سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: شهر مهاباد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به محلی برای تصفیهحساب گروهکهای ضدانقلاب تبدیل شد. آنها برای رسیدن به اهداف خود، مشغول ناامن کردن فضای شهر شدند و نبردی مسلحانه را علیه پاسداران و نیروهای مردمی به راه انداختند. ضدانقلاب برای رسیدن به اهدافش از هر حربهای استفاده میکردند. آنها حتی به پیکر شهدا نیز رحم نمیکردند و با مثله کردن پیکر شهدا به دنبال ایجاد فضای روانی علیه نیروهای انقلاب بودند. فضای شهر مهاباد از ابتدای سال ۱۳۶۰ بسیار ناامن شد و تا زمانی که امنیت و آرامش به این شهر برگردد، چندین رزمنده به شهادت رسیدند.
کومله و دموکراتها از جمله گروههایی بودند که با رزمندگان میجنگیدند و قیامی مسلحانه را در شهر به راه انداخته بودند. در میان رزمندگانی که با گروهکهای ضدانقلاب میجنگیدند افراد بومی زیادی حضور داشتند. این نیروها بیشتر از سایر رزمندگان درد اقدامات خرابکارانه ضدانقلاب را میفهمیدند و نمیخواستند خانه و دیارشان به محلی برای عرضاندام این افراد تبدیل شود.
یکی از این نیروها شهیدخالد بٌراقی بود. رزمندهای کرد، شجاع و غیور که شهادت و تشییعش سرآغاز مبارزهای دیگر علیه اقدامات خرابکارانه دشمنان شد. شهید خالد براقی از مبارزان پیشمرگ کرد در مهاباد بود. خانواده محترمی بودند و گویا وی دومین شهید خانواده بود.
آن زمان نیروهای ضدانقلاب فضای شهر مهاباد را بسیار متشنج کرده بودند. روی دیوارهای شهر شعارهایی علیه انقلابیون مینوشتند و مردم را به قیام علیه حکومت تحریک میکردند. به دنبال درگیری با نیروهای انقلابی و گرفتن جان آنها بودند. ضدانقلاب در این شهر برای ایجاد فضای ترس و دلهره دست به کارهای وحشیانه و ضدانسانی میزدند.
افراد ضدانقلاب در درگیریها به دنبال شهادت یا به اسارت گرفتن نیروهای انقلابی بودند. پس از شهادت، پیکر شهدا را میبردند تکهتکه یا مثلهمثله میکردند تا فضای رعب و وحشت و ترس ایجاد کنند. آنها میخواستند از طریق جنگ روانی به همه اعلام کنند که در جنگیدن خیلی خشن و نترس هستند.
پاسدار خالد براقی لباس سبز پاسداریاش را شکل لباس کردی به تن میکرد و چفیه دور گردنش میانداخت و قامت رعنا و هیبت مردانهاش خاری در چشم دشمنان بود. در یکی از درگیریها شهید براقی را با گلوله میزنند. پیکر او در منطقه میماند و ضدانقلاب گلوی این شهید مظلوم را با شیشه میبرند و صحنهای بسیار دردناک و فجیع را رقم میزنند.
خانواده شهید به هر زحمتی بود پیکرش را تحویل گرفتند و از روحانیون اهل سنت خواستند تا پیکر فرزندشان را غسل دهند و کفن کنند. پس از انجام غسل و کفن پیکر، تشییع جنازه شهید برگزار شد و مردم یکپارچه جمع شدند و شعار «مرگ بر دموکرات» در آن منطقه طنینانداز شد. گفته میشود برای تشییع پیکر شهید جمعیتی بیش از ۸ هزار نفر آمده بودند.
مردم در حال انجام تشییع جنازه بودند که دموکراتها درگیری مسلحانه را شروع کردند و مردم بیگناه تشییعکننده را به گلوله بستند. در این میان تعدادی به شهادت رسیدند. نیروهای پاسدار نگران پیکر شهید بودند که دوباره دست ضدانقلاب نیفتد و آنها نسبت به پیکر شهید بیحرمتی نکنند. پاسداران خیلی مراقب پیکر شهدا بودند تا دوباره دست ضدانقلاب نیفتد؛ چراکه آنها با بردن پیکرها به دنبال امتیازگیری و جنگ روانی بودند. پاسداران به هر طریقی بود پیکر شهید را از مهلکه خارج کردند و به قبرستان «رباء» که در این محل چند شهیدگمنام از سالهای ۱۳۴۹ - ۱۳۵۰ دفن شده بودند، بردند.
اقدام وحشیانه دموکراتها در جریان تشییع جنازه پیکر شهیدبراقی، چهره واقعی این گروهک را برای همه عیان کرد. با این اقدام ناجوانمردانه تمام مردم شهر برای مقابله با این گروهکها همقسم شدند تا دیگر اجازه ندهند خون افراد بیگناه بر زمین بریزد. مردم شهر علیه ضدانقلاب به پا خواستند و اجازه ندادند خون شهدایشان هدر برود. آنها همقسم مقابل اقدامات وحشیانه ضدانقلاب در شهرشان ایستادند و آرامش را به مهاباد برگرداندند.