حضور روحانيون در جبهه يك تفاوت عمده با حضور ديگر اقشار جامعه داشت و آن اين بود كه روحانيت علاوه بر فعاليتهاي رزمي و سختافزاري در مباحث نرمافزاري كه شامل افزايش روحيه و معنويات رزمندگان ميشد فعاليت ميكردند. از اين رو در گفتوگو با حجتالاسلام عبدالعلي گواهي مسئول نمايندگي ولي فقيه در سپاه محمدرسولالله(ص) به نقش و حضور روحانيون در دوران دفاع مقدس پرداختيم. گواهي كه از رزمندگان دفاع مقدس است اعتقاد دارد تا به حال خيلي به نقش روحانيت پرداخته نشده و بايد براي آشنايي عموم مردم، ناگفتههاي مربوط به حضور اين قشر بازگو شود.
براي شروع از حضور خودتان در جبهه بگوييد.
من آن زمان جزو كوچكترين رزمندگان بودم و در 15 سالگي به عنوان بسيجي توفيق حضور در جبهه را پيدا كردم. در جبهه كردستان و جنوب بودم و تا پايان جنگ، زماني كه قطعنامه پذيرفته شد در جبهه توفيق حضور داشتم.
بيشترين ارتباطتان با روحانيون در جبههها بود؟
اتفاقاً در يك مقطعي مسئول اعزام مبلغ يكي از لشكرها بودم. اين فرصت خوبي بود كه با روحانيون بيشتري آشنايي پيدا كنم. برخي از آنها شهيد شدند و دوستان ديگري هستند كه هر وقت آنها را ميبينم ياد و خاطره آن روزها برايمان زنده ميشود. شايد خيليها اين ذهنيت را داشتند كه روحانيت در جبهه حضور ندارد در صورتي كه اصلاً به اين صورت نبود و بايد روي اين مسئله كار كرد.
چند سال پيش يادواره شهداي روحاني در مازندران را برگزار كرده بوديم كه يكي از دوستان همكار و روحاني ما تعريف ميكرد خانمي از تصاوير شهداي روحانيت كه در سطح شهر نصب شده عكس ميگرفت. آن خانم رو به دوستم ميكند و ميگويد حاج آقا اينها عكسهاي روحانيوني هستند كه شهيد شدهاند؟ او هم توضيح ميدهد كه اينها از شهيدان دفاع مقدس هستند و آن خانم در ادامه ميگويد خدا نيامرزد كساني را كه اين شهيدان را به ما معرفي نكردند. واقعاً ما نتوانستهايم زحماتي كه روحانيت در اول نهضت و پيروزي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس كشيده را نشان دهيم.
آماري از شهداي روحاني وجود دارد؟
در كشورمان بالغ بر 5 هزار روحاني شهيد داريم. آمار جبهه رفتههاي قشر روحانيت فوقالعاده زياد است. خانواده شهيدي داريم كه سه روحاني شهيد دارد يا فرد روحاني تك فرزند خانواده داشتيم كه شهيد شده است. خانوادهاي داريم كه پدر و پسر روحاني بودهاند و در جبهه شهيد و جانباز شدهاند.
اگر روحانيت نبود يا بعضي از اقشار و گروههاي فرهنگي نبودند آن روحيه جهادي در جبهه حاكم نميشد. آن سالها تازه در كشور انقلاب شده بود و چيزي براي ارائه در اختيار نداشتيم. هنوز كتاب و نشريهاي به آن صورت كه بخواهد در اختيار عموم مردم قرار گيرد نداشتيم. جنگ شروع شد و يك جمله «آيا جهاد واجب است يا نه» را تنها قشري كه توانست در روح و جان بچههاي بسيجي جا بيندازد و باعث شود همه درس، مدرسه، دانشگاه و كار را رها كنند و وارد جنگ شوند، روحانيون بودند.
