
يكي از ويگي هاي محیط زیست اين است كه اگر هر تخريب و ضربه و اشتباه و خطایی در آن صورت بگیرد در کمترین زمان به انسان باز می گردد. به همين خاطر در تمام كشورها براي حفاظت از محيط زيست، گروهی مسئول قانونگذاری و گروهی نیز مجری قوانین و جمعي نيز مسئوليت رسيدگي و نظارت بر حسن انجام كارها را برعهده دارند. اما با كمال تاسف بايد گفت كه در ايران، ناهماهنگی بین نهادها موجب شده تا هیچ وقت نتوان به اجراي قوانيني كه از سوي قانونگذار صادر مي شود، دل خوش كرد و عملي شدن آنها را تضمين كرد.
*قوانين بدون مجري
همین چند هفته پیش بود خبری مبنی بر اینکه در جنوب تهران کشاورزان مجبورند با آبهای آلوده زمین ها و محصولاتشان را آبیاری کنند در رسانه ها منتشر شد.
ورود آب های آلوده به زمین های کشاورزی جنوب پايتخت زمانی به فاجعه تبدیل شد که خبرها حکایت از وارد شدن فاضلاب های بیمارستانی به آبهای روان دیگر و رسیدن آنها به زمین های کشاورزی داشت.
هر چند سال هاست فعالان و حافظان محیط زیست فریاد بر می اورده اند که محصولات کشاورزی جنوب تهران با فاضلاب های پایتخت نشینان آبیاری می شوند، اما همان فاصله بین قانونگذار و قانون و مجری قانون، موجب شده تا هیچ کس صدای ضجه های محیط زیست و تهديد سلامتی مردم را نشنود.
« باید بپذیریم که هر کدام از ما مسئولان سهمی در خطاها و بروز مشکلات موجود داریم و بر اساس اخبار و گزارش هایی که برای ما ارسال شده و به دستمان رسیده به موضوع آبیاری زمین های زراعی جنوب تهران با فاضلاب ها هم نظارت و رسیدگی می کنیم.»
اینها حرف های احمد آریایی نژاد عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی است که معتقد است این کار در شهرهای دیگر هم انجام می شود و فاضلابها در امر کشت انواع محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند و ادامه می دهد: « ما اطلاع داریم در تهران از فاضلابها برای کشت و کاشت استفاده می شود که خطرات و آسیب های جبران ناپذیری به همراه داشته و تهدیدی برای سلامت شهروندان به شمار می آید.»
جالب است که این مسئول می گوید: «کار ما قانونگذاری است نه اجرای قانون. ما باید به سایر مجری ها نظارت کنیم و انتقال این حرف ها تنها بر عهده رسانه هاست.»
اما این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نگفت که تا کنون به وظایف و کارهای کدام مجری ها نظارت کرده اند و اگر امروز تهران با یک فاجعه زیست محیطی مواجه شده، مقصر کیست.
*درد بي درمان زباله
محیط زیست از راه های گوناگونی ضربه می خورد و یکی از آنها ریختن زباله های غیرقابل بازیافت و مواد شیمیایی در آن است.
مهم نیست چیزهایی که بدون توجه، به محیط اطرافمان پرتاب می کنیم را چه بنامیم. بگوییم آشغال یا پسماند یا زباله؛ مهم این است که همین ها در حال رقم زدن فردای سیاهی را برای خودمان هستند.
حدود پانزده سال پیش، یعنی اواخر سال 1998 برای نخستین بار جزیره ای در اقیانوس آرام در جوار هاوایی کشف شد که به قاره هفتم یا قاره کثیف نام گذاری شد. مساحت این جزیره 3.5 کیلومتر مربع بود و هر سال 10 درصد به مساحت آن اضافه می شد و نکته قابل تامل این بود که این جزیره از مواد غیر قابل بازیافت و زباله های ریخته شده در دریا در مدت نیم قرن تشکیل شده بود.
وقتی از قانون های ناکارآمد و بی ارزش و بدون مجری صحبت می کنیم، حرفی به گزاف نگفته ایم. به عنوان مثال در برنامه چهارم و پنجم توسعه، دولتها موظف به مدیریت پسماند شده اند ولی با نگاهی گذرا به اقصی نقاط کشور به راحتی می توان به این نتیجه رسید که متاسفانه تاکنون در اين مسير اقدامی عملی که بتوان از نتایج آن دفاع کرد، صورت نگرفته است.
