شاعر و نويسنده انقلابي با الهام از واقعه كربلا و سلحشوري امامحسين(ع) و يارانش در روز عاشورا، روح حماسه، ايثار و آزادي از ظلم طاغوتيان را در شعر و نثر ادبيات انقلاب متبلور ساخته است.
شاعر و نويسنده انقلابي پاسدارعدالت، آزادي و كرامتهاي انساني است. زيرا او رسالتمدار دردشناس و آرمانخواه است. همانند هر نويسنده و شاعري كه از نوشتن نثر يا داستان و سرودن شعر خود قصدي دارد و اثري كه ميآفريند نمايانگر تعهد اوست. ادبيات انقلاب اسلامي در مرحله نخست به انقلاب و پايداري مردم ايران در دهه 40 و 50 و بالاخره دوران پيروزي در سال 57 و روايت انقلاب ميپردازد و در مرحله بعد حراست از هويت فرهنگي، ملي و مذهبي را عهدهدار است. استاد «غلامرضا كافي» در كتاب «شناخت ادبيات انقلاب اسلامي» معتقد است ادبيات انقلاب اسلامي در طول سه دهه با چهار موج روبهرو شده است:
موج اول: شور و شعار (از آغاز انقلاب اسلامي تا پذيرش قطعنامه)
در ابتدا حجم عظيمي از داستانهاي به خصوص ماركسيستي و اسلامي روانه بازار شدند كه البته به سبب خام دستي برخي از نويسندگان آنها و شتابزدگي كه جريان تند حوادث پس از انقلاب در همه زمينهها ايجاد كرده بود، گاهي از ساخت و پرداختي كاملاً پخته و سنجيده برخوردار نبودند اما برخي از همين آثار به فاصلههاي بسيار كوتاه به ساختمان و پرداختي به مراتب قويتر از مشابههاي خود در قبل از انقلاب دست يافتند. ادبيات داستاني با خصلت مبارزهجويي از دهه 50 تا اين زمان تحت تأثير ادبيات چپ جهان بود و از الگوهاي شناخته شده كارگري و كشاورزي استفاده ميكرد مانند «24 ساعت در خواب و بيداري» نوشته صمد بهرنگي. به هر حال وجه غالب داستانهاي دهه اول پس از پيروزي انقلاب به ويژه در وهله اول، سياسي بودن و در مرحله بعد اجتماعي بودن آنهاست.
موج دوم: تجربههاي تازه
پس از خاتمه جنگ هشت ساله و ورود كشور به فضاي بازسازي عمومي، هنر و ادبيات نيز شرايط جديدي را تجربه كردند. رشد دوباره ترجمه آثار ادبي، گسترش كمي كارگاههاي داستاننويسي در كشور، رشد كمي نشريات ادبي و هنري و ظهور اينترنت كه بعدها زيرساخت لازم براي وبلاگ نويسي را به وجود آورد، موجب شد ادبيات انقلاب تجربيات تازهاي را به دست آورد. در اين دوره داستان نويساني ديده ميشوند كه روايتشان از جامعه واقع گرا بوده و به نوعي مسائل اجتماعي در داستان بازتاب داده ميشود اما اين واقع گرايي در سبك و سياقي متفاوت از قبل و با توجه به شگردها و تكنيكهاي تازه و در قالب داستان و با شكلي هنري نوشته شدهاند. اينگونه از داستان انقلاب را ميتوان در آثار مصطفي مستور، شهريار مندنيپور، علي خدايي و... پيدا نمود. نمونههايي مانند دل و دلدادگي شهريار مندني پور، خلق تنگ ابليس علي خدايي و داستان شهر جنگي حبيب احمد زاده.
موج سوم: ظهور و ثبوت
پس از چندي تب و تاب در عرصه انقلاب، رگههايي از ظهور آثار منسجم و قابل اعتنا نمايان شد و نويسندگاني نام آشنا در كنار نويسندگاني نوظهور اما پر جسارت آثار خوبي خلق كردند. در اين دوره رشد ادبيات دفاع مقدس بيش از ساير ژانرها ديده ميشود. نمونههايي مانند «شطرنج با ماشين قيامت» حبيب احمد زاده، «اسماعيل» امير حسين فردي، «سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان، «پرونده 312» اكبر صحرايي، «بيوطن» رضا اميرخاني و «قطار 57» رضا رئيسي.
موج چهارم: ترجمه و برون داد ادبيات انقلاب
پس از نگارش آثار قابل اعتنا در عرصه ادبيات انقلاب با موج ديگري رو به رو خواهيم شد كه در حال حاضر فقط بارقهاي از آن ديده ميشود. به زودي شاهد خلق آثار معتبر با رشد ترجمه اينگونه آثار به زبانهاي زنده دنيا رو به رو خواهيم شد. عمدهترين ويژگيهاي ادبيات انقلاب اسلامي كه متكي بر تعهد اجتماعي و آرمانگرايي انقلاب است را چنين ميتوان برشمرد: آرمانگرايي، تعهد، مستند و اجتماعي بودن، هويتمند بودن، تحول در مضمون و محتوا، فراهم آوردن زيرساختهاي مناسب براي فرهيختگي اجتماعي، حراست از هويت فرهنگي و در نهايت ماندگار كردن تاريخي انقلاب اسلامي.