
جاذبههاي بسيج از بدو تأسيس اين شجره طيبه همواره يكي از عوامل رشد و گسترش چشمگير آن بوده است. در واقع وجود عواملي چون معنويت موجود در بسيج نظير پيروي از منويات ولي فقيه زمان، بصيرت بالاي بسيجيان و نيز حركت در نوك ميدان مقابله با تهديدهايي كه دشمنان همواره كشور و نظام اسلامي را متوجه آن ساختهاند، باعث شده تا جوانان بسياري حضور در بسيج را به مثابه چنگ انداختن به ريسماني محكم براي محفوظ ماندن در مسير حوادث و فتنههاي گوناگون قرار دهند. اينك نيز كه مقام معظم رهبري با پيش كشيدن اموري چون اصلاح سبك زندگي و دعوت به بسط و گسترش اقتصاد مقاومتي، مردم كشورمان را به مقابله با حربههاي جدي دشمنان دعوت كردهاند، بسيجيان در چنين زمينههايي با جديت وارد شدهاند كه براي آشنايي با نوع نگاه يك بسيجي فعال با چنين مقولههايي به گفتوگو با مهرداد فتحي ستوده كارشناس مديريت فرهنگي و بسيجي فعال اردبيلي پرداختهايم. ستوده داشتن «فرهنگ اقتصادي» را مهمترين اصل براي جامعه ميداند كه بايد به مرور زمان و با فرهنگسازي در ميان مردم جا بيفتد.
براي شروع مختصري از فعاليتهاي خودتان در بسيج بگوييد؟ من از سال ۷۲ فعاليتم را از بسيج محلات شروع كردم و تا امروز كمافيالسابق ادامه دارد. بعد از آن هم اردوهاي جهادي را از سال ۸۴ شروع كردم و پاي ثابت اين اردوها شدم. به دليل علاقه زيادي كه به اردوهاي جهادي داشتم از مسئولان برخي از اين اردوها شدم و الان هم در بخش جهادي و مديريت فرهنگي سازمان بسيج سازندگي استان اردبيل فعاليت دارم.
از همان ابتداي فعاليتم در پايگاه بسيج محله سعي كردم بيشتر روي فعاليتهاي فرهنگي متمركز شوم. بعد از آن هم مسئوليت اردوهاي جهادي را گردن گرفتم و بچهها را به مناطق محروم اردبيل ميبرديم تا فعاليتهاي خود را انجام دهند.
چطور توانستيد اين تأثيرگذاري و ارتباط مثبت را بين اين افراد برقرار كنيد؟ ما اگر آنها را به طور مستقيم دعوت ميكرديم كه به پايگاه بيايند ممكن بود جواب مثبتي نگيريم. آمديم با كساني كه اصلاً به پايگاه نميآمدند و ديدگاه مثبتي به آن نداشتند صحبت كرديم و فعاليتهايمان را شرح داديم. اين افراد كساني بودند كه به ائمه ارادت و علاقه زيادي داشتند و در مراسمهاي مذهبي شركت ميكردند. حب اهل بيت حلقه وصل شد كه توانستيم در مسجد با آنها صحبت و تبادلنظر كنيم. ما با رفتار و صحبتهايمان توانستيم ديدگاه آنها را نسبت به بسيج عوض كنيم.
يكي از اين رفتارهاي عملي براي ايجاد الگو نيز شركت در اردوهاي جهادي بود. لذا در دوران دانشجويي بيشتر فعاليتهايم به فعاليتهاي بيرون از دانشگاه و اردوهاي جهادي معطوف ميشد. سعي داشتيم تا از طريق اردوهايي كه برگزار ميكرديم تأثيرگذار باشيم. بچههاي ديگري كه نتيجه فعاليتهاي ما را ميديدند علاقهمند ميشدند تا آنها هم در اين اردوها شركت كنند. هر كس هم يك بار در اين اردوها شركت ميكرد روحيه جهادي پيدا ميكرد و سعي ميكرد تا در اردوهاي ديگر هم شركت كند. من الان از طريق همين اردوهاي جهادي با ۶۰۰- ۵۰۰ نفر دوست شدم و الان هم دوستيهايمان برقرار است.
شما در دانشگاه رشته مديريت فرهنگي خواندهاي. چقدر رشته تحصيليتان توانسته در فعاليتهايتان در بسيج راهگشا و كاربردي باشد؟ شكر خدا رشتهاي كه در دانشگاه خواندهام كمك زيادي به من كرده و در موارد مختلفي برايم راهگشا بوده است. از نظر من اصليترين حركت و ماهيت اصلي بسيج كارهاي فرهنگي است. بسيج از دل جامعه و مردم شروع ميشود. كساني كه در بسيج جمع ميشوند هر كدام يك سفير به شمار ميآيند. به اين ترتيب كه ما سعي ميكنيم ولو براي خانوادههايمان يك سفير باشيم. وقتي خانوادهها اين تأثير را گرفتند روي خانوادههاي ديگر تأثير ميگذارند و بعد از مدتي شاهد يك زنجيره طولاني از تأثيرگذاري خواهيم بود. به همين دليل است كه بحث فرهنگي حرف اول را ميزند. در تمامي مسائل اولين موردي كه بايد به آن اهميت و بها بدهيم بحث فرهنگي است. شايد الان ما بگوييم مهمترين بحث روزمره ما در ايران بحث اقتصادي است. كسي منكر اين قضيه نيست ولي مهمتر از آن بحث «فرهنگ اقتصادي» است. براي اين حرف هم دليل دارم. ببينيد ايران روي گنج نشسته است و كسي منكر اين قضيه نميتواند باشد. ما نعمتهاي زيادي در كشور داريم ولي نميتوانيم از آن استفاده كنيم. اين يك طرف قضيه است كه بايد بتوانيم فرهنگسازي كنيم و آموزش بدهيم تا مردم خودشان به بهترين شكل از اين نعمتهاي خدادادي استفاده كنند. وقتي خودمان راههاي استفاده مناسب و مفيد را ياد بگيريم مشكلي نخواهيم داشت. حالا هر كشوري كه ميخواهد ما را تحريم كند قطعاً تحريمش بدون نتيجه خواهد بود.
