کد خبر: 857946
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۴
بعد از گتوند و سيمره، حالانوبت به سد خداآفرين رسيده که بدون ملاحظات زيست محيطي حيات يک استان ديگر را به چالش بکشد
حدود دو دهه از شروع جنبش عظيم سدسازي در کشور مي گذرد. راهکاري که به دليل بروز خشکسالي و از بين رفتن پهنه هاي آبي از يک سو و اقليم خشک و نيمه خشک کشور به منظور حفظ و مديريت آب هاي روان دردستور کار قرار گرفت. حالا پس از گذشت چند سال از آغاز انقلاب سدسازي در ايران، اين پروژه ها به دليل نداشتن ملاحظات زيست محيطي، مطالعات کارشناسي و جانمايي غلط، نه تنها دردي از بي ابي دوا نکرده اند بلکه حالا خود به عاملي براي تهديد کشاورزي و حيات نواحي روستايي و شهري بسياري از استانها تبديل شده است. درکنار ساخت سدهايي چون تنگ سرخ، گتوند، سيمره، خرسان و کارون که صدمات اقتصادي و اجتماعي فراواني به نواحي روستايي و شهري استان هاي فارس، لرستان ، ايلام کرمانشاه ، خوزستان و چهارمحال وارد کرده است حالا نتيج مخرب ساخت بدون مطالعه سدهاي از اين دست دامن بقيه استانها از جمله اردبيل را هم گرفته است

نويسنده: مريم احمدي

اگرچه طي سالهاي اخير، سدسازي هاي بي رويه به عنوان تهديدي براي محيط زيست و صنعت کشاورزي، دامپروري و حيات روستايي بسياري استانهايي چون لرستان، کرمانشاه، خوزستان و ايلام و حالا اردبيل عنوان شده است اما انچه از بررسي هاي کارشناسان برمي آيد مديريت غلط ، عدم آينده نگري و خلاء مطالعات کارشناسي در ساخت سدها، بحران آب در اين استانها را تشديد کرده است . ساخت چند سد بدون مطالعات زیست‌محیطی و مجوز قانوني از سازمان محيط زيست کشور حالا برخي مديران و مسئولان استاني اردبيل را هم به جمع مسئولان نگران و معترض سدسازي افزوده تا انجا که چند روز پيش مدیرکل حفاظت از محیط‌زیست استان اردبیل از انجام پروژه هايي چون سد خداافرين بدون مطالعات و توجه به الزمات زيست محيطي انتقاد کرد و خواستار رسيدگي به اين موضوع شد. محمد خداپرست افزود: با وجود اینکه پایاب سد مجوز زیست‌محیطی دارد اما خود سد فاقد مجوزهای لازم است! سدي که مطالعه ابتدايي ان در سال ۱۳۵۲ توسط دولت وقت شروع شد تا سال ۱۳۷۹ مسکوت ماند و در نهايت اواخر دهه هشتاد به مرحله ابگيري رسيد و به عنوان مهمترين منبع تغذيه کشاورزي شمال استان در نظر گرفته شده، خود به دغدغه جديدي براي محيط زيست منطقه تبديل شده است! ضمن اينکه تداوم روند سد سازی در اردبیل در وضعیتی که مدیران آبی تاکید دارند که استان در این زمینه به اشباع رسیده، باعث نگرانی هایی در حوزه محیط زیست شده است. چرا که از نظر کارشناسان با توجه به حجم بالای پروژه سدسازی در استان اردبیل، تغییر در اکوسیستم طبیعت و وارد آمدن صدمات جبران ناپذیر به صنعت کشاورزي منطقه قطعي است و زنگ خطر نابودي محيط زيست را به صدا در اورده است.

تخليه روستاها، ميراث سدسازي ناشيانه

بي توجهي به مطالعات کارشناسي وعدم امکان سنجي و جانمايي غلط در سدسازي باعث شده سدهايي از جمله گتوند خوزستان و سيمره ايلام با قرارگرفتن درمحلي نامناسب به بحراني براي ساکنان منطقه تبديل شوند. ساخت سد "گتوند" که يکي از پروژه هاي عظيم سدسازي کشور به حساب مي آيد سالهاست حيات جلگه خوزستان به عنوان يکي از وسيعترين خاک هاي حاصلخيز ايران را با تهديد جدي مواجه کرده و با شور کردن اب منطقه سبب مهاجرت و تخليه روستاهاي پايين دست و بالادست سد شده است.

