فرند شيپ كوچك
فرندشيپ اف 27 يك هواپيماي مسافربري بود و طبق معاهدات بينالمللي هيچ جنگندهاي حق حمله به آن را نداشت اما زماني كه اين هواپيماي كوچك به فرودگاه اهواز نزديك ميشد، تنها هشت روز از تصرف شبه جزيره فاو توسط نيروهاي ايراني ميگذشت، اتفاقي كه ارتش بعث را تا حد جنون عصباني كرده بود. براي همين دو جنگنده عراقي بدون آنكه خلبانانشان ذهن خود را نگران هيچ معاهده و عهدنامهاي كنند، موشكهاي خود را به سوي فرند شيپ كوچك شليك كردند...
با شهادت شيخفضلالله محلاتي در يكم اسفند سال 64 حضرت امام خميني(ره) يكي از قديميترين ياران خود را از دست داد. او كسي بود كه اسناد نشان ميدهند قديميترين حمايتها را از نهضت امام خميني(ره) انجام داده است، شيخ كه سال 1309 در شهر محلات به دنيا آمده بود، در 15 سالگي به قم رفت تا به كسوت شاگردي آيتالله خميني درآيد. مردي كه محلاتي تا انتهاي عمر نام و راه او را سرلوحه امور خود قرار داد. چنانچه جان خويش را نيز برسر همين عهد و پيمان گذاشت.
چكيده زندگي
چكيده زندگي شيخ خلاصه ميشود در درس خواندن و درس آموختن و البته جهاد. او از جواني به گروه فدائيان اسلام پيوست. در بين سالهاي 1326 ـ 1325 بود كه در رفتوآمدهايش به منزل« آيتاللهالعظمي محمدتقي خوانساري» با مرحوم نواب صفوي آشنا شد. خود شهيد محلاتي در اين خصوص ميگويد: من چند سالي با «فدائيان اسلام» همكاري ميكردم و در كنار درس و مطالعه، به مبارزه هم مشغول بودم. اولين برنامه مبارزه كه در آن شركت كردم، مسئله ورود رضاخان به ايران بود. گروه فدائيان اسلام نميخواستند اجازه دهند جنازه رضاخان در ايران دفن شود و معتقد بودند كه بايد جنايتهاي رضا شاه بيان شود. بعد از فوت آيتالله بروجردي در حالي كه حضرت امام خميني(ره) سعي ميكردند كمتر از خانه بيرون بيايند تا به عنوان مرجع تقليد شناخته نشوند، شهيد محلاتي از جمله روحانيون نسبتاً شناخته شدهاي بود كه از نظر تقليد و احتياط به حضرت امام رجوع ميكرد. به اين ترتيب با ورود حضرت امام به عرصه مبارزات، محلاتي از جمله اولين نفراتي بود كه به تبعيت از ايشان وارد ميدان مبارزه شد. در مسير مبارزه شيخ محلاتي چندين بار دستگير نيز شد. خود وي در خصوص اولين دستگيرياش ميگويد: اولين باري كه دستگير شدم، در قضيه ششم بهمن سال 1341 بود. در آن زمان به طور مرتب جلساتي داشتيم. هم جلسه وعاظ و هم جلسه ائمه جماعت داير بود و من مسئول گرفتن، چاپ و پخش اعلاميههاي امام بودم، لازم بود در هر دو جلسه شركت كنم. صبح يك روز در منزل آقاي سيداحمد لواساني جلسهاي داشتيم و قرار شد كه بعداز ظهر همان روز، جلسه در منزل مرحوم آيتالله كاشاني داير باشد. من با عدهاي از آقايان علما آنجا بوديم. ناگاه سرهنگ طاهري كه آدم خشن و خبيثي بود، با يكي ديگر از سرهنگهاي ساواك به خانه ريختند و ما را گرفتند.
