کد خبر: 631829
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۳
نگاهي گذرا به وقايع بهمن سال 60 در آمل
نيروهاي گروه سربداران از اواخر شهريور و اوايل مهر انتقال نفراتش را به داخل جنگل‌هاي اطراف شهر آغاز مي‌كند و نزديك به ۱۸۰ الي ۲۰۰ نفر در منگل‌دره مستقر مي‌شوند. اما قبل از درگيري بهمن‌ماه به دليل ترس و واهمه‌اي كه در بين شورشيان به وجود مي‌آيد تعداد نفرات آنها به حدود ۱۰۰ نفر مي‌‌رسد
احمد محمدتبريزي

 

سال‌هاي دهه 60 خورشيدي سال‌هايي پر التهاب در تاريخ كشور است. هنوز چند سالي از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود كه نيروهاي مختلف سياسي به ياد سهم‌خواهي مي‌افتند و با ناديده گرفتن منافع ملي و مردمي كشورشان، تنها به فكر تأمين منافع حزبي و گروهي خود مي‌افتند.

پس از وقايع خرداد سال 1360 كه عزل بني‌صدر را با خود به همراه داشت، اين بار در بهمن‌ماه همين سال و در شهر آمل فتنه‌اي ديگر سربرآورد. اتحاديه كمونيست‌هاي ايران معروف به سربداران كه متشكل از حدود صد نفر از گروه‌هاي ماركسيستي، لنينيستي و مائوئيستي مي‌شد در شهر آمل دست به اقدام مسلحانه عليه نظام مي‌زنند. با تضعيف گروه‌هاي چپ در كشور در آن سال‌ها، اين گروه كه وضعيت پيش آمده را براي نيروهاي چپگرا خطرناك مي‌ديد به فكر راه انداختن غائله‌اي مسلحانه مي‌افتد و مي‌خواهد با تصرف يكي از شهرهاي مهم و استراتژيك كشور جبهه‌اي را عليه جمهوري اسلامي تشكيل دهد. آنها به دلايل مختلفي مانند همسايگي با شوروي، استتار توسط جنگل آمل به دليل داشتن پوشش مناسب، غارها و پستي و بلندي‌هاي بسيار، دسترسي به آب رودخانه هراز، وجود خوراكي‌هاي درختي و زميني و نزديكي به تهران شهر آمل را براي دستيابي به اهداف خود مناسب مي‌ديدند.

طبق اعترافات حسين تاجمير‌رياحي (از رهبران سربداران) يكي از تاكتيك‌هاي اتحاديه كمونيست‌ها در قبال جنگ، فرصت‌طلبي آنان از وضعيت جنگي كشور بوده است. طبق اين اعترافات، اتحاديه به دنبال گشودن جبهه سومي عليه حكومت بود، آنها جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه بخش عمده‌اي از امكانات و نيروهاي نظام را به خود مشغول كرده‌ بود را جبهه اول قلمداد مي‌كردند و جبهه دوم مبارزات را به كردها و گروه‌هاي ديگر نسبت مي‌دادند و معتقد بودند با ايجاد يك جبهه سوم در جنگل بدون مقاومت چنداني از سوي حكومت مي‌توانند موفقيت بيشتري را به دست بياورند كه در نهايت به سقوط حكومت منجر خواهد شد كه اين نظر به تز جبهه سوم معروف شد. نيروهاي گروه سربداران از اواخر شهريور و اوايل مهر انتقال نفراتش را به داخل جنگل‌هاي اطراف شهر آغاز مي‌كند و نزديك به ۱۸۰ الي ۲۰۰ نفر در منگل‌دره مستقر مي‌شوند. اما قبل از درگيري بهمن‌ماه به دليل ترس و واهمه‌اي كه در بين شورشيان به وجود مي‌آيد تعداد نفرات آنها به حدود ۱۰۰ نفر مي‌‌رسد.

در كتاب اسناد اتحاديه‌ كمونيست‌هاي ايران در مورد حماسه مردمي آمل ادعا شده‌است كه بنابر اعترافات محمدرضا سپرغمي با توجه به هماهنگي‌هايي كه بين اتحاديه و سازمان مجاهدين خلق در خلال برخي از جلسات وجود داشت، سازمان مجاهدين خلق نيز به رغم ايدئولوژي متعارض با اتحاديه، با قيام فوري و جنگ مسلحانه موافقت مي‌كند و بعد گروه‌هاي اكثريت جناح چپ، اقليت و پيكار و... تعدادي از نيروهايشان را براي كمك به اتحاديه به جنگل مي‌فرستند.

شورشيان اول بهمن به سمت آمل حركت مي‌كنند كه به دليل طولاني شدن مرحله آخر پياده‌روي و دير رسيدن به شهر، اجراي عمليات يك روز به تأخير مي‌افتد. ساعت 23:45 شب پنجم بهمن با شليك يك موشك آر پي‌جي به ساختمان بسيج حمله به شهر آغاز مي‌شود. برنامه اصلي آنها، از كار انداختن نيروي سپاه و بسيج و دعوت مردم به قيام بود. تيراندازي و حمله به سوي شهر تا صبح ادامه مي‌يابد اما با آغاز صبح ششم بهمن، ستاد عمليات مركب از سپاه، اطلاعات و ژاندارمري تشكيل مي‌شود و صدها نيروي داوطلب مردمي با روي آوردن به سپاه و گرفتن اسلحه، به مقابله با شورشيان مسلح مي‌روند. زنان و مردان پير و جوان همگي با آوردن شن و گوني اقدام به سنگر‌سازي و نبرد سنگر به سنگر با مهاجمان مي‌كنند. در شب حادثه هر‌كس از مردم آمل كه خود را براي كمك به بسيج و سپاه مي‌رساند دستگير يا كشته مي‌شود. در نهايت در همان روز سه‌شنبه ششم بهمن شورشيان تمام مواضع خود را از دست مي‌دهند و در روز چهارشنبه 7 بهمن وضعيت شهر آمل آرام اعلام مي‌شود و محور هراز نيز پس از ۴۰ ساعت باز مي‌شود.

بعد از اين حادثه شوم كه باعث شهادت 40 نفر از هموطنان مي‌شود امام خميني(ره) در پيامي از مردم شهر «هزارسنگر» تشكر مي‌كند و تنها شهري لقب مي‌گيرد كه رهبر كبير انقلاب در وصيتنامه خود از آن و مردمش ياد مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار