کاروان شهیدان در خط سرخ شهادت با
ترنم دلنواز آوای ملکوتی قرآن هر لحظه به سوی میعادگاه عاشق خدا جوی نزديك مي شوند
.
از اين رو نشر زندگینامه شهیدان به منظور شناساندن راه شهیدان و علاقه و دلبستگی آنان به خدا، اسلام قرآن و امامان پاک و معصوم به انقلاب اسلامی می باشد.
در اینجابه نشان دادن نقاط برجسته زندگی شهیدی از تبار حسینیان زمانه می نشینیم شهیدی که با تلاش پیگیر خود وخون خویش چنان در محیط اجتماعی سازندگی ایجاد کرده که جوانان محله را یک به یک به جبهه های حق علیه باطل رهنمود شد.
شهید این انسان خود آگاه و خدا جوی با شهادت خود راه را به دوستان آشنایان و پیروان خود می نمایاند،این انسان های پاک با پرواز خود به سوی الله واژه زیبای شهید را بر قامت برازنده شان متجلی می سازد،هرچند شهید با تصاحب این عنوان گویا ترین مفهوم زندگی کردن را به ما می آموزد اما ما نیز تلاش اندک را در شناساندن راه شهیدانمان خواهیم کردو این بار زندگی شهید جواد زيمران را در پیش رو داریم او که در حساس ترین لحظات انقلاب و بعد از انقلاب در تلاش و کوشش برای نشان دادن عشق و علاقه وافر خود به انقلاب اسلامی تحت رهبری امام خمینی است.
اولين هاي شهيد
جواد در يكي از روزهاي بهمن سال 1343 در خانواده مذهبي ديده به جهان گشود. اولين فرزند خانواده بود.دوران دبستان را در مدرسه ناصرخسرو وراهنمايي را در مدرسه آستانه گذراندو در اوايل انقلاب با وجود اينكه سن كمي داشت ، با دوستانش از جمله شهيد سيد احمد شاهنگيان وشهيد وحيد جلاير، رهبري تظاهرات عليه رژيم طاغوت را در مدرسه راهنمايي آستانه به عهده داشتند.
در روزهاي حساس وتاريخي بهمن ماه به اتفاق ديگر مردم حزب الله تلاش بي وقفه خود را جهت براندازي رژيم كفرادامه داد.درآن زمان جواد 15 سال بيشتر نداشت كه روز 22 بهمن همراه با ديگر مردم در مقابل شهرباني مواد آتش زا (كوكتل مولوتوف) درست كرد وبه دست برادران مبارز مي رساند .
بعد از اينكه ژاندارمري محل دوباره بازسازي شد،بچه هاي محل ، كميته را به بخش فرهنگي تبديل كردند و جواد شب ها وروزهاي زيادي به گشت ونگهباني شبانه مشغول شدندودر آن زمان كلاس اول دبيرستان بود اما بيشتر وقت خود را در جهت خدمت به انقلاب صرف مي كرد.بعد از مدتي از گروه مقاومت بيرون آمد وبا عده اي ديگر ازبرادران به درخواست شوراي محل گروهي تشكيل دادند كه با پاسگاه كوي زهرا همكاري نمائيد.
شهيد زيمران وارد اين گروه شد وهر شب باديگر برادران به ژاندارمري ميرفت ودر پاسداري از جان و مال وناموس مسلمانان زحمت مي كشيد. از خصوصيات بارز شهيد ، عشق وعلاقه بيش از حد به شهيد بهشتي بود.
بارها در اوايل انقلاب به خاطر تعصب شديدي كه به آيت الله بهشتي داشت با منافقان درگيري پيدا مي كرد همين وجود منافقين باعث مي شود او به گشتهاي شبانه بيشتر اهميت بدهد ومي گفت بايد با اين افراد فريب خورده قاطعانه برخورد شود.اودر زماني كه بني صدر رئيس جمهور بود ومي گفت بني صدر دارد خيانت ميكند هجوم ناگهاني لشكر فريب خورده بعثي با 14 لشكر مكانيزه و زرهي كه از قبل تداركات را ديده بودند ونقش فريب كارانه فرمانده كل قوا بني صدر ملعون درآن روزها باعث بوجود آمدن جنگ عليه ايران گرديد.
وصيتي كه نوشته نشد
از شهيد جواد زيمران وصيت نامه اي در دست نيست اما به نقل از ديگربرادران ودوستان همرزمش،از شهادتش آگاهي داشت يكي از دوستان شهيد جواد كه به اتفاق او از هلال احمر شيراز به جبهه اعزام شده بود مي گويد:" جواد در جبهه دچار مسموميت غذايي شد به طوري كه از شدت مسموميت او را به اورژانس منتقل كردند. در آنجا وقتي مي خواستند، به اوسرم وصل كنندراضي نشد و گفت :"برادران رزمنده كه در خط مقدم هستند ،بيشتر از من به اين سرم احتياج دارند."