اين صداي انقلاب است
شهيد محلاتي تا پيروزي انقلاب اسلامي چندين و چند بار ديگر دستگير و زنداني ميشود اما هيچ گاه مسير مبارزه را رها نميكند تا اينكه حضرت امام از تبعيد باز ميگردد و شهيد محلاتي در كنار ايشان چند روز باقي مانده تا پيروزي انقلاب را لحظهشماري ميكند. يكي از وقايع جالب توجه در زندگي اين شهيد بزرگوار، اعلام صداي انقلاب براي اولين بار توسط وي بود كه از ايستگاه راديويي سيدخندان صورت گرفت. در روز 22 بهمنماه 1357 شهيد محلاتي خود را به اين ايستگاه رسانده و با گفتن: «اين صداي انقلاب است» پيام امام را براي ملت قرائت ميكند. شايد يكي از دلايلي كه با وجود درگيريهاي متعدد در گوشه و كنار كشور 22 بهمن به عنوان روز پيروزي انقلاب عنوان شده، فرياد صداي انقلاب از حنجره اين شهيد والا مقام بود كه به عنوان خط پاياني بر چهره 2هزار و 500 سال تاريخ شاهنشاهي بر اين سرزمين كشيد.
محلاتي و دفاع مقدس
پس از پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي، يكي از دغدغهها و كنشهاي شهيد محلاتي جبهههاي جنگ بود. نقل ميشود كه قوت غالب شيخ در جبهههاي جنگ نان و خرما بود. يكي از رزمندگان در حالات معنوي شهيد محلاتي در جبهههاي جنگ گفته است كه وقتي ايشان را با سر و وضع خاكي ديده، توصيه كرده تا شيخ به حمام برود، ولي نماينده امام در سپاه ميگويد: «اگر به حمام بروم احساس ميكنم از جبهه فاصله گرفتهام.» سپس وضو ميگيرد، نماز ميخواند و دوباره به خط مقدم باز ميگردد. با چنين حالاتي كه شيخفضلالله محلاتي داشت بسيار مورد علاقه و توجه حضرت امام خميني(ره) قرار داشت. چنانچه گفته ميشود اگر در موضوعي خاص، امام ميخواستند تصميم بگيرند و شهيد محلاتي حضور نداشتند، ميفرمودند:« صبر كنيد حاج شيخ هم بيايد!» حضرت امام تعبير خودماني حاج شيخ را در مورد شهيد محلاتي به كار ميبردند. همسر شهيد نقل ميكنند: در روز سوم شهادت حاج آقا، همسر امام (ره) به منزل ما تشريف آوردند و گفتند:«امام يك بار در شهادت استاد مطهري گريه كردند و متأثر شدند و يك بار هم از شهادت آقاي محلاتي» روزي هم كه خدمت حضرت امام(ره) رفتيم، امام فرمودند:« من اول بايد به خودم تسليت بگويم، بعد به شما! از خدا براي شما طلب صبر و شكيبايي ميكنم.»
اسامي تعدادي از شهداي واقعه اول
اسفند 1364
شهيد حجتالاسلام حاج سيدنورالدين رحيمي، شهيد سيدحسن شاهچراغي (نماينده مجلس)، شهيد سيدحسن خضري (دادرس دادگاه مدني خاص تهران)، شهيد محمدعلي روحانيفرد (فرماندار كردكوي)، حجتالاسلام عنايتالله احمدي، حجتالاسلام محمدجواد صديقيان، شهيد محبوب شيري(از مسئولان قضايي)، روحاني شهيد سيدحسن طباطبايي، شهيد محمدحسين عنايتي (از پيشكسوتان كميته انقلاب اسلامي)، روحاني شهيد اسدالله عيسينيا ( كارشناس فرهنگي وزارت خارجه)، روحاني شهيد مهدي عاشوري، روحاني شهيد ابوالقاسم رزاقي (نماينده مجلس)، طلبه شهيد احمد انصاري و...