در شماره قبلي به چگونگي برقراري ارتباط ميان فرانسه و رژيم بعث و جزئياتي از معاملات ميان اين دو كشور پرداختيم. تا حدي مشخص شد كه ارتش كاملاً مسلح بعثي و فرمانده جنايتكار و وحشي آن چگونه بر سر به قتل رساندن فرزندان ايران اسلامي و رزمندگان انقلابي آقا روحالله با سياستمداران كثيفي چون شيراك و ژيسكاردستن كه مدعي مهد آزادي، حقوق بشر و كرامت انساني هستند به معامله مينشستند.
18 نوامبر 1975، امضاي قرارداد هستهاي پاريس- بغداد
بعد از توافق بين بغداد و پاريس كه مفاد آن در حد تشكيل يك ارتش بهروز با بهروزترين تجهيزات بود چندي نگذشت كه والري ژيسكاردستن رئيس جمهور وقت فرانسه مورد اعتمادترين متحد سياسي خود را به بغداد اعزام كرد. شخص مورد اعتماد رئيسجمهور كسي نبود جز وزير وقت صنايع و پژوهش «ميشل دردانو».
هنگامي كه دردانو در 18 نوامبر 1975 قرارداد را در بغداد امضا كرد، مطبوعات فرانسه از آن به عنوان قرارداد فروش و صادرات ياد كردند. ارزش قرارداد 45/1 ميليارد فرانك فرانسه (3ميليارد دلار به قيمت جاري روز) بود و فروش رآكتور ازيرهيس (تموز 1) توليدكننده پلوتونيم و ازيس ( تموز 2) مدل آزمايشي رآكتور را نيز شامل ميشد. تموز 2 از آن جهت مهم بود كه به كارشناسان اتمي رژيم بعث امكان ميداد بدون تعطيل كردن كار در كارخانه توليدكننده تموز 1 آزمايشهاي خود را با بارهاي مختلف به انجام برسانند. دردانو در همين سفر انعقاد قرارداد عمده عراق با ماترا توليدكننده موشك و هاني ول شركت كامپيوتري فرانسوي- امريكايي را نيز اعلام كرد. در قراردادي كه دردانو در بغداد به امضا رساند دولت فرانسه موظف شده بود 600 كارشناس هستهاي براي رژيم بعث تربيت كند، اين تعداد از رقم مورد نياز در توليد بمب اتمي هم زيادتر است.
خطرناكترين جانيان هستهاي
يكي ديگر از نكات جالب داستان، تلاش صدام در به دست آوردن مقادير زيادي اورانيوم غني شده بود. سالهاي سال فرانسه از وزارت انرژي امريكا اورانيوم غنيشده 93 درصد وارد ميكرد تا در رآكتور ازيرهيس از آن استفاده نمايد و مسئله مورد توجه صرف تمامي اورانيوم غنيشده وارداتي فرانسه از امريكا در مورد نظامي است. به هر حال فرانسه از امريكا ميخواست در مسائل مربوط به صدور مواد هستهاي (براي غني كردن اورانيوم در عراق) زياد كنجكاوي به خرج ندهد. اين معامله محرمانه ميان (تكني اتم) كارگزار صادراتي C.I.A و شاخه نظامي آن در واژور در شرق پاريس به انجام رسيد.
علت مذاكرات و اصرار شيراك بر مذاكره بر سر مسئله اتمي به اين دليل بود كه دولت فرانسه از امضاي پيمان منع تكثير سلاحهاي اتمي كه از مارس 1970 قوت اجرايي پيدا كرده بود، خودداري ورزيد و بنابراين محدوديتي در زمينه صدور تكنولوژي هستهاي احساس نميكرد.
