نهادي انقلابي كه از بدو تأسيس خود در سال 58 فعاليتش را با محوريت محروميتزدايي در گوشه و كنار كشور آغاز كرد و با شروع جنگ تحميلي، به دليل نيازي كه كشورمان در آن مقطع زماني احساس ميكرد، ستاد پشتيباني از جنگ را تشكيل داد تا به حمايت و پشتيباني از جبههها بپردازد. به اين ترتيب تجربه فعاليت در جنگي سخت در كنار مشاركت در محروميتزدايي و توسعه اقتصادي كشور، از جهاد سازندگي نهادي فعال و پويا ساخته بود كه به عنوان بازويي توانا در بدنه نظام اسلامي در مسير پيشرفت و توسعه كشور گام برميداشت. تا به آنجا كه دولتها و مجالس مختلف همواره سعي بر تقويت اين نهاد انقلابي داشتند. روندي كه تا قبل از دولت اصلاحات و البته روي كار آمدن اصلاحطلبان در مجلس ششم ادامه داشت و در اين زمان بهانهجوييهاي سياسي بر الزامات منطقي تداوم حيات جهاد سازندگي غلبه يافت و اين نهاد انقلابي در وزارت كشاورزي ادغام شد. اما در همين زمان مقام معظم رهبري كه لزوم تداوم حركتهاي جهادگونه براي سازندگي ايران اسلامي را احساس ميكردند، فرمان تأسيس بسيج سازندگي را در 17 ارديبهشت 79 صادر كردند. به اين ترتيب بسيج كه همواره در خطمقدم ولايتپذيري و حركت در مسير آرمانهاي نظام اسلامي قرار داشت با افزودن بازوي سازندگي به بدنه خود، حركت در اين مسير را با قدرت بيشتري ادامه داد و با تمركز بر اصل محروميتزدايي، گروههاي جهادي را براي تحت پوشش قرار دادن اين مناطق ايجاد و حمايت كرد. از اين رو نزديك به يك دهه، تشكيل و ارسال گروههاي جهادي به مناطق محروم عمده فعاليت بسيج سازندگي را تشكيل ميداد. گروههايي كه اغلب به صورت خودجوش و در دل دانشگاهها يا حوزههاي علميه تشكيل شده و با ساماندهي از سوي بسيج سازندگي رهسپار مناطق محروم ميشدند. هرچند برخي از كم تجربگي بسيجيان جهادگر سخن ميگفتند، ليكن حضرت آقا در پاسخ به اين شبهه و در جمع جهادگران فرمودند: «خود حضور يك جوان مؤمن و متدين و متشرع در يك مجموعه روستايي در بين جوانان، در بين مردم، مظهر مجسم آيه قرآن است.» به اين ترتيب ايشان با تأكيد بر فوايد معنوي حضور جوانان انقلابي در مناطق محروم مهر تأييدي بر اصل فرهنگسازي از طريق اردوهاي جهادي زدند. تشويق براي ايجاد روحيه كار و سازندگي در ميان مردم و جوانان مناطق محروم در كنار كم شدن فاصله طبقاتي بين يك جوان شهري و يك جوان از مناطق محروم اصليترين فوايدي بود كه از اردوهاي جهادي حاصل ميشد.
اما به هر روي تجربياتي كه طي چندين سال از طريق اردوهاي جهادي و ساير فعاليتهاي سازندگي حاصل ميشد باعث شد تا رفتهرفته گروههاي جهادي برخي از تخصصها براي ورود جديتر به مباحث سخت افزاري سازندگي را نيز بياموزند و در سال 89 و در جشن 10 سالگي تأسيس بسيج سازندگي علاوه بر دادن گزارش كار 10 ساله به مقام معظم رهبري، سند چشمانداز فعاليتهاي پيش رو را نيز تنظيم كنند. لذا وقتي كه در سال 91 زلزلهاي در منطقه ارسباران آذربايجان شرقي رخ داد، براي اولين بار در تاريخ انقلاب اسلامي، بسيج سازندگي با ساماندهي و اعزام گروههاي جهادي، همياري و كمكهاي مردمي را به دل مناطق بحران زده كشاند و دوشادوش سازمانها و نهادهاي دولتي در آباداني مناطق آسيبديده نقشآفريني كرد.
اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه با پديد آمدن مشكلات اقتصادي طي ساليان اخير، بسيج سازندگي با تشكيل ستادي تحت عنوان اقتصاد مقاومتي، فعاليتها و اقدامات علمي براي ورود به چندين عرصه اقتصادي را مدنظر قرار داد و به عنوان نمونه با حمايت از توليد برخي اقلام غذايي و دارويي نظير پرورش انواع ماكيان، ماهيها، مرغ و طيور، ورمي كمپوست و... در اين زمينه نيز به فعاليت پرداخت.
در يك جمعبندي كلي اكنون بسيج سازندگي در آستانه چهاردهمين سالگرد تأسيس خود با بهرهگيري از ظرفيتهاي موجود در بدنه بسيج و بسيج اقشار مختلف مردم توانسته در عرصههاي مختلف سازندگي و اقتصادي نقشهاي مهمي ايفا كند. هرچند در اين رهگذر مسير طولاني در پيش دارد، اما روحيه جهادي همواره نشان داده كه ميتواند فراتر از هر گونه كمبود سخت افزاري با تكيه بر توان، دانش و ابتكار جوانان ايراني مسير رشد و تعالي را بپيمايد.