بد نيست از سطح كلان و جهاني آسيب زباله ها به محيط زيست كمي فاصله بگيريم و بصورت ملي به قضيه نگاه كنيم، مي بينيم كه وضعمان در داخل كشور هم چندان خوب نيست.
موضوعي كه در حال حاضر محیط زیست شهرهای مختلف ایران و بخصوص استان های سرسبز شمال کشور را به شدت تهدید می کند، زباله هاییست که تولید شده و در قلب جنگل ها رها می شوند.
بر طبق آمارهای موجود، میزان زباله ای که در ایران تولید می شود، چندین برابر میانگین جهانی است و استان هایی مانند گلستان و مازندران و گیلان که در طول سال در كنار زباله های شهروندانشان، بايد زباله هاي مسافران زیادی را نیز دفع كنند، با مشكلات عديده اي روبرو هستند. اين استان ها در وضعيتي به سر مي برند كه پسماندهایشان راه تنفس محیط زیست را در زيباترين بخش ايران به شدت تنگ کرده است.
*اردبيل و آبهاي سمي اش
این یک واقعیت است که امروز، محیط زیست دچار بیماری های زیادی شده و از تک تک آنها رنج می برد. به هر نقطه اي که انسان در حال زیستن در آن است نگاه می کنیم مشخص می شود به عارضه ای خطرناک دچار شده.
آب، هوا، خاک و محیط طبیعی مبتلا به بیماری هاي بسیار خطرناکی شده اند که اگر راه چاره ای برای آنها اندیشیده نشود، حتما محیط زیست را از پای درخواهند آورد.
رود ارس در قسمت شمالی استان اردبیل تامین کننده آب شرب کشاورزی است. اما از آنجا نیز خبر می رسد که این رود مبتلا به آلودگیهایی شده که بیشتر ناشی از فعالیتهای مختلف فیزیکی و شیمیایی است که بسیار تکان دهنده بوده و درصورت تداوم میتواند علاوه بر ضربات مهلک به محیط زیست، مردم شمال استان را نیز به بیماریهای مختلفي مبتلا کند.
در همین رابطه ابراهیم فتایی مدیر گروه محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل برداشت آب تا حدود 30میلیون مترمکعب از سد یامچی را یک فاجعه دانسته که موجب کاهش منابع آب به ویژه کاهش 70 درصدی آب این سد شده و مي گويد: «دشت اردبیل در آستانه فرونشست است و پیشبینیها حکایت از آن دارد که این فرونشستها تا 1.5 متر اتفاق میافتد که خطر بزرگی برای ساکنان منطقه محسوب میشود.»
به عقيده كارشناسان از ظواهر امر چنین بر می آید که مسائل زیست محیطی در شهرکهای صنعتی و تصفیهخانههای اردبیل به درستی ارزیابی نمی شود و صاحبان واحدهای صنعتی فقط در زمانی که متوجه حضور کارشناسان محیط زیست میشوند از این تجهیزات و امکانات پایش آلایندگی استفاده میکنند و در بقیه ساعات این دستگاهها خاموشند كه همين موضوع محيط زيست و آب رودخانه ارس را تحت تاثيرات منفي قرار داده است.
عدم کنترل و نظارت بر صنایع و مناسب اجرا نشدن کانالهای زهکشی و اتصال آنها به فاضلابها، عدم نظارت پسابهای شهری و ورود آبهای آلوده به رودخانهها و آبهای سطحی از جمله مواردی است که مدیر گروه محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل به آنها اشاره کرده و ادامه می دهد: «مرگ هزاران ماهی در قرهسو به دلیل ورود پسماند تصفیهخانه فاضلاب به داخل این رودخانه فاجعه زیست محیطی اي است که مسئولان امر سعی کردند بر آن سرپوش بگذارند.»
وي تاكيد مي كند: «راهاندازی تصفیهخانهها بدون مطالعات زیست محیطی و رها شدن برخی از خروجی تصفیهخانههای صنعتی به محیط طبیعی آثار زیانباری را به دنبال دارد در حالی که با نگاه کارشناسی و دیدگاههای علمی بهتر از این میتوانیم جلوی این آسیبها و دغدغهها را بگیریم.»
به هر حال محيط زيست و موجودات زنده آن از دست انسان آرامش ندارند و شايد خيلي دور نباشد روزي كه دود اين آتشي كه به دست خودمان برآفرخته ايم به چشم خودمان برود.