تندي فقط با منافقين
شهيد جواد زيمران مدت كمي درقيد حيات بود ، همواره با اخلاق اسلامي وروحيه خوب وايثارگري خود كه از روح بلند ومردانه او سرچشمه مي گرفت زندگي كرد نمازهاي به موقع وذكر ودعاهاي شبانه او فراموش نشدني است. هيچگاه به كسي باتندي رفتارنكرد، جز با منافقين.هميشه هر كدام از دوستان را كه مي ديد چه كوچك چه بزرگ زود سلام مي كرد عشق زياد او به امام حسين (ع)وشركت او در مجالس عزاداري امام حسين به ياد ماندني است .
مطالعات شهيد زياد بود واكثر اوقات را با مطالعه مي گذارند به خصوص دو كتاب نهج البلاغه وقرآن مطالعه مي كرد علاقه زيادي به مطالعه آثار وكتب شهيد مطهري اين رساله را تكليف شرعي مي دانست.از رشته هاي ورزشي به كشتي علاقه داشت .در اكثر مواقع كه بيكار مي شد به سالن كشتي شهيد تيمور فروغي مي رفت وبه تمرين كشتي مي پرداخت .شهيد جواد زيمران چون محصل بود شغل دائمي نداشت اما تلاشگر وفعال بود وهميشه سعي مي كرد كه در انجام كارها به ديگران كمك كند.
روزهاي درگيري شهيدجواد زيمران با منافقان
از خصوصيات بارز زيمران عشق وعلاقه بيش از حد او به آيت الله شهيد دكتر بهشتي بود . بارها در اوايل انقلاب به خاطر تعصب شديدي كه ناشي از علاقه وشناخت آگاهانه او نسبت به ايشان مي شد با منافقان درگيري پيدا مي كرد و دليرانه بامنافقين روبرو شده وقاطعانه از جمهوري اسلامي دفاع مي كرد.حرفش اين بود :"كه آنها هيچ وقت نمي توانند با قدرت اسلام روبرو شوند .معتقد بود با اين افراد فريب خورده بايستي قاطعانه برخورد شود.
او در زمان رياست جمهوري بني صدر رئيس جمهوربه شدت با او مخالف بود ومي گفت كه بني صدر خائن است . شايد او از جمله كساني بود كه مظلوميت شهيد بهشتي را درآن زمان به خوبي درك كرده بود.
امداد هاي غيبي
نيروهاي با ايمان حزب الله بسيج شده وگروه گروه به سوي جبهه ها حركت كرده ودر راه حفظ ميهن اسلامي به پيكار دلاورانه خود برعليه نيروهاي مزدور كافر بعثي پرداختند واز پيشروي آنان به خاك جمهوري اسلامي جلوگيري كردند .جواد نيز يكي از هزاران هزار رزمنده مسلمان بود كه به فرمان رهبر كبير انقلاب لبيك گفت وبه سوي جبهه هاي جنگ عزيمت نمود ودر پست امدادگري هلال احمر ثبت نام كرد وجهت امداد به برادران رزمنده به جبهه ها شتافت .
بعد از چند ماه حضور در جبهه با مادرش تماس گرفته ومي گويد :"مادر من در دانشگاه جبهه ها از علم خداوندي بهره مند شدم و ديپلم گرفتم . دلتان براي ادامه تحصيل من شور نزند من اينجا امدادهاي غيبي رابه چشم مي بينم.اين بعثي ها هر وقت كه مي آيند بهداري را با سلاح سنگين توپ و خمپاره بكوبند بر مي گردد وبه عينه مي بينيم ازصدها گلوله اهدايي ابرقدرت هايي كه به طرف ما شليك مي شود هيچ كدامشان به ياري خداوند بزرگ، كارساز نمي شود واين است لطف وياري خداوند متعال ."
پيام خونين شهيد
شهيد جواد زيمران چون ديگر شهيداي انقلاب اسلامي با پيام خونين خود راه زندگي كردن را باايستادگان آموخت ،شهيد جواد زيمران به ما آموخت كه پيرو سرور آزادگان حسين ابن علي بودن چگونه است ؟!او با خون خويش لاله هاي ديگري را كه بر پهن دشت گيلان غرب مي رويد آبياري كردوبا قطرات سرخ رنگ خود دفتر گلرنگ آزادگان وشهيدان انقلاب را پر بار تر نمود ونهايتا در تاريخ 9 دي ماه 1361 در قطعه شهداگلستان دارالرحمه شيراز به خاك سپرده شد.