موضوع ديگر به نظام آموزشيمان برميگردد. امروز دانشگاههاي كشور به مراكز بيكار زايي تبديل شدهاند. دانشجويي كه مدرك ليسانس ميگيرد انتظار دارد كه بعد از تحصيل پشت يك ميز بنشيند و فقط كاغذها را امضا كند. دانشگاه كه قرار است يكي از بزرگترين مراكز فرهنگسازي ما باشد به اين شكل عمل ميكند و قطعاً چنين ديدي براي جامعه ما مضر خواهد بود.
شايد بحث فرهنگسازي را با اين مثال بهتر بتوان توضيح داد. صبحها كه به سركار ميرويم جلوي در مغازههاي ساندويچي كه هنوز بسته هستند يك كيسه نان باگت ديده ميشود. بستههايي كه ساعتها پشت در مغازه ميماند و كسي به آنها دست نميزند. چون در اين مورد به مرور زمان فرهنگش به وجود آمده كه كاري به كيسههاي نان نداشته باشند. اين همان فرهنگي است كه بايد روي آن كار كنيم و در بين مردم جا بيندازيم.
مسئولان بسيج هم واقف به اين كار فرهنگي هستند؟ امروز بحث به جايي رسيده كه مسئولان هم متوجه شدهاند بايد در زمينه فرهنگي كارهاي زيادي را انجام داد. البته به خيلي از مسئولان گفته ميشود كه كار فرهنگي انجام دهند اما كار فرهنگي آنها تنها در چاپ بنر و پوستر خلاصه ميشود. كاري هزينهبر كه باعث ميشود پول زيادي براي آن خرج شود كه خروجي مناسبي ندارد. شايد اگر به جاي چاپ آن بنر و پوستر كار ديگري را انجام ميدادند نتيجه بهتري ميگرفتند.
بسيج در زمينه «فرهنگ اقتصادي» كه برآن تأكيد زيادي داشتيد چه كارهايي انجام داده است؟ بسيج هم رفتهرفته در حال اين فرهنگسازي با جديت ورود يافته. «فرهنگ اقتصادي» بايد از خانوادههاي ما شروع شود. ما اگر بتوانيم در بسيج خانوادهها را دعوت كنيم و اين مسائل را براي خانوادهها تشريح كنيم خيلي مفيد خواهد بود. سردار نقدي هم در صحبتهايشان گفته بودند كه ۷۰ درصد اقتصاد به خانوادهها برميگردد. يعني اگر خانمها بتوانند در هزينههاي خانه صرفهجويي كنند و از خريدهاي غيرضروري و لوكس جلوگيري كنند از لحاظ اقتصادي خيلي جلو ميافتيم و در بحث آقايان هم روي كارآفريني و توليد متمركز شويم. به نخبگان اقتصادي و سرمايهگذاران بها بدهيم تا بتوانند بدون مشكل به فعاليت بپردازند. الان كارآفرينان زيادي هستند كه فقط نياز به كمي حمايت و سرمايهگذاري دارند تا بتوانند اشتغالزايي زيادي كنند. البته بايد مردم را هم درگير كرد. به آنها بگوييم كه در اقتصاد بزرگترين نقش را دارند. بگوييم اين چشم و همچشميهاي بيمورد بزرگترين دشمن اقتصاد خانواده و جامعه است. بگوييم وقتي كالاي چيني و خارجي را ميخرند به توليد و صنعت داخلي ضرر زدهاند. با خريدن كالاي چيني هزاران ايراني را بيكار ميكنيم.
متأسفانه الان در همين اردبيل مردم از روستا به شهر ميآيند و مرغ ميخرند. اين خيلي مشكل بزرگي است. روستاها ديگر حالت شهري به خود گرفتهاند و بعضي از روستاها فقط سيبزميني توليد ميكنند. ديگر خبري از پرورش مرغ و دام نيست. اين براي آينده ما خيلي مضر است. بايد از الان آسيبشناسي كرد و اين آسيبها را به زبان ساده به مردم بگوييم.
به عنوان يك فعال بسيجي كارهاي بالفعل بسيج در اقتصاد مقاومتي را چه ميدانيد؟ بسيج از سال۹۱ شروع به اطلاعرساني، فرهنگسازي و كار فرهنگي كرده است؛ اينكه اقتصاد مقاومتي را براي مردم تعريف كرد و توضيح داد كه چگونه ميتوان در اقتصاد مقاومتي نقش داشت. مواردي كه خودم مشاهده كردهام بيشتر به بحثهاي فرهنگسازي مربوط بوده است. حالا در سال ۹۲ وارد كار عملياتي شدهاند تا بيايند اين كارها را عملي كنند. از طرف ديگر بحث حركتهاي جهادي بستري براي رسيدن به اقتصاد مقاومتي است كه از سالها قبل توسط بسيج ترويج ميشود.