عزيزان روحاني پيامها و حرفها را از حضرت امام(ره) ميگرفتند و آن را در مساجد و محافل پخش ميكردند. وقتي اين حرفها و بحثها در سطح جامعه منتشر ميشد يك بسيج عمومي را به وجود ميآورد كه نتيجهاش را در دوران جنگ ديديم. مردم روحانيت را از بانيان انقلاب ميدانند و شايد همين باعث شد روحانيون كمتر كارهايي كه كردهاند را بازگو كنند. البته بايد اين حرفها را بگوييم و قرار است مجموعه عظيمي از موزه دفاع مقدس در ضلع جنوبي حرم امام افتتاح شود كه بخشي از آن متعلق به روحانيت است كه با مسئوليت حاجآقا ذوالنور پيگيري ميشود و اميدواريم بتواند نتايج خوبي هم داشته باشد.
حضور روحانيون در جبههها شامل چه مواردي ميشد؟
روحانيت در تمام صحنههاي جنگ حضور داشت. از فرماندهي جنگ كه بر عهده امام بود تا رئيسجمهور كه مقام معظم رهبري بود را شامل ميشد. از فرماندهي گردان و تيپ شخصي مثل روحاني سردار احمدي را داشتيم كه هنوز هم مشغول به فعاليت هستند. شهيد ردانيپور از فرماندهان شهيد قشر روحاني بود كه در جبهه به شهادت رسيد.
اغلب روحانيون غير رزمي در جبهه كار تبليغي ميكردند يا مسئول تبليغات لشكر و تيپ و گردان بودند. بيشتر مسئوليت عقيدتي در جبههها به دست روحانيت بود. روحاني تكتيرانداز و آرپيجي زن هم داشتيم. روحانيون رزمي و تبليغي داشتيم كه وقتي زمان رزم بود در خط مقدم ميجنگيد و هنگامي كه عمليات نبود كارهاي تبليغي انجام ميداد. روحاني داشتيم كه آشپزي و كارهاي خدماتي انجام ميدادند. مرحوم ميرجواد آقاتهراني اين عالم بزرگوار به اهواز آمد و به من گفت حق نداريد مرا معرفي كنيد. عبا و عمامهاش را در ميآورد و در آشپزخانه مشغول به كار ميشد. يك مجتهد و فقيه عقيده داشت بايد در جبهه كار كرد.
اگر جايي نياز به نيرو داشت روحانيون سوار ماشين ميشدند و به مناطق مورد نياز ميرفتند. روحانيوني داشتيم كه فقط در عملياتها حضور داشتند. روحانيوني كه در خط مقدم اطلاعات عمليات يا تخريبچي بودند. روحاني راننده داشتيم كه در كوران سختي جنگ در خوزستان كار ميكرد. رانندگان در جبهه با چراغ خاموش در جادههاي تاريك ميرفتند و اگر چراغ را روشن ميكردند دشمن گرا را ميگرفت و آنها را ميزد.
خاطراهاي هم از حضور در جبههها داريد؟
خاطره عجيبي از روزي دارم كه روحانيون همراهم در آن روز هنوز وقتي من را ميبينند ميپرسند تو زندهاي؟ خاطرم هست در ايلام و در لشكر نصر بودم. همراه هفت روحاني سوار يك استيشن شديم و از ايلام به اهواز حركت ميكرديم. به حوالي انديمشك كه رسيديم در دل عراقيها رفتيم. آن زمان خودم هم رانندگي ميكردم هم مسئول اعزام مبلغ بودم.
ما اصلاً متوجه نبوديم آنها عراقي هستند و براي پرسيدن سؤالي پيش آنها رفتم. فقط خيلي خوب شد كه در آخرين لحظه عمامهام را درآوردم. وقتي نزديكشان شدم ديدم آنها گرم پاسور بازي هستند. تازه آنجا متوجه شدم كه آنها عراقي هستند و عكس صدام را در سنگر زدهاند. سريع از آنجا دور شدم، ماشين را روشن كردم و دور شديم. شب جاي خلوتي را پيدا كرديم و در سكوت محض تا طلوع خورشيد صبر كرديم. با بالا آمدن خورشيد تازه متوجه مغرب و مشرق شديم و حركت كرديم.