گتوند سدی است که بین کارشناسان محیط‌زیست به نمونه مهمی از سوءمدیریت در حوزه محیط‌زیست تبدیل شده است. زیر آب رفتن یا متأثر شدن ٢٦ روستا در اثر آبگیری این سد از تبعاتی بود که به‌طور مستقیم بر مردم روستاهای منطقه گذاشت.

متاسفانه طي سالهاي اخيربه بهانه توسعه کشاورزي و صنعت، ساخت سدهايي چون زرینه‌رود، کرخه، سیمره، داریان، کرج، جاجرود، قم رود، زاینده‌رود، گتوند، درودزن، سیوند، ملاصدرا، استقلال میناب در بالادست دشت‌های حاصلخیز خوزستان، شهریار، ورامین، میناب، مسیله، کربال، گاوخونی و ارومیه حيات نواحي روستايي و شهري پايين دست و بالادست اين مناطق امنیت اجتماعی و اقتصادی مردم را تهدید کرده و آنها را به ترک خانه کاشانه و پناه بردن به حاشيه شهرها وادار کرده است.

سد کارون 3 يکي از همين سدهاست که از سال 92 با زير اب بردن گاه به گاه روستاهاي اطراف سد، سبب خالي شدن اين روستاها شده و زندگي را بر مردم باقي مانده در اين ديار سخت کرده است. سدي که از همان ابتداي ابگيري یک‌سری از جاده‌های تاریخی کوچ عشایری که پیشینه فرهنگی مردم منطقه بود را نابود کرد و نظام زندگي ایلی عشایر منطقه را بر هم زد .

سد خرسان 3 هم سد ديگري است که با زیرآب بردن ٢٤٠٠ رویشگاه جنگلی و مرتعی در استان‌های چهارمحال‌وبختیاری و کهگیلویه و بویراحمد چندين روستاي اين دو استان را خالي از سکنه کرد تا سوء مديريت مسئولان در پروژه هاي سدسازي را بيش از پيش نمايان کند.

سدهايي که به نابودي سرمايه هاي ملي برخاسته اند!

اگرچه يکي از مهمترين معايب ساخت سدهاي بي مطالعه و غيرکارشناسي نابودي زندگي روستايي وصنعت کشاورزي ودامپروري بيان شده است اما طي سالهاي اخير کارشناسان برخي پروژه هاي سد سازي از جمله سد شفارود و داريان را عامل نابودي هزاران هکتار از جنگل هاي سر سبزشمال ودهه ها چشمه اب معدني و طبيعي عنوان کرده اند که پس از ابگيري ضربه جبران ناضذيري به سرمايه هاي ملي وارد خواهند کرد. پورژه هايي که به رغم هشدارهاي فراوان همچنان با صرف هزينه هاي کلان رو به پيشرفت است.

بنا به گفته پیمان یوسفی‌آذر دکترای جنگل و از مدیران اسبق سازمان جنگل‌ها احداث سد شفارود یک فاجعه زیست‌محیطی است که عواقب غيرقابل جبراني خواهد داشت. چرا که

سد شفارود در استان گیلان با از بین بردن صدها هکتار از جنگل‌های هیرکانی احداث خواهد شد. بی‌نظیرترین رویشگاه‌های جنگلی جهان که قبال تجديد نيست و در تمام کشورهاي در معرض انقراض قرار گرفته اند. ضمن اينکه جنگل‌های شمال تامین‌کننده اکسیژن کل منطقه هستند و با از بین رفتن آنها ویژگی‌های زیستی و حفاظت خاک شفارود دیگر میسر نخواهد بود. بنا به گفته اين کارشناس این درخت‌ها از خاک منطقه حفاظت کرده و جلوی سیلاب را می‌گیرند!

سد داريان در منطقه اورامان نيز از جمله پروژه هاي مخرب ديگري است که به رغم اينکه کارشناسان ان را پروژه اي بيهوده و غير اقتصادي مي دانند اما با پافشاري نمايندگان مردم منطقه در مجلس شوراي اسلامي در حال ساخت است . سدي که طبق تحقيقات انجام شده در صورت ابگيري علاوه بر نابودی هزار هکتار جنگل و مرتع، روستاهای تاریخی و از بين بردن چشمه بل که جزو ميراث ثبت شده ملي است ساکنان نواحي بالادست و پايين دست را ناچار به تخليه منطقه خواهد کرد!

بنا به گفته کارشناسان انچه مسلم است در کنار ساخت و سازبي رويه سدها در کشور بي توجهي به مطالعات کارشناسي و جانمايي صحيح انها نه تنها در حل بحران اب در کشور مشکل گشا نخواهد بود بلکه هزينه هاي کلاني را به محيط زيست تحميل مي کند .

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار