کد خبر: 633944
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۹
‌سينماي دفاع مقدس در گفت‌وگوي «جوان» با سيدجواد ميرهاشمي، كارگردان و مستندساز
مگر همين فيلم «شيار 143» را تا ديروز نمي‌گفتند بايد بيرون جشنواره باشد. چه اتفاقي افتاده كه فيلم منتخب تماشاگران مي‌شود.
آرمان شريف

 

از مجموع فيلم‌هايي كه در جشنواره فيلم فجر امسال به وقايع و اتفاقات هشت سال دفاع مقدس مي‌پرداختند دو فيلم «شيار143» و «چ» جزو‌ بهترين‌ فيلم‌ها‌ از نظر تماشاگران هستند. با نگاهي به همين دو فيلم به خوبي متوجه مي‌شويم اگر سينماگران كشور با عمق و ديدي نافذ به مسئله جنگ بپردازند مردم هم به اثر آنها روي خوش نشان خواهند داد و استقبال خواهند كرد. سيدجواد ميرهاشمي از كارگردانان و مستندسازاني است كه تا به حال چندين اثر در رابطه با دفاع مقدس ساخته است. او در گفت‌وگو با «جوان» به آسيب‌شناسي سينماي دفاع مقدس پرداخت و دست روي نقاط قوت و ضعف اين ژانر سينمايي گذاشت. ميرهاشمي اعتقاد دارد مردم بهترين وزنه، معيار و داور براي فهميدن عيار سينماي دفاع مقدس هستند و تماشاگران يك فيلم به خوبي متوجه مي‌شوند چه فيلمي در چه سطحي قرار دارد، درست مثل اتفاقي كه براي دو فيلم دفاع مقدسي جشنواره امسال افتاد.

قبل از پرداختن به موضوع اصلي، به مناسبت قرار داشتن در روزهاي عمليات والفجر 8 كمي از مستندي كه درباره پل بعثت ساخته بوديد بگوييد.

فكر مي‌كنم سال 88 يا 87 بود كه آن را ساختم. موضوع فيلم درباره مجموعه‌اي براي جهاد سازندگي بود و دوستان پيشنهادهاي مختلفي داشتند كه من هم سخت‌ترين كار را انتخاب كردم. پل بعثت در منطقه صفر مرزي قرار داشت و آن زمان به دليل حضور نيروهاي امريكايي و انگليسي در عراق كار سخت‌تر هم شده بود. با اينكه از وزارت كشور، نيروي انتظامي و ارتش و سپاه مجوز داشتيم ولي در آخر نتوانستيم به هدفي كه مدنظرمان بود دست پيدا كنيم و روي رودخانه برويم. فيلممان مستند هم بود و مانند فيلم‌هايي نبود كه بعضي از آقايان با هزينه‌هاي زياد مي‌سازند. زماني كه گفتم مي‌خواهم درباره پل بعثت فيلم بسازم بسياري گفتند اين ديوانگي است چون ديگر چيزي از پل باقي نمانده است. من هدفم از ساخت مستند اين بود كه ببينم اين پنج هزار لوله را چگونه كار گذاشته‌‌اند و ساخت آن چگونه به فكر مهندس شريفي خدا بيامرز رسيد و مهندس بني‌هاشمي آن را اجرا كرد. شايد بتوان گفت جمع تمام اقوام ايراني باعث ساخت آن پل شد. از آذربايجان مهندس پورشريف كار طراحي را انجام مي‌دهد، مهندس بني‌هاشمي از مشهد كار اجرايي را در دست مي‌گيرد و بزرگواران ديگري از اراك و شيراز و تهران كارهاي اجرايي و فني ديگر را انجام مي‌دهند. از پنج نقطه كشور دور هم جمع شدند تا آن پل را بنا كنند و هيچ بحث قوميتي در ميانشان مطرح نبود. زماني كه مي‌خواستيم مستند پل بعثت را بسازيم بحث‌هاي امنيتي مطرح بود و نيمي از رودخانه اروند در خاك عراق بود كه كار را سخت مي‌كرد.

متأسفانه منطقه صفر مرزي بود، شرايط سختي براي كار وجود داشت و هر ارگان و سازماني توپ را در زمين ديگري مي‌انداخت. آنجا زماني است كه برايت سؤال مي‌شود چه كسي و چه سازماني متولي كار است. وقتي اندازه نامه‌نگاري‌ها زياد مي‌شود ديگر تمام انرژي كارگردان براي پشت دوربين رفتن از بين مي‌رود.

مستند ديگري را هم درباره زندگي حاجي‌بخشي ساختم كه برشي از زمان جنگ حاجي‌بخشي بود و يك‌جورهايي غباررويي از اصل حاجي‌بخشي بود و نه فرعياتي كه ديگران به حاجي‌بخشي نسبت مي‌دهند.