ريشه بمبهاي شيميايي بر سر فرزندان آقا روحالله در پاريس
تاكنون طرح استكبار جهاني در مورد تبديل عراق به يك قدرت بزرگ نظامي با موفقيت اجرا شده بود. قراردادهاي بزرگ خريد سلاح منعقد شده و هر دو كشور شوروي و فرانسه قول صدور تكنولوژي هستهاي به عراق را داده بودند. حالا وقت آن رسيده بود كه صدام به هدف ديگر خويش يعني دستيابي به گاز سمي جامه عمل بپوشاند. عدنان خيرالله فرد شماره يك رژيم بعث و قاتل نامآشناي فرزندان روحالله در طول 10 سال دفاع مقدس اينچنين ميگويد: سلاح شيميايي نيرو را چند برابر ميكند. به موجب پروتكلي كه بين عراق و مؤسسه ماريو امضا شد، اين شركت فرانسوي مشغول احداث آزمايشگاه باكتريشناسي در عراق شد و مدعيان حقوق بشر به اين نتيجه رسيدند كه عراق قابليت توليد انواع و اقسام گاز سمي از جمله گازهاي خفهكنندهاي مثل گاز خردل و گازهاي فلجكننده دستگاه عصبي مثل تابون و سارين را در حد بسيار وسيع دارد. بلافاصله بعد از سال 1975 تصميم به توليد گاز سمي در عراق گرفته شد.
عدنان حمداني به پست وزارت برنامهريزي منصوب و قرار شد وي طرحهاي توليد سلاح استراتژيك را در پوشش طرحهاي توسعه كشاورزي و صنعت غيرنظامي با طرفهاي خارجي به اجرا در بياورد كه در اين راستا دو عضو ديگر شوراي فرماندهي انقلاب عراق دستيار وي بودند. نفر اول عزتالدوري وزير كشور و مسئول توسعه كشاورزي و نفر دوم طه جزراوي وزير صنعت و معدن بودند.
آنها با تهيه فهرستي با عنوان «صنايع شيميايي» برنامه پنج ساله احداث كارخانه حشرهكشي در سامره را كليد زدند كه قابليت توليد سالانه يكهزار تن تركيبهاي آلي فسفري داشته باشد. استفاده از اين نوع حشرهكش از سالها پيش در كشورهاي ديگر متوقف شده بود و علت توقف آن قدرت مسموميت بسيار بالاي آن بود. اين تركيبهاي شيميايي آلي فسفري عناصر اصلي تركيب گازهاي فلجكننده اعصاب نظير سارين و تابون را تشكيل ميداد. حال جواب سؤالي كه سلاحها از كدام كشور آمدند روشن است.
جانيان استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي شدهاند 1+5
در اواخر سال 1975 حمداني از عزتالدوري خواست در مورد خريد كارخانه گاز سمي از ايالات متحده اقدام كند. عراق رابطه ديپلماتيك در آن مقطع با امريكا نداشت.
بنابراين عزتالدوري به شريك فرانسوي رجوع كرد. در اينجا همه درها به روي موسيو شيراك باز بود. شيراك يك شركت مهندسي شيميايي فرانسوي به نام شركت ناسه (Nace)را كه در امريكا نمايندگي داشت مأمور اين كار كرد.
ناسه به شركت فادلردر راچsتر نيويورك مراجعه كرد. فادلر يكي از بزرگترين سازندگان خمرههاي مورد استفاده در مخلوط كردن مواد شيميايي سمي بود و با اعزام مهندس به بغداد موافقت نمود و اينگونه امريكا وارد عرضه مواد نظامي شيميايي به رژيم بعث گرديد.
اما مطلب بسيار مهم اين است كه كشورهاي امريكا، فرانسه و آلمان درجاهايي كه در طول دوران دفاع مقدس متوجه ميشدند صادرات علم به وقت بيشتري احتياج دارد، به قول معروف آش را با جايش به رژيم بعث ميدادند كه هرچه زودتر به بهرهوري برسد و بتواند سلاح ها را بر سر فرزندان خميني بريزد، به طوري كه انتقال كارخانجات مواد شيميايي در قالب كلي با كاركنان و مهندسان انجام ميشود، تا عراقيها زحمت يادگيري و بعد بهرهوري را نداشته باشند.
آلمان به خاطر مسائل جنگجهاني دوم و ممنوعيت فروش سلاح از كانالهاي امريكا و فرانسه اقدام ميكرد و فرانسه هم به عنوان دلال هم رابط و هم شريك بزرگ رژيم بعث همواره دست خود را تا نهايت به خون فرزندان خميني آلوده ساخته است. آيا در آن مقطع حقوق بشر و انسان هاي ايراني مطرح نبود. آيا رزمندگاني كه براي دفاع از تجاوز به وجود آمده در جبههها ميجنگيدند انسان و داراي حقوق نبودند. از همه مهمتر چگونه اين كشورها با چنين سبقهاي امروز در قالب 1+5 خواهان احقاق حق هستند؟ اين سؤالات را بايد از مقامات مسئول پرسيد.