
نوروز همراه با لطافت بادهاي بهاري و غبارزدايي روح و جسم رسيد و همگان را بر سر سفرهاي نشاند تا دلها به هم نزديكتر و بخشندهتر شوند. سفرههاي خالي از عزيزاني كه يادشان جانشين وجودشان بود و كنار ذوق عيد غم فراق و دلتنگيها را بر چهرهها نمايان ميكرد. اشكهاي مرواريدگونه خانواده شهدا سرريز بر سفره، سيني بر هفت سين اضافه ميكرد و آن سين سبكبالي بود كه براي انجام تكليف گواراي وجودشان شد.
اما عاشقان مكتب عشق و شهادت به رسم وفاداري و معرفت در ادامه راه شهدا و به رسم غيرت در حمايت از گريههاي معصومانه كودكان آواره سوري سفره هفت سين را همراه با سفره دل به آن سوي مرزها كشاندند و روي خاكهاي ويرانه شام گسترانيدند تا در غم آوارگي و بيخانماني سوريها شريك شوند. خداحافظي غريبانه شيرمرداني كه در خفا اشك همسران و فرزندان را پاك و آن را سوغات دل كردند تا لحظه تحويل سال كنار فرزندان مظلوم سوري و روي خاكهاي متبرك حرمين شريف پهن كنند تا گواهي شود بر قبولي جهادشان.
غيورمردان رزمندهاي كه هفت سين را از بهار ايران بردند تا با سليقه، عشق را از پس گونههاي سرخ «سيب»، شمهاي از بهشت را از لابهلاي گلبرگهاي «سنبل»، بركت را در طعم شيرين و گندم «سمنو»، گيسوان شانه خورده سبزهاي جوان كه تكهاي از طبيعت را نشان ميداد، حركت ماهي در تنگ نشان از تكرار زندگي، دانه دانه «سكههاي نو» در كنار سفره را به جاي دست فرزندان در دستهاي كودكان آواره سوري كاشتند و شوق معصوم كودكانهها را در باغ چشمانشان شكفتند.
پابهپاي شگفتيهاي سفره هفت سين، كتاب طبيعت را تنها در قاب كوچك ورق نزدند و هفت سين سفره دل را به هفت «سلام» آسماني مهمان كردند؛
سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبِّ رَحيمٍ
سَلامٌ عَلي نُوحٍ فِي الْعالَمينَ
سَلامٌ عَلي إِبْراهيمَ
سَلامٌ عَلي مُوسي وَ هارُونَ
سَلامٌ عَلي آلِ ياسينَ وَ سَلامٌ عَلَي الْمُرْسَلينَ
سَلامٌ هِي حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ
سلام و رحمت خداوند بر آل ياسين و جامعه انبيا كه امانتدار الهام الهي بودند تا فطرت پرستش را از بيراههها دور سازند. خوشا به حال آنانكه به رسم غيرت و وفاداري بر راه و وعدههاي حق ماندند.
مردان خدايي، سال را از جايي تازه كردند كه باد بهارياش بوي دود و آتش داشت و سفرهاي نوروزيشان به جاي طبيعت و آب و گل، ويرانه بود و خرابه. لباس عيدشان پيراهن ناآرامي بود كه در بادها به دنبال آرامش ميدويد.
آنها آسمان و نسيم نوروز كه آزاد بودن و بخشنده بودن ميآموزد را در كنار مظلوماني جستوجو كردند و همراه با دفاع به آنها رسيدند كه شايد هيچ كدام از ما در وطن اينقدر نوروز را زيبا نيافتيم.
اينك سالي كه نكوست از بهارش پيداست. آنهايي كه در قهقهه مستانهشان روي يار ديدند و آنهايي كه كنار ياران سفركرده نور خدا گرفتند؛ سالشان سال عشق است و آرامش و بركت سالانه آنها سوغات بهشتي است كه فرشتههاي الهي آن را از ميان بالهاي آسمانيشان تقديم ميكنند و اين است پاداش كساني كه با خدا معامله ميكنند و لبيك به نداي مظلومان ميدهند.