با توجه به صحبت‌هايتان اين عدم هماهنگي بين اشخاص و سازمان‌ها را مي‌توان بزرگ‌ترين سد براي ساخت يك اثر در حوزه دفاع مقدس دانست؟

من متولد سال 55 هستم و چيزي حدود يك سوم زندگي من در جنگ گذشته است. زمان جنگ من دوران ابتدايي و راهنمايي بودم. زماني كه مي‌خواستم كار را شروع كنم پيش شخصي براي صحبت در رابطه با كار رفتم. او خيلي با غيظ گفت كه اين فيلم‌ها را بايد بچه‌هاي جنگ بسازند. من در پاسخ گفتم كه روي پيشاني من چيزي نوشته است. گفت نه چطور مگر؟ گفتم انگار بايد اتيكت بزنم كه پدرم در جنگ حضور داشته و زندگي‌مان با جنگ گره خورده است. گفت نه مي‌خواهم كساني كه جنگ را درك كرده‌اند كار كنند. گفتند تا زماني كه يك دايره خودي و غيرخودي دور خودتان كشيده‌ايد كه چه كسي فيلم بسازد و چه كسي نسازد همين مي‌شود. بودجه را به كسي مي‌دهيد كه نبايد بدهيد و آخرش كاري بدون خروجي ساخته مي‌شود. از آن جلسه بيرون آمدم و گفتم حاضرم پيش 100 نفر ديگر بروم و پيش شما ننشينم. هنگامي كه فيلم در سينما روي پرده رفت وقتي من از كنارش رد شدم به من گفت فكر نمي‌كردم فيلم اينگونه ساخته شود. بايد دايره نقد‌پذيريمان را بالا ببريم. گاهي هم فيلمي در رابطه با دفاع مقدس ساخته مي‌شود و هر سازماني مي‌خواهد بگويد اين فيلم را ما ساخته‌ايم.

پس معتقد هستيد اگر هماهنگي باشد مردم از فيلم‌هاي دفاع مقدسي استقبال خواهند كرد؟

جذب تماشاگر را نمي‌شود با معادلات رياضي و ميزان فروش به دست آورد. در خارج كشور هم درباره جنگ جهاني و هولوكاست فيلم مي‌سازند و نمي‌توان گفت همه آنها به بازگشت سرمايه فكر مي‌كنند. يك جاهايي بايد هزينه كرد. تا به حال استقبال مردم و مخاطبان از فيلم‌هاي دفاع مقدسي مثل آژانس شيشه‌اي، روز سوم و همين فيلم‌هاي جشنواره امسال ديده‌ايم كه به چه اندازه بوده است. مردم كه يك واقعه تاريخي را پس نمي‌زنند. هشت سال جنگ تحميلي را هيچ كس نمي‌تواند از تاريخ حذف كند. حتي اگر از انقلاب و اتفاقات سال 57 به خوبي فيلم بسازيم مردم استقبال خواهند كرد. ما مي‌گوييم صدام هشت سال نوجواني ما را دزديد و مگر مي‌شود اين واقعه را فراموش كرد. اگر همين الان خودم سفارش فيلمي درباره دفاع مقدس را داشته باشم و بدانم مي‌توانم كار كنم با جان و دل قبول مي‌كنم و مي‌سازم.

اين را هم در نظر بگيريد كه ممكن است بعضي آثار خيلي خوب و قوي نباشند و مخاطب را پس بزنند؟

البته هيچ كس نمي‌خواهد كار بد بسازد چون كساني كه فعاليت مي‌كنند مي‌خواهند در اين عرصه باشند و فيلم‌هاي بعدي خود را هم بسازند. بعضي‌ها فكر مي‌كنند اين حوزه اختصاصي آنهاست. اگر كمي به جوانان بها بدهيم كه بيايند از حواشي جنگ و پشت جبهه بسازند فكر مي‌كنيد نمي‌توانند كار خوب بسازند. به هر حال در هشت سال جنگ، يكسري اتفاقات هم در پشت جبهه‌ها افتاده است. از همين آسايشگاه‌هاي جانبازان مي‌توان هزاران سوژه براي ساختن فيلم پيدا كرد. تماشاگر هميشه در خط مقدم سينماي جنگ بوده و مسئولان هميشه در پستو بوده‌اند. تماشاگر خوب تشخيص مي‌دهد چه فيلمي خوب است و چه فيلمي بد.

البته اين را بگويم مگر در اروپا و امريكا همه فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود خوب است؟ آنها هم در ميان توليدات انبوهي كه دارند فيلم‌هاي ضعيف و بد هم زياد ساخته مي‌شود. اما اينجا وقتي كارگرداني يك فيلم بد مي‌سازد همه او را مورد حمله و هجمه قرار مي‌دهند. ملاك را تماشاگران قرار بدهيم كه از آن فيلم استقبال مي‌كنند يا آن را پس مي‌زنند. شايد بعضي فيلم‌ها از لحاظ ساختاري ضعف‌هايي داشته باشند ولي تأثيرش را روي تماشاگر مي‌گذارد. مردم باهوشند و به خوبي تفاوت كار خوب و بد را متوجه مي‌شوند.

بعضي آقايان سينما را محدود به آدم‌هاي خودشان مي‌كنند و مي‌گويند اين بسازد و اين نسازد و وقتي كسي مثل نرگس آبيار فيلم مي‌سازد با آن همه حاشيه مواجه مي‌شود كه فيلمش به جشنواره نيايد.

مگر همين فيلم «شيار 143» را تا ديروز نمي‌گفتند بايد بيرون جشنواره باشد. چه اتفاقي افتاده كه فيلم منتخب تماشاگران مي‌شود. متأسفانه الان روحياتمان كمي با روحيه‌اي كه در زمان جنگ بوده فاصله گرفته است. وقتي در خارج كشور فيلم‌هاي جنگي مي‌سازند همه به‌به و چه‌چه مي‌كنند ولي وقتي نوبت به خودمان مي‌رسد مي‌گويند تاريخ مصرفش گذشته و نمي‌شود ساخت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار