
محمدرضاهاديلو
آنقدر از جنگل و روستا و طبيعت و راه هاي جذب توريسم گفته ايم و نوشته ايم و بي توجه از كنار آن گذشته اند كه ديگر خودمان هم باورمان شده كه بايد منتظر از بين رفتن تمام داشته هايمان باشيم. مي گويند قطع هر درخت جرايم چند ميليون توماني به همراه دارد، اما چگونه است كه بيابان كردن جنگل ها هيچ واكنشي را به همراه ندارد؟ چرا رويش ويلاها بدون هيچ ضابطه اي روستاهاي شمال كشور را يكي پس از ديگري به كام خود مي كشد و هيچ صدايي از هيچ مسئولي به گوش نمي رسد؟ و وقتي از جذب توريست صحبت مي كنيم منظورمان حضور توريست ها در كدام نقاط است؟ مناطق بكر و زيبا و طبيعت ناب ايران، يا بيابانهايي مملو از ويلاهاي شخصي؟
***
18.5 میلیون هکتار جنگل در کشور به 14.5 میلیون هکتار رسیده. به همين راحتي از خشكيدن يا بهتر بگوييم، خشكاندن چهار میلیون هکتار جنگل و قطع ميليونها درخت صحبت مي كنيم.
زمانيكه محمد طالع بنیانگذار گردشگری در ایران گفت كه همه جاذبهها در روستاهاست، كسي صدايش را نشنيد. اما آمارها نشان مي دهند كه درصد رشد توریسم در دنیا به طور متوسط چهار درصد اما رشد طبیعتگردی و جهانگردی روستایی 12 درصد است و اين موضوع گواه اين ادعاست كه حتي خارجي ها هم وقتي وارد ايران مي شوند به ديدن روستاهاي كشورمان بيشتر رغبت نشان مي دهند.
* يك منطقه، هزار زيبايي
تك تك استانهاي ايران مملو از روستاهايي هستند كه هر كدام به نوبه خود از جذابيت هاي منحصر به فردي بهره مند بوده و قطبي براي گردشگري به شمار مي آيند.
در اين ميان روستاهاي شمال كشور از امتياز ويژه آب و هواي معتدل و طبيعت سراسر سبز و جنگل ها و رودخانه و درياي نيلگون خزر برخوردارند، به همين دليل حتي براي ايرانيان نيز بيش از نقاط ديگر كشور شناخته شده مي باشند.
از بين استان هاي شمالي، استان گلستان از 149 تپه تاریخی، 10 غار، 12 قلعه معروف، هشت پارک ملی و مناطق حفاظت شده، 16 تالاب و منابع آبی، 24 رودخانه کوچک کمآب، پرآب و متوسط آب، پنج آبشار و چندصد گونه گیاهی و حیاتوحش برخوردار است که همه اینها جزو ظرفیت هاي روستایی آن به شمار مي آيند.
* خداحافظ طبيعت
دلمان مي گيرد وقتي به روستايي مي رويم و مي بينيم ديگر شكل و شمايل قبلي اش را ندارد و پول ها ساختمانهايي را سبز كرده اند كه با ديوارهاي بتوني بخشي از طبيعت را بلعيده اند و آرامش و دلنوازي درختان و سبزه زارها، قرباني ويلاهاي مجلل كشده اند.
كافيست در شهر گرگان از منطقه زيبا و دل نشين ناهار خوران به سمت روستاهاي بالا دستي حركت كنيم و مقصدمان "زيارت" باشد.
سالهاست كه فريادهاي زيادي در مورد اين روستا و تخريب طبيعت اطراف و جنگل هايش به پا شده اما مشخص نيست چرا كسي حتي يك جمله از آنها را نمي شنود و شايد هم، آنها كه بايد بشنوند، نمي خواهند بشنوند.
مردم اعتراض مي كنند كه آسمان خراش ها ديگر از زيارت چيزي باقي نگذاشته اند و دوستداران و دلسوزان طبيعت هم معتقدند براي بازگشت جنگل هاي زيارت به حالت اوليه اش بايد چشم به قرن هاي آينده دوخت.
معلوم نيست چه عاقبتي براي "زيارت" و روستاهاي ديگر اين منطقه در پيش است. از يك طرف مي گويند كسي حق ساخت و ساز در اين مناطق را ندارد و از طرف ديگر مي شنويم تمام اين ويلاها و آسمان خراش ها با مجوز سر به فلك مي كشند.
با گذري بر ساخت و سازهای روستاي زيارت مشخص مي شود كه اين ساختمان ها یا در بافت روستا یا در خارج از آن و یا در اراضی مستثنیات هستند که در هر کدام از این اراضی فرد برای ساخت و ساز باید مجوزهای لازم را اخذ کند و بدون مجوز حق ساخت و ساز را ندارد.
چندي پيش رئیس کل دادگستری استان گلستان در گفتگو با فارس در مورد ساخت و سازهاي اين منطقه گفته بود: همانگونه که در سطح شهر اگر کسی ساخت و ساز غیرمجازی را انجام دهد، کمیسیون ماده 100 مکلف است موارد تخلف را بررسی و اقدام کند در داخل روستا و منابع ملی و مستثنیات نیز اگر ساخت و ساز غیرمجاز انجام شود کمیسیون ماده 99 مسئولیت برخورد با تخلف را بر عهده دارد.
اما از شواهد امر چنين بر مي آيد كه در اين روستا هيچ تخلفي صورت نمي گيرد و تخريب جنگل ها و منابع طبيعي نيز همه در چارچوب قانون است.
* كدام قانون مجوز مي دهد؟
نبايد فراموش كنيم كه روستاها از بیشترین ظرفیت برای توسعه صنعت توریسم برخوردار هستند و اگر منابع و داشته هايشان را فداي چند ويلا و مجتمع تجاري و ساختمان هاي بي قواره نكنيم، میتوانند علاوه بر رونق اقتصادی زمینه اشتغالزایی هاي فراواني را نیز به همراه داشته باشد.
چه زيبا گفت بنیانگذار گردشگری در ایران، كه امروز توریسم به دنبال هتل پنج ستاره نیست بلکه به دنبال هویت است و متاسفانه ادبیات توسعه هنوز در ایران جا نیفتاده، مسائلی که در کشور شاهد آن هستیم در حال رشد هستند نه توسعه.
در شرايطي كه در كشور ما بدون توجه به ارزش منابع طبيعي، همه چيز را شخم مي زنند و پيش مي روند، در كشورهايي مثل سوئد 80 درصد مواد سوختی خود را کنار گذاشته و از اتانول استفاده میکنند تا مبادا صدمه اي به محيط زيست وارد نشود.
ما در حرفهايمان شعار مي دهيم كه روستاها از بیشترین ظرفیت برای توسعه صنعت توریسم برخوردارند اما وقتي به هر استاني پا مي گذاريم و روستاها و مناطق اطراف آن را به نظاره مي نشينيم، به راحتی نقض قانون و ساخت و سازهای تعجببرانگیز را به عينه مي بينيم. هر چند در مواردي مسئولان معتقدند كه ساخت و سازها با مجوز و قانوني هستند اما سوال اين است كه کدام قانون این اجازه را به مرجع رسیدگی و صادرکننده پروانه ساخت به سازنده داده است؟