
آرمان شريف| اين روزها نمايشگاه قرآن در مصلاي بزرگ تهران در حال برگزاري است. نمايشگاهي كه همزماني برپايي آن در روزهاي ماه مبارك رمضان به يك سنت حسنه تبديل شده است. اما در كنار برگزاري هر ساله نمايشگاههاي اينچنيني بايد اين موضوع را در نظر گرفت كه خروجي اصلي اين نمايشگاهها چيست؟ آيا نمايشگاههاي اينچنيني ميتوانند فرهنگ قرآني را در كشور نهادينه و بستر لازم براي نشان دادن ظرفيتهاي قرآني در كشور را فراهم كنند؟ براي بررسي وضعيت فرهنگ قرآني در جامعه و به ويژه در دانشگاههاي كشور با «زهرا اكبري» از بسيجيان و حافظان كل قرآن كريم گفتوگويي انجام داديم. او نسبت به وضعيت قرآن در دانشگاهها انتقادات زيادي دارد و معتقد است كار ريشهاي و عميق در اين زمينه صورت نگرفته است.
خانم اكبري! شما از چند سالگي شروع به يادگيري و حفظ قرآن كرديد؟
من از سن پنج سالگي و قبل از ورود به مدرسه حفظ قرآن را شروع كردم. به دليل يادگيري مباحث تفسير و ترجمه، زمان حفظ قرآنم كمي به درازا كشيد. الان حافظ كل قرآن هستم و با چند مؤسسه در امور تدريس و ترجمه همكاري دارم. سابقه فعاليت در مدارس را هم دارم و در خيلي از مدارس كارهاي فرهنگي مربوط به قرآن انجام دادهام. در دانشگاه هم مسئوليت كانون قرآن و عترت با ما بود. بيشتر در بحث طرحنويسي و برنامهريزي فعاليتهاي قرآني كار كردهام. در مهد قرآن استان تهران هم فعاليت داشتهام.
چه عاملي باعث شد تا والدينتان در پنج سالگي شما را ترغيب و تشويق به يادگيري و حفظ قرآن كنند؟
پدر و مادرم از لحاظ سواد آكادميك تحصيلات بالايي نداشتند اما آنها بر اين اعتقاد بودند كه قبل از كسب كردن هر مدرك درسي و آكادميك، بهتر است فرزندانشان نخست از سواد قرآني شروع كنند. به همين دليل بود كه ما قبل از مدرسه رفتن، سواد قرآني داشتيم و در دوران مدرسه هم اين تعليمات را ادامه داديم. اين نگاه عامل اصلي آموختن قرآن به ما بود. ما بايد ابتدا سواد قرآني پيدا ميكرديم بعد سواد خواندن و نوشتن را ياد ميگرفتيم. حالا هم من و هم بقيه خواهرانم قبل از اينكه به مدرسه برويم شروع به يادگيري قرآن كرديم. آنها هم امروز حافظ قرآن هستند.
براي خودتان روند حفظ كردن كل قرآن كريم چگونه بود؟
سال اول ابتدايي تقريباً سه جزء حفظ بودم. در دوران مدرسه به دليل مشغلههاي درسي روند حفظ كندتر بود. تا چهارم و پنجم ابتدايي 10 جزء را حفظ بودم و در دوران دبيرستان حافظ كل قرآن شدم.
شما زماني كه وارد مدرسه شديد سواد قرآني داشتيد و حافظ چند جزء بوديد وآيا نوع نگاه شما به زندگي با ديگر دانشآموزان تفاوت داشت؟
وقتي شما با قرآن مأنوس ميشويد نگاهتان، نگاه قرآني ميشود. يعني ما همه خوب و بدها را از ديد قرآن ميسنجيم. اگر چيزي را غلط ياد ميگرفتم ميگفتم پس چرا قرآن اينگونه ميگويد. تفاوت نگاه ما در اين است كه همه چيز را در كفه ترازوي قرآن قرار ميدهيم. من هم مسائل را نسبت به علم اندكي كه داشتم و دانشي كه ياد گرفته بودم مورد بررسي قرار ميدادم. شايد اين تفاوت نوع نگاه ما به زندگي و مسائل مربوط به آن باشد. فكر ميكنم اين نگاه تمام بچههايي باشد كه با قرآن بيشتر مأنوستر هستند.
اين نوع نگاه به مرور زمان و با توجه به وسعت دانش و يادگيري شما چه تفاوتي كرده است؟
هر چقدر كه بيشتر ميآموزم و ياد ميگيرم اين نگاه تقويت ميشود ولي متأسفانه به دليل نبود نگاه قرآني و نگاه درست ديني ما همواره در كارهاي اجرايي مشكل داشتهايم. چون اين نگاه هنوز در جامعه جا نيفتاده و نهادينه نشده و ميبينيم كه در سطح اجتماع با مشكلات زيادي دست به گريبان هستيم.
با توجه به سابقه فعاليتهاي قرآني خودتان در دانشگاه، وضعيت دانشگاهها در رابطه با فعاليتهاي قرآني چگونه است؟
ميتوانم بگويم يكي از مسائلي كه ما در زمان دانشجويي با آن دست و پنجه نرم ميكرديم اين بود كه هيچ فضا و بستري براي فعاليتهاي قرآني نداشتيم. يعني اين بستر و امكان وجود نداشت كه كسي حداقل بيايد ببيند نگاه قرآني خوب است يا بد. ما اطلاعرسانيمان نسبت به اين مسائل خيلي محدود است، به همين خاطر همه از مباحث قرآني بسياري از موضوعات پيش پا افتاده را ميدانند. حتي ما اين كار را نكرديم كه بياييم و بچهها را نسبت به حفظ قرآن توجيه كنيم و بفهمانيم كه چرا يادگيري قرآن به درد ميخورد. فقط ميگوييم حفظ قرآن خوب است و حافظان اينگونه هستند. هيچ فضايي ايجاد نشد كه بتوانيم روي آن مانور بدهيم و بگوييم ما آمديم كار قرآني كرديم. نيامديم بگوييم اهميت و جايگاه قرآن در زندگي امروز ما براي فلان موارد است.
با مسئولان دانشگاه براي بيان اين مسائل ارتباط و صحبت داشتيد؟
بله. زمان دانشجويي ارتباط زيادي با مسئولان دانشگاه داشتيم. باز خدا را شكر در زمان ما مسئولاني بودند كه شايد خودشان فعاليت قرآني خاصي انجام نميدادند ولي حداقل به كارمان بها داده و فضا و امكاني كه براي كار ميخواستيم را ميدادند. قطعاً ما به صد نرسيديم و تا آمديم كارهايي كنيم فارغالتحصيل شديم ولي خيلي بهتر از دورههاي گذشته كار كرديم. هنوز با دوستاني كه دانشجو هستند ارتباط دارم. ميگويند فعاليتهاي قرآني فقط به برگزاري همايشهاي كليشهاي محدود شده است. حتي درس تفسير قرآن در دانشگاه به همه چيز شبيه بود جز تفسير قرآن، منتها ما كارهايمان را در فعاليتهاي دانشجويي متمركز كرده بوديم.
چرا چنين فضايي در دانشگاهها حاكم است؟
اگر اهميت كاري براي ما مشخص شد به آن خواهيم پرداخت. به نظرم در اين زمينه هيچ اهميتي نشان داده نشده و هيچ انگيزهسازياي صورت نگرفته است. اگر انگيزه و ميلي وجود داشته بچهها آن را از خانه و خانواده با خود آوردهاند. هيچ فضا و بستري براي شناساندن و گفتن اهميت آن ايجاد نشده است. شايد اولويتهاي قرآني، اولويتهاي پايينتر از مسائل ديگر باشد. اين موضوع نه فقط در دانشگاه ما، بلكه در دانشگاههاي ديگر كه با دانشجويانش ارتباط دارم وجود دارد. كار اساسي صورت نگرفته است. در واقع دانشگاههاي ما آنگونه كه بايد و شايد با فرهنگ قرآن مأنوس نيستند.
يعني اين احساس نياز در دانشگاهها و در بين مسئولان دانشگاهي ايجاد نشده است؟
احساس نياز در حد حرف شده است. همين الان با سازمانهايي كه كار ميكنيم در حد حرف و ظاهري كارهايي ميكنند ولي از كارهاي عمقي و ريشهدار غافل هستند.
خودتان كه فردي قرآني هستيد اگر بخواهيد براي فعاليتهاي قرآني جوانان طرح و برنامه بريزيد چه كارهايي را در اولويت قرار ميدهيدو چه ايدههايي داريد؟
شايد بد نباشد من در رابطه با همين سؤال مثالهايي بزنم تا متوجه مشكل اصلي شويد. يكي از آنها اين است كه براي تأمين نرمافزارهاي قرآني كه براي يادگيري قرآن مفيد است مردم بايد هزينههاي گزافي بپردازند، اين هزينههاي زياد بايد حذف شوند يا قرآنهايي كه با ترجمههاي ناب وجود دارند قيمتهاي بالايي دارند. يعني يادگيري قرآن مستلزم هزينههايي است كه خيلي قابل توجيه نيست. ديگر اينكه ما در محلات به اماكني مثل مؤسسات قرآني، سراي محلات و خانههاي فرهنگ براي يادگيري قرآن نياز داريم. خودم با محلاتي كه در ارتباط هستم بچهها ميگويند به دنبال يك سراي محله هستيم كه كلاس قرآن براي ما بگذارد. دسترسي آسان به اين فضاها وجود ندارد. ما به بچهها و معلماني كه هم ياد ميگيرند و هم تدريس ميكنند هيچ بهايي نميدهيم. جالب اينجاست كه ما مدرسان قرآني بسياري داريم كه هيچ فعاليتي ندارند چون جايي براي درس دادن نميشناسند. بايد جايي باشد تا اين افراد را جمع و سازماندهي كند و به آنها رتبه علمي دهد.