوصیات کارکردی کاربری و خصوصیات محیط شهری در هر مقیاس عملکردی، در پایان به توزیع نامتوازن کاربریها در سطح شهر منجر شده و ساختار فضایی را ناهمگن و نامتعادل میسازد و باعث آشفتگی در ساختار فضایی موجود میشود. بنابراین مکانیابی بهینه فضای سبز شهری با توجه به عملکردهای اکولوژیکی و اجتماعی که در مقیاسهای مختلف عملکردی از محله تا منطقه دارند، ضروری و منطبق بر اصول برنامهریزی شهری است.
اگر امروز شهرها دارای معضلات زیادی هستند باید بسیاری از آنها را در عدم وجود یا کمبود فضای سبز شهری دانست که از جنبههای مختلف بر کیفیت زندگی افراد تأثیر منفی میگذارد.
در مقایسه با استانداردهای شهرسازی، علاوه بر پایین بودن سطح کاربری فضای سبز در شهرهای مختلف ایران، پراکندگی نامناسب آن نیز مشکلاتی را به وجود آورده است که از جمله آن میتوان به عدم توزیع عادلانه فضای سبز در شهر و مشکلات دسترسی شهروندان اشاره کرد. موضوعی که تعادل را بر هم زده و گویی هیچ چیز در جای خودش نیست.