کد خبر: 520992
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۷
گفت‌وگوي «جوان» با همرزم شهيد صياد شيرازي در ايام چهاردهمين سالروز شهادتش
نسيبه زمانيان
۱۴سال پيش، در صبح يكي از روزهاي آرام و زيباي بهاري شهيد سپهبد علي صياد شيرازي به دست منافقين كور دل مقابل در منزلش به شهادت رسيد. آن روز، همه كساني كه صياد دل‌ها را مي‌شناختند آه از نهادشان بلند شد و به سوگ او نشستند. صياد شيرازي چهره مردمي بود كه بسياري او را به عنوان يك ارتشي مي‌شناختند. او پس از اينكه در نهم مهرماه سال ۶۰ فرماندهي نيروي زميني ارتش را به عهده گرفت در ايجاد اتحاد بين ارتش و سپاه نقش ويژه‌اي ايفا كرد و توانست نام خود را در زمره طلايه‌داران وحدت و يكپارچگي نيروهاي مسلح ايران اسلامي ثبت كند. حافظه تاريخ هرگز رشادت‌هاي خالصانه شهيد صياد شيرازي را از ياد نخواهد برد. آنچه پيش رو داريد ماحصل ساعتي همكلامي ما با امير سرتيپ غلامحسين دربندي، از همرزمان شهيد صياد شيرازي است كه شناخت بيش از پيش صياد دل‌ها در اتحاد بين ارتش و سپاه و ايستادگي مقابل متجاوزان بعثي را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

از نحوه آشنايي‌تان با شهيد صياد شيرازي بگوييد.
كسي نبود كه شهيد صياد شيرازي را نشناسد. او چهره آشنا و شناخته شده مردم در كشور ما بود. مي‌گويم مردم چون چهره مردمي و بسيار محبوبي داشت. علت آن هم اين بود كه از همان اوايل پيروزي انقلاب او وارد مبارزه براي حفاظت و حراست از نظام نوپاي جمهوري اسلامي وارد ميدان شد. البته اين را اضافه كنم كه او از مبارزين سياسي قبل از انقلاب بود و عملاً در رابطه با رژيم شاه و رژيم سلطنتي مبارزاتي داشت كه اسناد آن موجود است. گروه‌ها و تيم‌هايي را تشكيل داده بود و آن تيم‌ها با وجهه اسلامي فعاليت‌هايي را در داخل ارتش آغاز كردند. بعد از پيروزي انقلاب هم بلافاصله وارد ميدان شد و چهره آشناي همه مردم بود و من هم به همين دليل او را مي‌شناختم. به خاطر اينكه هم هم‌لباس بوديم و هم در يك يگان خدمت مي‌كرديم. بعد از اينكه او فرماندهي نيروي زميني ارتش را به عهده گرفت ارتباط ما نزديك‌تر شد.

به نظر شما كه يكي از همرزمان صياد هستيد و با ارتباط نزديكي داشته‌ايد، فكر مي‌كنيد عامل موفقيت او در زندگي چه بود؟
درخصوص شهيد صياد شيرازي هم كتاب‌هاي زيادي نوشته شده هم صحبت‌ها و سخنراني‌هاي زيادي انجام شده است اما من فكر مي‌كنم آن چيزي كه بعد از گذشت قريب به ۱۴ سال از شهادت اين بزرگوار مي‌توانيم مطرح كنيم، اهميت او به نماز اول وقت است. به هر صورت اين مرد در تمام صحنه‌هاي زندگي موفقيت‌هاي بسيار زيادي كسب كرده بود. از او سؤال كردم رمز موفقيت‌هاي شما در زندگي چه بود؟ من اعتقاد دارم بهتر است شهدا را با زبان خودشان معرفي كنيم. او در پاسخ جمله ساده و كوتاه اما بسيار پرمعنايي گفت: «من هر چه موفقيت در زندگي كسب كردم از نماز اول وقتي بود كه مي‌خواندم.» شايد اين موضوع به زبان بسيار ساده باشد اما عمل به آن كار آساني نيست. يكي از دوستان يك ماه تمرين كرد تا مثل شهيد صياد نماز اول وقت بخواند دست آخر هم موفق نشد. اين دوست من گفت: گاهي اوقات گرفتاري‌ها، مسافرت‌ها، پروازها و كميسيون‌ها اجازه نداد مثل شهيد صياد دقيق اول وقت در سجاده حاضر باشم و رو به خدا بايستم و مشغول نماز شوم. صياد شيرازي از زبان خودش رمز موفقيتش را تعبد و تقيد به انجام فرايض و به خصوص نماز اول وقت عنوان كرد.

