کد خبر: 633687
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۷
گفت‌وگوي منتشر نشده «جوان» با مرحومه «فردوس جمشيدي» مادر شهيد محمدهاشم چوبداران
«تو درياي غيرت بودي، مي‌گفتي مي‌روم، نمي‌مانم. چگونه بمانم و هر روز شاهد پرپر شدن گل روي عزيزانم باشم.
صغري خيل فرهنگ
«تو درياي غيرت بودي، مي‌گفتي مي‌روم، نمي‌مانم. چگونه بمانم و هر روز شاهد پرپر شدن گل روي عزيزانم باشم. چگونه بمانم و هر روز جنازه‌هاي محبان سيدالشهدا(ع) را بر روي شانه‌هايم به پيشگاه حقيقت مطلق تقديم دارم و رفتي. اما هاشم جان چه شد كه سنگر دانشگاه را با همه نيازش رها كردي و به وادي خون و جنون رهسپار گشتي. اين مقوله‌اي است كه شايد همه خاكيان از درك آن عاجز باشند. آري! رفتي و در پس آن تنها و تنها نامه‌هاي پر مهر و محبت تو از جبهه بود كه براي ساعاتي خانواده را به تو نزديك مي‌كرد و اما در اين نامه آخر چه نوشته بودي. مي‌روم تا انتقام سيلي زهرا(س)‌ بگيرم و رفتي. نوشته بودي مي‌ترسم از كمي توشه و بلندي راه، مي‌ترسم كه دوست حتي گلوله‌اي را از من دريغ دارد...» آنچه در پي مي‌آيد آخرين گفت‌وگوي جوان است با مرحومه فردوس جمشيدي مادر شهيد محمدهاشم چوبداران، در ايامي كه چند روزي بيش نيست به فرزند شهيدش پيوسته است. اين گفت‌وگو‌ تقديم به روح بلند اين مادر شهيد، همه شهدا و والديني كه با رزق حلال فرشتگاني زميني را در دامن خود پرورش دادند.
 
ممنونيم كه با وجود كسالت گفت‌وگو با ما را پذيرفتيد، براي شروع از فعاليت‌هاي عبادي و معنوي فرزندتان برايمان بگوييد.

محمد در تيرماه 1345 سال در تهران به دنيا آمد، از همان دوران كودكي علاقه زيادي به ائمه(ع) خصوصاً سالار شهيدان حضرت سيدالشهدا(ع) داشت، طوري كه در دهه محرم هميشه در مراسم سوگواري شركت مي‌‌كرد. از سن هفت سالگي نماز مي‌خواند و روزه مي‌گرفت، در مسجد حضور جدي و فعالي داشت، قاري قرآن بود و صوت زيبايي هم داشت، در مراسم تعزيه‌خواني شركت مي‌كرد و چون جوان رعنايي بود، نقش حضرت علي‌اكبر(ع) را اجرا مي‌كرد. يادم است در دوران طفوليت علاقه زيادي به نوارهاي مذهبي خصوصاً سخنراني حاج‌احمد كافي داشت، از غيبت كردن بي‌نهايت بيزار بود و هر وقت هم بحث غيبت باز مي‌شد محل را با ناراحتي ترك مي‌كرد. بسيار حيا داشت. محرم و نامحرم را بسيار رعايت مي‌كرد و به آن مقيّد بود. به نماز اول وقت و جماعت هم اهميت زيادي مي‌داد.

پسرتان در جريان مبارزات انقلابي هم شركت داشت؟

محمدهاشم در راهپيمايي‌هاي ضد رژيم شركت مي‌كرد. در دوره دبيرستان در انجمن اسلامي مدرسه شهيد احدزاده فعاليت داشت. بعد از انقلاب در بسيج مسجد احمديه نارمك فعاليت مي‌كرد. اكثراً پاسي از شب يا تمام شب را در مسجد مي‌ماند. پسرم مسئوليت كتابخانه مسجد نوروززاده در محله خيابان طيب، را برعهده داشت و عضو انجمن اسلامي دبيرستان شهيد احدزاده و عضو انجمن اسلامي دانشگاه هم بود.

به عنوان مادر اين شهيد كدام خصوصيات پسرتان جلوه‌ بيشتري برايتان داشت؟

شهيد برخوردش با اهل خانواده بسيار خوب بود. بسيار مرتب بود، هنگام آماده شدن براي نماز بسيار نظافت را رعايت مي‌نمود. داراي پشتكار زيادي بود. هر كاري را شروع مي‌كرد تا پايان آن را با قدرت ادامه مي‌داد. بسيار فعال و پرتلاش بود. دلسوز و مهربان بود. طاقت ناراحتي افراد خانواده را نداشت. با گذشت، كم‌توقع و قانع بود. از لباس‌هاي روشن استفاده مي‌كرد. هميشه تميز و معطّر بود. به درسش هم توجه زيادي داشت. بعد از اتمام دوره دبيرستان در مركز تربيت معلم شهيد ثاني در رشته ديني و عربي قبول شد. بعد از دو ترم، در رشته كشاورزي، گرايش امور زراعي دانشگاه اصفهان هم قبول شد. چه در دوره تحصيل در مدرسه و چه در دانشگاه همواره فعال و جدّي و درسخوان بود. علاقه زيادي به درس داشت و سخن امام را تكرار مي‌كرد كه هر كس به مدرسه بيايد و درس نخواند حرام است. غذاي ساده و سبك مي‌خورد تا بتواند شب‌ها خوب درس بخواند و صبح‌ها به راحتي از خواب بلند شود.