چرا آنقدر كم درباره حضور روحانيون در جبههها پرداخته شده است؟
شايد روحانيون نميخواستهاند و آن را حمل بر خودستايي قلمداد كردهاند. به هرحال واقعيت قضيه بايد گفته شود و نسلهاي آينده بايد با آن آشنا شوند. امروز شايد 100 نفر اين مطالب را بخواند و گواهي را بشناسد ولي پس فردا فرزندانمان نميدانند كه ما به جبهه رفتهايم يا نه. بعضيها ميخواهند به گونهاي القا كنند كه روحانيون در جنگ نقشي نداشتهاند. دوستان بايد بيايند و حرفها و تجربههايشان را بگويند تا به عنوان سند ثبت شود. اسناد انقلاب اسلامي و دوران نهضت امام به عنوان سند حضور روحانيت وجود دارد و كسي نميتواند منكر آن شود. مبدع و موتور محرك اين انقلاب امام بوده و اگر صدها سال ديگر هم بگذرد كسي نميتواند اين را انكار كند چون در هزاران سند ثبت شده است.
در حوزه دفاع مقدس كتابهاي بسياري چاپ شده كه بخش كمي از آنها درباره حضور روحانيون است. در تهران 500 روحاني شهيد داريم. اما آيا مردم تهران از اين موضوع اطلاع دارند؟ بيش از 1500 روحاني جبهه رفته در تهران شناسايي كردهايم و زنده هستند. روحاني از 90درصد جانبازي داريم كه حكم يك شهيد را دارد تا روحاني رزمنده كه هنوز در قيد حيات هستند. بايد مسائل مربوط به حضور اين قشر از جامعه در جنگ گفته شود تا مردم و نسلهاي جوان با اين موضوع آشنايي پيدا كنند و به عنوان يك سند مكتوب در دل تاريخ ثبت شود.
كمي درباره تيپ رزمي، تبليغي امام صادق(ع) توضيح بدهيد؟
اين تيپ مختص روحانيون بود و موازي تيپها و لشكرهاي ديگر فعاليت ميكرد. اين تيپ علاوه بر روحانيوني بود كه در ديگر يگانها حضور داشتند. من يادم هست در لشكر 5 نصر ما 70 نفر روحاني داشتيم يا در عمليات كربلاي 5 بيش از صد روحاني در لشكر 25 كربلا حضور داشتند كه جداي از تيپ امام صادق(ع) بود. تيپ امام صادق(ع) مانند ديگر تيپها مأموريت ميگرفت و عمليات انجام ميداد.
از چهرههاي شاخص روحاني افرادي در جبههها حضور داشتند، كمي هم به آنها بپردازيم.
خيلي از چهرههاي شاخص روحانيت مانند شهيد مطهري و مفتح كه قبل از جنگ به شهادت رسيدند اگر زنده ميماندند حتماً در جنگ شركت ميكردند. آيتالله صدوقي، اشرفي اصفهاني و مدني كه از شهيدان محراب بودند و در زمان جنگ به شهادت رسيدند و چهرههايي مثل شهيد شيرازي، شاهآبادي و محلاتي از چهرههاي شاخص روحانيت بودند كه در جبهه به شهادت ميرسند.از مقام معظم رهبري كه خطبههاي نمازجمعه را ميخواند و چند ساعت بعد در جبهه كنار رزمندگان حضور پيدا ميكرد. از امامان جمعه كسي را نداريم كه سنش به جبهه رفتن ميخورده و نرفته باشد.
شهيد حاج حسين بصير از فرماندهان لشكر25 كربلا ميگفت كه من توپ و تانك و مسلسل نميخواهم، من روحاني ميخواهم. زماني كه اهواز بودم وقتي قطار وارد شهر ميشد فرمانده گردانها براي ديدن مبلغها صف ميكشيدند. فرمانده گردان با ماشين از خط مقدم به كيانپارس اهواز ميآمد و در صف ميايستاد تا ببيند همراه بسيجيهايي كه به شهر آمدهاند روحاني هست يا نه. رئيسجمهوري فعلي دكتر روحاني آن زمان فرمانده پدافند هوايي بود. آقاي صباغ، روحاني بود كه در محل زندگياش تشييع ميشود و بعد از مدتها ميفهمند كه او اسير بوده است. شهيد ابوترابي كه اگر نبود خيلي از آزادگان ما پايشان ميلرزيد، از روحانيون شاخص بودند. جمشيدي كه چندين دوره نماينده مجلس بود و نوروزي از روحانيان آزاده بودند. شيخ شريف قنوتي، آيتالله موسوي و...
