پري كه پيش از كسوف با انتشار كتاب «چهار ستاره» شهرتي در عالم كتابهاي جاسوسي از خود برجاي گذاشته بود، در كسوف نيز علاوه بر پرداختن به مناسبات دروني سازمان اطلاعات مركزي امريكا يا همان سيا مطالب جالبي در خصوص دخالتهاي دولت ريگان طي جنگ تحميلي ارائه داده است.
هرچند بخش قابل توجهي از كسوف به توصيف احوالات اشخاص صاحب نفوذ در وقايع و رويدادهاي جاسوسي ميپردازد (نظير آنچه در توصيف خلقيات ويليام كيسي رئيس اسبق سازمان سيا آورده شده) اما با توجه به اطلاعات تقريبا خوبي كه در خصوص ماجراي ايران گيت ( معامله اسلحه با ايران بر سر آزادسازي گروگانهاي امريكايي در لبنان) ارائه شدهاست، كتاب كسوف را بايد منبعي قابل اعتنا در خصوص رويكرد و نگاه دولتمردان امريكايي در مسئله جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه كشورمان دانست.
در اين كتاب ما با طيفي از مأموران سازمان سيا در كنار عوامل مرتبط با آنها در خاورميانه و ديگر نقاط جهان آشنا ميشويم كه با قدرت نويسندگي خوب مارك پري به شكلي داستانواره ماجراي ايران گيت را به ديگر عملياتهاي جاسوسي سيا پيوند داده و در نهايت روند ماجراها خواننده را به جنگ ايران، عراق و دخالتهاي دولت ايالات متحده در جنگ بين عراق و ايران سوق ميدهد.
هرچند همواره بايد اين نكته را در نظر داشت كه كتاب كسوف تنها در خصوص روابط غرب و به ويژه امريكا در جنگ تحميلي نيست، چنانچه تكيه اصلي اين كتاب در مورد عملياتهاي سازمان سياست كه گاه ما را تا اشغال كويت توسط عراق و حتي نبرد ضد انقلابيون نيكاراگوئه با دولت وقت اين كشور نيز ميكشاند. اما چون يكي از رويدادهاي مهم زماني كه كتاب مورد توجه قرار داده جنگ تحميلي عراق عليه ايران است، به اين لحاظ ما با واقعياتي از دخالت سازمان سيا در اين جنگ و جانبداري امريكا از صدام آگاه ميشويم.
«ايستگاه بغداد» نام يكي از فصول كتاب كسوف است كه در آن مارك پري بدون آنكه گذري به ساير رويدادها و وقايع ديگر بزند، به شكلي ويژه در خصوص ارتباطگيري سازمان سيا با مسئولان عراقي در پي شكستهاي سنگين آنها در جبهههاي جنگ ميپردازد. به اين ترتيب كه با جلوهگر شدن آثار شكست بر سيماي رژيم بعث عراق، اين دولتمردان امريكايي هستند كه جانب صبر و اختيار از دست داده و با وجود بدبيني و وسواسهاي صدام و لغو ديدارش با مقامات سازمان سيا، چندين بار به او پيشنهاد ملاقات ميدهند تا اينكه اين امر توسط ويليام كيسي رئيس وقت سازمان سيا و حسن تكريتي برادر ناتني صدام در فرودگاه اردن صورت ميگيرد.
در همين فصل از كتاب ميخوانيم: در يك روز زمستاني ماه فوريه 1982 يك هواپيماي شخصي از پاريس در فرودگاه بينالمللي امان پايتخت اردن به زمين نشست. در ميان مسافران مهمترين شخص ويليام كيسي بود كه هنگام پياده شدن از هواپيما كيف دستي قهوهاي رنگش را نيز به همراه ميكشيد. از خبرنگاران خبري نبود، چه اين مسافرت به صورت محرمانه انجام ميشد... كيسي به فاصله چند دقيقه پس از آنكه به فرودگاه امان رسيد، با ملك حسين ملاقات كرد و سپس به اتاق مجلل و آراسته ديگري هدايت شد كه در آنجا با يك مقام عراقي تنومند در لباس خاكستري كه نامش «بارزان ابراهيم حسنالتكريتي» بود، دست داد...
به اين ترتيب مراودات رسمي مسئولان اطلاعاتي دو كشور آغاز ميشود و سپس آنطور كه پري در اين كتاب آورده است، سازمان سيا حتي در بغداد دفتري تاسيس ميكند و به صورت مرتب دستاوردهاي اطلاعاتي و جاسوسي و همچنين عكسهاي ماهوارهاي را در اختيار مقامات اطلاعاتي ارتش عراق قرار ميدهد.
در يك نگاه كلي كتاب كسوف ميتواند پس پرده ارتباط سازمانهاي جاسوسي امريكا با رژيم بعث صدام را به شكلي روشن و صريح در اختيار خواننده قرار دهد. به اين جهت خواندن اين كتاب براي علاقهمندان به پشت پرده طولانيترين جنگ تاريخ معاصر كه توسط استكبار عليه ايران اسلامي تحميل شد، مفيد و قابل توجه است.