بسياري از جشنوارههاي بينالمللي در كشورهاي ديگر با عمري كمتر از جشنواره فجر توانستهاند به آن چه برگزار ميكنند سروسامان مناسبي بدهند و فيلمهايي متناسب با منافع و سليقه برگزاركنندگان ارائه دهند. اما جشنواره فيلم فجر بعد از گذشت سه دهه از عمرش هنوز در بسياري از مسائل پيشپاافتاده لنگ ميزند و در ارائه فيلمهايش با لكنت مواجه ميشود.
جشنواره امسال هم مانند دورههاي پيشين خود براي انتخاب فيلمها با حاشيههايي همراه بود. هيئت انتخاب جشنواره امسال در ابتدا در ميان فيلمهاي ضعيف و بدون محتوا و داستاني - به زعم بيشتر منتقدان- كه ارائه شد جايي براي فيلم «شيار143» در نظر نگرفت. اين تصميم صداي اعتراض كساني كه فيلم را در محافل و مجالس خصوصي ديده بودند، برانگيخت. سرانجام در آخرين روزهايي كه كنداكتور جشنواره در حال بسته شدن بود، «شيار143» با فشار رسانهاي وارد جشنواره شد ولي باز هم مورد كملطفي هيئت انتخاب قرار گرفت و اين فيلم را در بخش خارج از مسابقه قرار داد.
پس از اكران آخرين ساخته نرگس آبيار (كارگردان شيار 143) در سينماهاي مردمي و كاخ جشنواره برج ميلاد صداي اعتراضكساني كه فيلم را ديده بودند نسبت به تصميم هيئت انتخاب جشنواره بلند شد. شيار 143 در رتبه اول فيلم برگزيده تماشاگران قرار گرفت كه همين مسئله نشان از نادرستي تصميم بسياري از چهرههاي سينمايي كشور دارد.
ابراهيم حاتميكيا كارگردان نامآشناي سينماي كشور از اولين كساني بود كه بعد از ديدن فيلم لب به شكوه گشود و گفت: «اين چه تركيبي در هيئت انتخاب است كه به چنين انتخابي منجر ميشود. اين براي من مسئله است. چه خوابي براي اين دوستان رخ داده كه نتوانستند اين فيلم را در جشنواره تحمل كنند و عوامل آن مجبور به لابي براي حضور در جشنواره شدند. اين بچهها تازه وارد سينما شدهاند، پشتوانه بزرگي ندارند، وزير وقت با آنها عكس يادگاري ميگيرد اما بودجهاي به آنها نميدهد. اين بچهها بايد حمايت شوند. اين فيلم ديگر بايد چگونه ميبود كه مورد حمايت واقع ميشد. اين دوستان هيئت انتخاب يا خواب بودهاند كه اين فيلم را نديدهاند يا در احوالات ديگري بودهاند، اما اگر معتقد شويم كه حق آنهاست كه انتخاب كنند و اين فيلم را به جشنواره نفرستند بايد بگوييم كه واي بر اين سينما. من قصد اهانت به دوستان هيئت انتخاب ندارم اما حق دارم از اين فيلمي كه از جريان بچههاي جنگ و مادران شهدا ميگويد در دفاع از آنها بگويم كه دوستان همكار براي شما متأسفم.»
در حاليكه سينماگران اروپايي و امريكايي دنبال كوچكترين اتفاقات از واقعهاي مثل دو جنگ جهاني هستند تا آن را به جهانيان نشان دهند بسياري از مسئولان هنري كشور ميخواهند چشمها را بر واقعيت ببندند و آن را در جايي ديگر جستوجو كنند. چنانچه در سينماي امروز كشور هر ساله فيلمهاي بيمحتوا و بدون مخاطب با استفاده از رانتها و هزينههاي دولتي ساخته ميشود. فيلمهايي كه پس از توليد و اكرانشان به هيچ عنوان نميتوانند مخاطبان و منتقدان را راضي كنند و حتي قادر نيستند نماينده يك كشور و يك گروه براي ارائه به جشنوارهها و كشورهاي ديگر باشند و بعد از چند سال ديده نشدن به انباريهاي تاريك و سوت و كور ميپيوندند.
به هر روي با وجود برخي كجسليقگيها، تجربه امسال جشنواره فجر باز هم نشان داد اگر كساني كه دغدغه دفاع مقدس دارند وارد عرصه شوند فيلمهايي با محتوا و تماشاگرپسند خواهند ساخت. دو فيلم «شيار143» و «چ» كه بهترين فيلمهاي ساخته شده از ديدگاه مردم بودند به خوبي شاهدي بر اين ادعا هستند. آبيار كه فيلم خود را با هزينه بخش خصوصي و بدون كمكهاي دولتي ساخته در پرونده كارياش نگارش 30 جلد كتاب به چشم ميخورد كه بخش زيادي از آنها مربوط به دوران دفاع مقدس است. در پايان بايد گفت افرادي مانند نرگس آبيار و حاتميكيا كه دغدغه سينماي دفاع مقدس دارند و در اين زمينه پژوهش و فعاليت كردهاند، ميتوانند در آينده نيز از جنگي كه مملو از انسانها و اتفاقات خاص است آثاري عميق و مخاطبپسند بسازند. جنگ ما هنوز زواياي پنهان و آشكار زيادي دارد كه هنوز يا به آن پرداخته نشده يا نتوانستهايم آن را به خوبي به مردم نشان دهيم.