خاطرهاي از حضور مقام معظم رهبري در جبهه داريد؟
آقا آن زمان نكتهاي را مطرح كردند كه هيچگاه از خاطرم نميرود. ايشان فرمودند امكاني را براي درس خواندن روحانيون در جبههها فراهم كنيد و در ادامه توضيح داد كه از اول نهضت يك روز هم از بحث و درس حوزهام غافل نشدهام. طلبهها در خط مقدم با يك ضبط واكمن كه حاوي نوار درسيشان بود حاضر ميشدند. از آن زمان در جبهه رسم شده بود كه تمام نوارهاي درسي حوزوي تهيه شده بود و هر طلبهاي كه به يگان خاصي اعزام ميشد نوارها را با خودش ميبرد. زماني هم كه برميگشت نوارها را ميآورد و دوباره نوارهاي جديد ميگرفت. خيلي از طلبهها درسشان را در جبهه ادامه دادند و به مدارج بالا دست پيدا كردند. خيلي از روحانيون كمتر در محضر استاد بودند و بيشتر در جبهه حضور داشتند و به لطف خدا عقبتر از كساني كه طعنه ميزدند و در جبهه حضور پيدا نميكردند، نبودند.
گويي قرار است كنگرهاي در خصوص شهداي روحاني برگزار شود. از اين كنگره بگوييد.
هدف ما از برگزاري كنگره اين بوده كه بخشي از كار را خودمان انجام بدهيم. اولين يادواره شهداي روحاني را در مازندران برگزار كرديم و دو جلسه روحانيون پيشكسوت رزمنده را آنجا برگزار كرديم و تا الان در تهران دو يادواره شهداي روحاني اين شهر را برگزار كردهايم و امسال هم سومين همايش روحانيون جبهه رفته را با حضور 1500 روحاني در تهران برگزار ميكنيم.
از روحانيوني كه در جبهه نقشي داشتهاند تقاضا ميكنم مطالب و خاطراتشان مربوط به دوران دفاع مقدس را بازگو كنند و آنها را براي خواندن در دسترس مردم بگذارند. به نقش روحانيت در جنگ در موزه دفاع مقدس كمك كنند و اگر وسيلهاي از شهيد روحاني يا جانباز دارند براي معرفي و آشنايي مردم به آنجا بياورند.
عظمت جبهه آنقدر زياد بود كه شخصيتي مثل آيتالله مشكيني كه مظهر اخلاق بود وقتي در جبهه حضور پيدا ميكند ميگويد من حاضرم تمام نمازهاي شبم را بدهم تا ثواب يك شب نگهباني يك رزمنده را بگيرم. يا داستان معروف مرحوم ميرجواد تهراني را شنيدهايم كه وقتي او را در جبهه ميبينند ميگويند شما با اين حال چه كاري ميتوانيد در جبهه انجام دهيد كه ايشان ماجراي حضرت ابراهيم را مطرح ميكند و ميگويد وقتي حضرت ابراهيم را به آتش انداختند يك پرنده در حال پرواز را ميبيند كه در منقارش يك قطره آب را نگه داشته تا فقط نامش در تومار مدافعين ابراهيم ثبت شود. ميرجواد آقا تهراني ميگويد شايد كاري از من ساخته نباشد ولي ميخواهم نام من در زمره رزمندگان ثبت شود و اين حرف امروز براي ما بايد يك درس بزرگ باشد.
هر چند كه حضور چنين شخصيتي يك عنصر قوي براي تقويت روحيه رزمندگان بود و با حضورش جبهه را متحول ميكرد. شخصيتي مثل شهيد صياد تحت تأثير حضور ايشان قرار ميگيرد. وقتي بزرگاني از علما وارد جبهه ميشدند تمام ذهن رزمندگان به حضور آن شخص معطوف ميشد و خيلي باارزش بود.