
نويسنده: محمدرضا هاديلو
وقتي به آمار افزايش توليد محصولات کشاورزي نگاه مي کنيم مشخص مي شود توليد غلات در کشور تقریبا ثابت بوده و سه چهارم اراضی کشور را به غلات اختصاص داده شده است. اما عملکرد استانها در زمینه غلات با تمام تاکیدی که بر خودکفایی غذایی و افزایش تولیدات غلات مي شود، ثابت بوده است. با اين اوصاف افزایش تولید در سطح کشور با تمام فقر آبی بیشتر از طریق محصولات آببر و صیفی و سبزیجات بوده است. دلیل این افزایش نیز این است که، کشاورزان به دنبال افزایش درآمد از طریق کاشت محصولات درآمدزا بودهاند و صیفی و سبزیجات درآمدزا هستند. حرکتي که در کنار افزايش توليد محصولات کشاورزي ، زنگ خطر در اين اين صنعت را هم به صدا در مي آورد.
ايران نيازمند برنامه اي جامع
اين يک حقيقت است که در سراسر جهان افزایش جمعیت چالشی مهم برای آینده تامین غذای انسان به شمار می رود. محاسبات اخیر حاکی از آن است که تولید محصولات کشاورزی در سطح جهان باید ۷۰ درصد رشد کند تا با تقاضای مواد غذایی جمعیت ۹.۱ میلیارد نفری کره زمین در ۲۰۵۰همخوانی کند.
از سوی دیگر هرچند جهان در کل قابلیت تولید مواد غذایی کافی برای جمعیت آتی را دارد اما احتمال کمی وجود دارد که امنیت غذایی در کشورهایی که در مناطق با آب وهوا و شرایط نامناسب قرار دارند، تامین شود زیرا تفاوت های آشکاری میان کشورها از لحاظ مساعد بودن زمین و منابع آبی و عوامل اجتماعی اقتصادی وجود دارد.بر همين اساس چندي پيش محققان ایرانی مساعد بودن وضعیت زمین های ایران برای کشاورزی و تامین آینده غذایی کشور را بررسی کردند.
ایران که در حوزه آب وهوایی خشک قرار گرفته ، هم اکنون شاهد چالش هایی در حوزه کمبود آب است که اقتصاد کشور، عملکرد اکوسیستم و زندگی افراد بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است. میانگین سالانه بارش در ۷۰ درصد کشور حدود ۲۵۰ میلی متر است و فقط ۳ درصد ایران ( یا به عبارتی ۴.۷ میلیون هکتار از کشور) شاهد بارش سالانه ۵۰۰ میلی متر است.
به هرحال توزیع جغرافیایی زمین های کشاورزی ایران نشان می دهد بخش اعظم فعالیت های کشت و برداشت ایران در غرب، شمال غرب و بخش های شمالی کشور است . بارش سالانه در این مناطق بیش از ۲۵۰ میلی متر است. با این وجود آبیاری محصول در مناطق با بارش ۲۰۰ یا حتی کمتر از ۱۰۰ میلی متر در سال نیز انجام می شود. این درحالی است که برای حمایت از کشاورزی، سیستم آبیاری کنترل نمی شود و همین امر مشکل کم آبی را حادتر کرده است.
متاسفانه افزایش تولید کشاورزی هیچ گاه با تقاضای روز افزون آن همراه نبوده است. رشد جمعیت در دهه های اخیر نیز به این تقاضا دامن زده و در نتیجه تراز تجاری بین المللی ایران در بخش کشاورزی منفی شده است.
با این وجود مرزهای قابلیت پشتیبانی آب و خاک ایران از تامین نیاز مواد غذایی کشور و همزمان حفظ یکپارچگی محیط هنوز به طور کامل درک نشده است. موضوعي که اگر در نگاه مسئولان و دولتمردان از يک مسئله عادي و جزئي به يک مسئله مهم و کلان تغيير نکند آينده خوبي براي صنعت کشاورزي ايران نمي توان متصور شد.