از نظم و برنامه‌ريزي شهيد صياد شيرازي بسيار شنيده‌ايم. در اين خصوص بفرماييد.
همه عدم موفقيت‌هاي ما در زندگي به خاطر نداشتن برنامه و يك جدول زمانبندي است اما شهيد صياد شيرازي از فرصت‌هايش بسيار خوب استفاده كرد. همرزم شهيد سپهبد علي شيرازي دومين عامل موفقيت او را توجه به برنامه‌ريزي مي‌داند: صياد شيرازي در طول روز براي خود برنامه تنظيم مي‌كرد. شايد او در زندگي يك ثانيه وقت بيهوده نداشت. همه چيز را دقيق تنظيم مي‌كرد. من دفتر سر رسيد ايشان را كه باز كردم و تاريخ ۲۱ فروردين يعني روز شهادتش را ديدم كه پر از برنامه‌هاي متعدد بود. روز قبل جدول برنامه روزانه روز بعد خود را تنظيم كرده است. او نوشته بود بيدار شدن از خواب، نيم ساعت قبل از اذان صبح. خواندن نماز شب. در حالي كه همه مي‌دانستند او هميشه نماز شب مي‌خواند اما با اين حال باز هم اين را در برنامه‌ريزي‌اش را نوشته بود. بعد از آن هم نوشته بود خواندن نماز صبح. در حالي كه نماز صبح هم مثل غذا خوردن است و ما هيچگاه آن را نمي‌نويسيم چون جزو برنامه‌هاي معمولي و روتين است اما او آن را نوشته و براي آن زمان تعيين كرده بود. بعد از آن خواندن دعاي عهد بعد هم ورزش را در برنامه‌هايش گنجانده بود. مي‌خواهم بگويم چيزهاي بديهي و روشن را در جدول زمانبندي‌ روزانه‌اش منظور كرده بود و اين را مي‌توان دومين عامل موفقيت او در زندگي دانست. شهيد صياد شيرازي يك روحيه و ايمان بسيار محكم داشت. من او را انساني فداكار شناختم كه در صحنه‌هاي نبرد با روحيه ايثارگري وارد مي‌شد. شجاعت زيادي داشت و بسيار بي‌باك هميشه در خط مقدم حاضر بود. او بيش از پنج بار به شدت مجروح شد. حتي يك بار پاهاي او به شدت آسيب ديد و با ويلچر از بيمارستان بيرون آمد اما با همان حال و با دو عصا به سرعت به منطقه عملياتي رفت و در كردستان مجروح شد. او هميشه در دل خطر بود.