چطور شد كه محمد به جبهه رفت؟

علاقه زيادي به جبهه رفتن داشت. بالاخره هم 20 بهمن سال 65 بعد از ثبت نام براي آموزش، 45 روز به پيشواي ورامين رفت. پس از آن، به مدت شش ماه در جبهه‌هاي جنوب حضور داشت. در اين مدت در واحد يگان دريايي شهيد مجيد رمضاني مشغول خدمت بود. آن طور كه همرزمانش مي‌گويند در آن شش ماه محمدهاشم از آموزش سكّان‌داري به برادران رزمنده گرفته تا شركت در مانور عظيم شهادت در خليج فارس فعاليت مي‌كرد. پسرم براي دومين بار همراه با كاروان سپاهيان نصرت مهدي(عج) در جبهه حضور يافت و به منطقه عملياتي غرب كشور رفت. قرار بود سه ماه آنجا باشد. اما پيش از عمليات بيت‌المقدس 7 عازم جنوب شد و در روز 23 خردادماه 1367 در عمليات بيت‌المقدس در منطقه عملياتي شلمچه به شهادت رسيد. پيكرش در شلمچه جا ماند و پس از 9 سال در تاريخ 18 مهر ماه 1376 به خانه بازگشت.

كي بوده‌اي نهفته كه پيدا كنم تو را كي رفته‌اي ز دل كه تمنا كنم تو را

پنهان نگشته‌اي كه شوم طالب حضور غايب نگشته‌اي كه هويدا كنم تو را
 
 
 

دست‌نوشته‌هاي شهيد محمدهاشم چوبداران در وصف جهاد و شهادت

يكي از خصوصيات جهاد اين است كه انسان با اختيار و انتخاب خودش آن را انتخاب مي‌كند و به دليل همراهي شدايد و سختي‌هاي جسمي و شدايد روحي با اين عمل، انتخاب دشوار است و از آن‌جا كه در اسلام هر كار تربيتي چون خلاف ميل شيطان دروني انسان است ابتدا مشكل جلوه مي‌‌كند اما با دروني شدن آن به روح و جسم انسان توأماً حلاوت و شيريني و فرح مي‌بخشد و باعث رشد مي‌‌شود و به همين خاطر يك فرد جهادگر در برابر مشكلات زندگي و از همه مهم‌تر معاصي نمي‌شكند و مقاومت مي‌‌كند.

وقتي عرفان حاصل شد يافتن آغاز مي‌شود اما چه يافتني؟ يافتن حقايق، يافتن عيوب، پيدا نمودن فقر كامل خود و غناي مطلق باريتعالي، رسيدن به اين موضوع كه قطره‌ايم و به جهت اينكه نگنديم و از بين نرويم بايد و حتماً به درياي بيكران الهي بپيونديم. وقتي اين احساس مستحكم شد رفاقت به وجود مي‌آيد چراكه هر دو از يك سخنند در نتيجه محبت و صفا ماحصل آن مي‌شود و وقتي محبت قوت گرفت و به نهايت رسيد عشق حاصل مي‌شود، البته تشخيص عاشق و معشوق بسيار مشكل است چون از طرفي مخلوق به حدي از درك رسيده كه عاشق مي‌گردد و از سويي عارف مطلق نيز عنايت مي‌كند و عاشق خود را عاشق‌وار مي‌طلبد. وقتي اين امر به نهايت مي‌رسد اين دو مي‌خواهند همديگر را جذب كنند و ربايش عجيبي به وجود مي‌آيد و انسان عاشق مي‌بايست قطره‌وار از مرحله خاك كنده شود و پرواز كند. در اين حالت مفهومي به نام شهادت به وجود مي‌آيد و شهادت نهايت تكامل هر انسان است و اول كسي كه خود را طبق آيات مختلفي از قرآن شهيد ناميد وجود مقدس «حضرت حق» است البته اشتباه به ذهن نشود كه تنها يك راه جهت شهادت وجود دارد و آن همان كشته شدن در راه خداست چنان‌كه براي مثال مي‌توان گفت كسي كه به دنبال علم براي خدا رود در هر زماني از اين پويش از دنيا رود شهيد ناميده مي‌شود.

پس شهادت در واقع وصال دو موجود هم‌سخن مي‌باشد كه يكي قابليت و ارزش رسيدن به ديگري پيدا نموده مثل آهن و آهن‌ربا جذب يكديگر مي‌شوند و حالت آرامش و رضا براي هر دو به وجود مي‌آيد و اينجا است كه قرآن در مورد امام حسين(ع) (شأن نزول) مي‌فرمايد: «يا ايتهاالنفس‌المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي»

 
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
بهروز خاطرویسی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۱۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۲
0
0
روحش شاد و یادش گرامی... پسر خاله گرانقدرم شهید والا مقام شهید محمد هاشم چوبداران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار