اما در حالي كه برخي از كشورهاي اروپايي چون فرانسه كه لاف مهد دموكراسي را در بوق و كرنا كرده و از سويي ديگر برخي از مسئولان كشورمان ادعا ميكنند كه حافظه تاريخي ملت ايران از كشورهايي چون فرانسه مكدر نيست نگاهي گذرا به تاريخ دفاع مقدس به خوبي نشان ميدهد فرانسه يا همان مهد پوشالي دموكراسي تا چه ميزان شريك صدام در جنايت و تجاوز به ايرانيان است. به هرحال برآنيم چهره اين دولت رياكار و استعمارگر را بيش از پيش به مردم كشورمان بشناسانيم.
12 مارس 1975، پرونده محرمانه جنايتي بزرگ
سال 1975 را همه به ياد دارند. سالي كه شاه معدوم ايران به علل باجهاي سنگيني كه به مستكبران ميداد در جايگاه خوبي قرار گرفته بود و آن جايگاه را مديون امريكاييها و اروپاييهايي بود كه سوء استفادههاي بزرگ و باجهاي متعددي از او ميگرفتند. در آن سال او رهبر اوپك و فرمانده زرادخانه عظيمي از سلاح هاي نوين امريكايي بود كه با حمايت خود از شورش كردها به دنبال گرفتن امتيازاتي از صدام بود. صدام نيز به خاطر بحران موجود در عراق به مشكلات جدي برخورد كرده بود و به دنبال راهي براي حل و فصل مشكلات خود ميگشت. صدام از ديرباز به دنبال خريد سلاحهايي نوين بود تا بتواند به آرزوهاي وحشيانه خود جامه عمل بپوشاند.
او در سوم مارس 1975 سفري محرمانه به پاريس داشت و با شيراك و ژيسكاردستن ديدار كرد. اين ديدار تنها سه روز قبل از ديدار او با محمدرضا پهلوي ترتيب يافت. وي در آن سفر فهرست بلند بالايي از سلاحهاي مورد نياز عراق را به آنان ارائه كرد. سفر او كوتاه اما جدي بود. شيراك تصميم گرفت ترتيب ارسال سلاحها را به بغداد بدهد و در آن ملاقات پيشنهاد شش ماههاي به صدام داد كه صدام تقاضا كرد كارها در يك هفته انجام شود.
صدام از پاريس راهي الجزيره شد و در ششم مارس 1975 طي بيانيه مشتركي پذيرش قرارداد 1975 الجزيره را اعلام كرد كه كم و بيش از متن و محتويات آن قرارداد مطلع هستيد. بدنه تسليحاتي رژيم بعث را سلاحهاي شوروي تشكيل ميداد. شوروي فقط سلاح در اختيار او ميگذاشت و هيچ علمي حتي براي تعمير سلاح به صدام نميداد. به هر حال با اينكه او به دنبال گسستن وابستگي براي خريد سلاح از شورويها بود اما در اوايل آوريل 1975 به همراه سعدون حمادي و شنشال رئيس ستاد ارتش بعث سفري به مسكو كرد.
در آن سفر وي به خريد مقادير عظيمي سلاح از شوروي ادامه داد و حتي بحث تربيت فيزيكدان هستهاي و ساخت نيروگاه براي صدام كه در نهايت منجر به ساخت سلاح هستهاي ميشد مطرح شد. اما به هر حال صدام وابستگي عراق به شوروي را در حد چشمگيري كاهش داد به طوري كه شوروي در سال 1972 حدود 95 درصد سلاح عراق را تأمين ميكرد اما در سال 1979 اين رقم به 63 درصد كاهش يافت. در سوي ديگر تيم فني كه صدام در 3 مارس 1975 طي سفر خويش به پاريس از شيراك خواسته بود، در 12 مارس وارد بغداد شد. فرانسه كارشناسان فروش خود را به شرح زير به بغداد اعزام كرد: شرك مارسل داسو، برگه به عنوان تنها شركت سازنده هواپيماي جنگي فرانسه، اسلكما شريك شركت مارسل داسو و توليدكننده موتور جهت، اداره كل هواپيمايي، شركتي تحت كنترل دولت و كارگزار فروش سلاح به خارجيان كه نمايندگان دائمي در پايتختهاي خاورميانه داشت. از گزارش پنج صفحهاي يكي از مهندسان شركت كننده در اين هيئت چنين برداشت ميشود كه در جلسات هيئت ام سيلار كاردار سفارت فرانسه و سرگرد مارشانديز وابسته نظامي سفارتخانه نيز حضور داشتند.
ميراژ F1 قاتلي سرشناس
در جلسه هيئت فرانسوي در بغداد، فرانسه فروش ميراژ را يك مسئله دولتي تلقي ميكرد. فرانسويان از همان آغاز خبرهاي خوشي آوردند. قبل از بيان خبرهاي خوش فرانسوي ها يكي دوتا سؤال ذهنم را به خود مشغول كرده است. ميراژ و ميراژ F1 نامهايي است كه هيچ ايراني و هيچ رزمندهاي آن را فراموش نخواهد كرد.
مگر ميشود بعضيها كه عنوان و منصب هم داشتند آنها را نشناسند و ندانند ميراژهاي اف يكي كه در شلمچه، دزفول، اهواز، فكه، مجنون و حتي تهران روي سر اين ملت و فرزندان روحالله آتش ميريختند متعلق به كدام كشور و تحويلي كدام كشور به صدام و رژيم بعث بودند؟! به هر حال به خبرهاي خوش هيئت فرانسوي برگرديم. آنها ميراژهايي را از همان نوع كه اسرائيل در اختيار داشت و در جنگ با اعراب به خوبي مورد استفاده قرار داده بود، به عراق فروختند.
اما اين تنها بخشي از اخبار خوش بود. نيروي هوايي فرانسه در حال آزمايش نوعي ميراژ به نام ميراژ F1 بود كه به مراتب بر ميراژ 3 كه در اختيار اسرائيليها بود برتري داشت. اين ميراژ با فانتوم F16 امريكايي برابري ميكرد. ژنرال نَعماءالدُليمي فرمانده نيروي هوايي عراق، كسي كه در دوران دفاع مقدس دستور آتشبار بر سر ملت ايران را بارها صادر كرد به ميهمانان فرانسوي گفت: از صدام مأموريت گرفته تا 36 فروند از اين ميراژها را خريداري كند و بعد از خريد آن در مورد خريد 36 فروند ديگر اقدام كنند. علاوه بر معامله نفت و ميراژ فهرستي از كارخانههاي الكترونيكي نظامي ساخت پايگاه نيروي دريايي، موشكهاي اگزوسه، ميلان، هات، ماژيك، مارتل و آرما، هليكوپترهاي آلووت3، گازل، سوپر پومار، تانك ايامايكس30، رادار تايگر و رآكتور هستهاي كه ميتوانست بمب هستهاي بسازد در ميان ميدان معامله فرانسه و رژيم بعث بود. اضافه كنيم كه اين معاملات پس از وقوع جنگ تحميلي به نسبت فروش تاريخ كنوني 14 برابر شد. در شماره بعدي به چگونگي تحويل بمبهاي شيميايي آلماني و فرانسوي توسط دولت فرانسه به رژيم بعث ميپردازيم و اميد است مورد رضايتتان قرار گيرد.
ادامه دارد.