كشورهاي عربي از عراق حمايت كردند و هيچ كشور غير عرب ديگري نيز تمايل نداشت به رابطه خود با بغداد لطمه بزند. تنها دبير كل سازمان ملل «كورت والدهايم» به صدور بيانيهاي مبادرت ورزيد. به هر حال درطول تاريخ دفاع مقدس تعدادي قطعنامه صادر گرديد كه امروزه مورد بحث و گفتوگو قرار دارد و بعضي از مسئولان با اتكا به آنها معتقدند كه ما بايد جنگ را زودتر متوقف ميكرديم.
از اين رو گذري كوتاه بر صدور برخي از قطعنامهها از سوي سازمان ملل هر چند كوتاه و محدود داشتيم كه متن زير حاصل تحقيق ما نسبت به اين مسئله است.
الف) قطعنامه 479 در 28 سپتامبر 1980 ميلادي مطابق با 6 مهر 1359
اين قطعنامه از ايران و عراق ميخواهد از هر گونه كاربرد زور به فوريت خودداري كنند و مناقشه خود را از راههاي مسالمتآميز و طبق اصول عدالت و حقوق بينالملل حل نمايند و از آنها مصرانه ميخواهد هر پيشنهاد مناسب در مورد ميانجيگري سازش يا توسل به نهادهاي منطقهاي يا ديگر راههاي مسالمتآميز به انتخاب خود را كه اجراي تعهداتشان را بر اساس منشور ملل متحد تسهيل كند، بپذيرند و از كشورهاي ديگر ميخواهد نهايت خويشتنداري را در دستور كار خود قرار دهند و از هر اقدامي كه ممكن است به افزايش يا گسترش بيشتر برخورد منجر شود خودداري كنند. اين قطعنامه را شوراي امنيت در ششمين روز آغاز جنگ و حمله و تجاوز رژيم بعث به ايران صادر كرد و در آن از لفظ «وضعيت» استفاده ميكند. درقطعنامه 479 سخني از نقض تماميت ارضي ايران نشده است و پيشنهاد آتشبس نداده و از نيروهاي اشغالگر هم نخواسته خاك طرف ديگر را ترك كنند. عراق اين قطعنامه را بلافاصله پذيرفت ولي ايران اعلام كرد تا زماني كه نيروهاي بعث در داخل خاك ايران هستند قطعنامه فوق قابل قبول نيست.
ب) قطعنامه 514 در 12 جولاي 1982 مطابق با 23 تيرماه 1361
اين قطعنامه زماني تصويب ميشود كه آزادسازي بسياري از مناطق تحت اشغال در عمليات ثامنالائمه و به ويژه در عملياتهاي فتحالمبين و الي بيتالمقدس شرايط سياسي- نظامي را تحتالشعاع قرار داده است. اين قطعنامه خواستار آتشبس و خاتمه فوري تمامي عمليات نظامي و عقب كشيدن نيروها به مرزهاي شناخته شده بينالمللي است و صرفاً يك توصيه است. اين قطعنامه مربوط به زماني است كه نيروهاي عراقي مشغول استحكام مواضع در داخل ايران بودند و سخني در مورد معرفي متجاوز و آغازگر جنگ و تنبيه او به ميان نيامده است و براي نخستين بار از برقراري آتشبس، عقبنشيني نيروها و تشكيل نيروي پاسدار صلح و استقرار آنها سخني بيان شده است.
ج) قطعنامه 522 در اول اكتبر 1982 مطابق با 12 مهرماه 1361
اين قطعنامه خواستار آتشبس فوري و پايان دادن به تمامي عمليات نظامي است و بر عقبنشيني نيروها به مرزهاي بينالمللي شناخته شده تأكيد دارد. در فاصله قطعنامه قبلي تا اين قطعنامه دو عمليات عمده مسلمبنعقيل و رمضان صورت گرفت. تصويب اين قطعنامه به دليل فشار عملياتي ايران به عراق و فشار سياسي عراق به شوراي امنيت براي جلوگيري از پيشرفتهاي ايران است. به دنبال اين قطعنامه ارتش عراق بر حملات هوايي خود عليه مناطق مسكوني، كشتيهاي تجاري و نفتكشها افزود.
د) قطعنامه 540 در 31 اكتبر مطابق با 9آبانماه 1367
در اين قطعنامه از دبير كل خواسته شده است تا به تلاشهاي ميانجيگرانه خود ميان طرفين به منظور سوق به حل اختلاف به صورت كامل و عادلانه كه مورد قبول هر دو طرف باشد ادامه دهد. همچنين خواسته شده است فوري تمامي عمليات نظامي عليه هدفهاي غيرنظامي از جمله شهرها و مناطق مسكوني متوقف شود و طرفين متخاصم بلافاصله به خصومتها در منطقه خليجفارس از جمله خطوط دريايي و آبراههاي قابل كشتيراني، بنادر، پايانهها، تأسيسات دور از ساحل و همه بنادري كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم به دريا راه دارند، پايان دهند و به تماميت ارضي ديگر كشورهاي ساحلي احترام بگذارند. در فاصله قطعنامه 522 تا 540 چند عمليات بزرگ از جمله محرم و والفجرهاي يك تا شش انجام ميشود و باز هم شورا با هدف جلوگيري از پيروزيهاي ايران، اين قطعنامه را صادر ميكند.