جهاد كلمهاي آشنا و بسيار كليدي براي مسلمانان است. مخصوصاً براي مسلمان ايراني وقتي جنگ رخ داد و رژيم بعث عراق به ايران تجاوز كرد، مقوله دفاع و جهاد مطرح شد. طبق آموزههاي دينيمان در قرآن كريم در 45 آيه به موضوع قتال و در 26 آيه به موضوع جهاد اشاره شده است. قتال به طور مشخص به جنگيدن در جبهه نبرد اشاره دارد ولي جهاد داراي معناي وسيعتري است. لذا خداوند در هشت آيه از آيات 26 گانه جهاد، به جهاد با مال و جان اشاره مي فرمايد و در آيات ديگر از بيان چگونگي جهاد مشخص ميشود كه جهاد شامل هر تلاشي در راه خدا ميباشد. در كنار بيان مسئله جهاد و اهميت آن ميبينيد كه خداوند وعده ميدهد هر كسي كه در راه او جهاد كند رستگار ميشود و به پيروزي ميرسد. اوست كه بندگان خود را در اين راه ياري ميكند و وعده پيروزي به آنها ميدهد. به هر حال اگر بخواهيم مصداق بارز اين آيات الهي را ببينيم كافي است گذري كوتاه بر دوران دفاع مقدس بيندازيم كه اين دوران خود نشان دهنده جبهه حق و حقانيت شير بچههاي روحالله است.
كدام جبهه حق و كدام باطل
همانطور كه گفته شد خداوند به مؤمنان وعده پيروزي و رستگاري داده است و فرموده همانا اهل ايمان و مؤمنان را ياري ميكند. اما براي اين امر ابتدا بايد جبهه حق از باطل جدا شده و معلوم شود كدام حق است و كدام باطل. در جنگ تحميلي تعداد قابل توجهي از كشورهاي دنيا از غربيترين نقطه عالم تا شرقيترين مكان جهان با هم متحد شدند تا انقلاب اسلامي ايران را زمين بزنند. 32 كشور جهان مستقيم وارد عمل شدند و طبق اسناد به دست آمده از 18 كشور جهان اسير گرفتهايم. اما چرا در مقابل انقلاب اسلامي ايستادند؟ زيرا با تأكيد بر اسلام انقلابي و استكبار ستيزي، تمام دوستاني كه روابطي بسيار حسنه با ايران داشتند به يكباره تبديل به دشمنان سرسخت اين كشور شدند. حال در جبههاي كه خط مرزي مشخص است و جبهه خودي از دشمن جدا شده تشخيص حق و باطل راحتتر است، اما به شرط كمي شناخت از هر دو جبهه. در جبهه خودي امام خميني، تقريباً تمام علما و مجتهدين و عرفاي تشيع از قم تا نجف و از نجف تا جنوب لبنان، رزمندگاني از سراسر ايران و گاهاً از ساير كشورهايي كه شيعيان را در خود جاي دادهاند، از عراق تا لبنان تا فلسطين تا افغانستان و هند و... در اين جبهه مستضعفين را به عينه مشاهده ميكنيد و ميبينيد تمام كوخنشينان و مبارزان واقعي به پاي صحبت رهبر و ولي خود، جان در كف دست نهاده و براي عزت اسلام و زنده ماندن اسلام انقلابي حضرت روحالله حاضر بودند پاي به ميدان بگذارند. اما جبهه روبهرويمان يا همان جبهه باطل، هر عربدهكش و زورگو و استعمارگر و دزدان جان و مال مردم را ميتوان ديد. از امريكا شيطان بزرگ، انگليس استعمارگر، شوروي به عنوان بلوك شرق، فرانسه و آلمان، ايتاليا و... تمام شيوخ خودباخته عرب كه آقا روحالله اسلام آنان را اينگونه ياد ميكرد: اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاي كثيف درباري، اسلام مقدس نماهاي حوزههاي علميه و دانشگاهي، اسلام نكبت و ذلت و... قرار داشتند. در آخر يك كلام در آن طرف اسلام امريكايي در كنار تمامي مستكبران عالم قرار داشتند.
امدادهاي الهي
در حق رزمندگان جبهه حق
اين جبههبندي را انجام داديم تا برخي جريانها كه به جاي تبيين ارزشهاي دفاع مقدس دنبال حاشيه هستند نگويند ازكجا معلوم كدام جبهه حق بود؟ جبهه رزمندگان اسلام حق بود چون علاوه بر صفآرايي مستضعفين و مستكبرين در جنگ تحميلي در برابر هم، دست خدا نيز در دفاع مقدس به عينه در جهت ياري جبهه اسلام قرار داشت. به عنوان نمونه در فتحالمبين توپخانه سپاه چهارم توسط مردان گمشده گردان حبيب تصرف ميشود. يا در عمليات اليبيتالمقدس واحدهايي از رزمندگان 15 كيلومتر در زمينهاي رملي و چندين رده موانع در شب عبور ميكنند. يا در خصوص عبور غواصهاي غريب و مشكيپوش سپاه اسلام در جريان والفجر 8 از اروند، صدام تا انتهاي جنگ معتقد بود كه ايرانيها از زير اروندرود تونل زدهاند و توانستهاند به اين طرف بيايند و درگفتن اين حرف حق داشت؛ چراكه والفجر 8 را در دانشكدههاي جنگ بريتانيا و امريكا امروزه تدريس ميكنند و آنها هم از چگونگي اين عبور متحير ماندهاند. عبور از اروندرود، وحشيترين رودخانه جهان امري معجزهگونه است.
توكل و توسل جزئي از آداب زندگي و بندگي در جبههها بود و خداوند همانطور كه وعده داده بود مؤمنان خود را در برابر همه جهان نگه داشت.