صرفنظر از آنكه والفجر مقدماتي تقريباً با عدمالفتح روبهرو شد، در سالروز شروع اين عمليات به تاريخ 17/11/1361 مروري بر ويژگيهاي خاص آن ميتواند يادآور روزهايي باشد كه صفوف رزمندگان با صلابت و ايمان خود به دل 16 رده موانع طبيعي و مصنوعي دشمن زدند تا بار ديگر تاريخ شاهد مصاف خون و شمشير باشد. براي واكاوي گوشههايي از موانع و سختيهاي عمليات والفجر مقدماتي كه بخشي از اين مشكلات ناشي از رسوخ ستون پنجم دشمن به صفوف رزمندگان بود، گفتوگويي با مهدي اميني، محقق انقلاب و دفاع مقدس انجام داديم كه تحقيقات جامعي نيز در خصوص اين عمليات داشته است. متن زير حاصل همكلامي ماست.
سه مشكل عمده
طرح عمليات والفجر مقدماتي به دلايل مختلف بارها تغيير كرد. اين دلايل را شايد بتوان به سه دسته عمده تقسيم كرد:
اول اينكه والفجر مقدماتي با مسائل حاشيهاي و رسوخ ستون پنجم دشمن در صفوف رزمندگان روبهرو بود. يكي از اين موارد كه در ميان صاحبنظران حوزه دفاع مقدس شناخته شده است، وجود فردي به نام محسن صرباهرابي منافق نفوذي در ميان نيروهاي اطلاعات و عمليات تيپ عمار (ل. 27) است كه تنها چند روز قبل از شروع عمليات با برداشتن برخي از كالكها و نقشههاي عمليات، خود را به دشمن تسليم ميكند. شهيد احمد پارياب مسئول اطلاعات و عمليات تيپ عمار و مسئول وقت صرباهرابي طي گفتوگويي پيش از شهادتش جزئياتي از اخلاق و منش اين نيروي نفاق را برملا كرده است. رسوخ برخي از نيروهاي انجمن حجتيه در ذيل يكي از لشكرهاي حاضر در اين عمليات نيز باعث شده بود تا جوي خاص در بخشي از اين يگان ايجاد شود. از سوي ديگر نيروهاي نفاق با احتمال انجام عملياتي قريبالوقوع، اقدام به ترور فرماندهان گردانها ميكردند كه باعث شده بود محافظاني ولو به اندازه يك نفر براي برخي از اين فرماندهان در نظر گرفته شود. يكي ديگر از حواشي و مشكلات ديگري كه در پرونده والفجر مقدماتي ثبت شده، مسموم شدن غذاي تعدادي از رزمندگان با موادي بود كه درون ديگهاي غذا ريخته ميشد. بعدها مشخص شد كه ستون پنجم با استفاده از برخي مواد شوينده و ريختن اين مواد درون غذاي رزمندگان اقدام به اين كار منافقانه كرده بودند. دومين مشكل عمده وضعيت سخت و پيچيده شناسايي عمليات والفجر مقدماتي بود. اين عمليات در جنوب فكه انجام گرفت كه فاصله خط خودي با دشمن در برخي از نقاط تا 13 كيلومتر ميرسيد. اين يعني اينكه نيروهاي اطلاعاتي بايد چند كيلومتر را طي ميكردند تا به خط دشمن برسند. با توجه به رملي بودن زمين منطقه و استقرار دشمن در موقعيت سوقالجيشي چون تپه دوقلو، كار براي بچههاي شناسايي واقعاً سخت شده بود. ضمن اينكه حركت روي رملها باعث ميشد تا جاي پاي نيروهاي اطلاعاتي باقي بماند و در روشنايي روز مورد شناسايي دشمن قرار بگيرد. هرچند نيروهاي اطلاعات و عمليات با تحمل سختيهاي بسيار توانستند تا سنگرهاي كمين رسوخ كنند و حتي در يك محور تا كانالهاي دشمن هم برسند، اما وجود موانع بسيار وسيع و رملي بودن زمين باعث شد تا عمده اين شناساييها در عمق صورت نگيرد و اطلاعات بيشتر منوط به دريافت تصاوير هوايي شود. امري كه به دليل سقوط هواپيماي RS(مخصوص عكسبرداري هوايي) ميسر نشد. اما سومين و شايد سختترين مشكل پيش روي والفجر مقدماتي وجود موانع بسياري بود كه باعث ميشود اغلب رزمندگان از اين عمليات با عنوان نبرد با موانع ياد كنند. 16 رده مانع طبيعي و مصنوعي مسئلهاي بود كه شايد در طول دوران دفاع مقدس امري خاص و ويژه به شمار آيد.
اين 16 رده به اين شرح هستند: 1- وجود 8 الي 10 كيلومتر رمل كه حركت در آن دشوار و كند بود. 2-يك سري ميادين مين 3- سيم خاردار حلقوي به عرض شش متر 4- مواضع كمين 5- سيم خاردار معمولي 6- ميدان مين به عمق زياد 7- سيم خاردار حلقوي 8- كانال اول به عرض 4 الي 8 متر و ارتفاع 3 الي 4 متر و به طول 90 كيلومتر 9- سيم خاردار حلقوي 10- ميدان مين 11- سيم خاردار حلقوي 12- كانال دوم با مشخصات كانال اول، 13- سيم خاردار حلقوي 14- ميدان مين 15- خط اول دشمن 16- خط دوم دشمن كه پس از آن سه كانال وجود داشت. علاوه بر اين موارد در زمين منطقه عملياتي بشكههاي ناپالم و بشكههاي فوگاز(آتشزا) تعبيه شده بود كه در صورت انفجار شعاع چند متري خود را به آتش ميكشاندند.
سلام نکات جالبی کفته شده بود که تاحالا نشنیده بودم