اغلب فرماندهان و شهدا از روحيه ولايتمداري قوي برخوردار بودند، چنين روحيه‌اي را در شهيد صياد شيرازي چطور مي‌ديديد؟
اتفاقاً يكي از ويژگي‌هايي كه ايشان را محبوب كرد روحيه ولايت‌پذيري‌اش بود. روحيه تبعيت از ولايت امر و تبعيت از رهبري شهيد واقعاً مثال‌زدني بود. شايد ما خيلي‌ها را داشته باشيم كه مطيع رهبري و ولايت باشند اما ايشان سواي همه بود و بسيار سعي مي‌كرد اين روحيه را حفظ كند. او چه در زمان حضرت امام(ره) و چه در زمان مقام معظم رهبري بسيار با دقت كوچك‌ترين و ظريف‌ترين فرمايشات رهبري را يادداشت مي‌كرد و سعي داشت همه آنها را انجام دهد. البته لازم است بگويم اين عشق و محبت دو طرفه بود. حضرت امام(ره) در خصوص صياد فرمود: او با تعهد كامل به اسلام و جمهوري اسلامي در طول دفاع مقدس از هيچ‌گونه خدمتي به كشور اسلامي خودداري نكرد. اين جمله بسيار پر معنايي است. حضرت امام(ره) چند قيد را آورده‌اند با تعهد كامل به اسلام و جمهوري اسلامي از هيچ گونه خدمتي خودداري نكرده است. امام(ره) در خصوص كسي اغراق نمي‌كرد. اين نشان مي‌دهد كه حضرت امام(ره) هم ايشان را مي‌شناخت. مقام معظم رهبري هم درخصوص ايشان مي‌نويسند كه سرزمين‌هاي داغ خوزستان و گردنه‌هاي برافراشته كردستان سال‌ها شاهد آبادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد مصمم و شجاع بوده است. بعد اضافه مي‌كند: او سرباز صادق و فداكار دين و قرآن، نظامي مومن پارسا و پرهيزكاري بود. مقام معظم رهبري همچنين مي‌فرمايد او مانند ديگر مردان حق از روزي كه قدم در راه انقلاب نهاد همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا روي دست داشت. اين جمله حضرت آقا نشان از تأييد ايثار، فداكاري و روحيه شجاعت و شهادت طلبي شهيد دارد. ما مي‌بينيم بعد از خاتمه جنگ منافقين به كشور خودشان تجاوز كردند. در آن ايام ديگر شهيد صياد علي‌الظاهر مسئوليت مستقيمي در نيروي زميني ارتش نداشت و جانشين و رئيس بازرسي ستاد كل بود. اما مي‌گفت: به محض اينكه شنيدم، شبانه حركت كردم و خود را به كرمانشاه رساندم و آنجا مشغول سازماندهي نيروها شدم و عملياتي طراحي شد كه به شكست فضاحت بار دشمن انجاميد. اين نشان مي‌داد كه ايشان هميشه آماده فداكاري بود و در صحنه‌هاي نبرد هر جا براي جمهوري اسلامي احساس خطر مي‌كرد بلافاصله حاضر مي‌شد. او سرباز مطيع امر حضرت امام(ره) و رهبري بود وقتي حضرت امام(ره) مي‌فرمود: اسرا مهمان ما هستند. او هم با اسرا مثل مهمان رفتار مي‌كرد در يكي از عمليات‌ها وقتي اسرا را آوردند و به آنها گفتند صياد شيرازي مي‌خواهد شما را ببيند همه از ترس مي‌لرزيدند. چون اسراي عراقي صحبت ‌پيروزي‌هاي شهيد صياد را شنيده بودند و تصور مي‌كردند كه اگر الان صياد شيرازي بيايد يك برخورد خشن و بي‌رحمانه‌اي با آنها مي‌كند. اما وقتي او آمد با ملاطفت و مهرباني با همه آنها مصافحه كرد. تمام اسراي عراقي از چنين رفتاري تعجب كردند. همين موضوع بود كه شهيد صياد را ماندگار كرد و حالا بعد از گذشت اين همه سال مي‌بينيم به محض اينكه به سالگرد شهادتش نزديك مي‌شويم همه رسانه‌ها سعي در درج مطلب دارند يا شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني شروع به پخش برنامه‌هايي از ايشان مي‌كنند و اين چيزي نيست غير از همان روحيه اخلاصي كه در همه سلول‌هاي شهيد صياد موج مي‌زد. اخلاص را با همه وجود و گوشت و پوستش احساس مي‌كرد. انصافاً همين اخلاص آنها باعث شد كه بالاترين اجر را از خداي متعال بگيرند.

بخشي از فرماندهي شهيد صياد شيرازي در دوران حساس جنگ بود، همانطور كه مستحضريد ايشان نقش ويژه‌اي در برقراري اتحاد ميان ارتش و سپاه داشت، لطفا كمي هم از توانايي‌هاي نظامي ايشان بگوييد.
او قدرت و توانمندي سازماندهي، طراحي و هدايت نيروها را به خوبي داشت چراكه صياد داراي يك معلومات نظامي بسيار بالايي بود. قدرت جاذبه‌اي داشت كه بي‌اختيار تمام اطرافيان را جذب خودش مي‌كرد و همه تحت امر ايشان قرار مي‌گرفتند. حتي كساني كه درجه بالاتري از او داشتند در اطاعت از ايشان هيچگونه شك و شبهه‌اي به خود راه نمي‌دادند. او بر اساس نگاه اسلامي و بينش توحيدي و از همه مهم‌تر نگاه انساني در جنگ حضور داشت. او در جهت ايجاد وحدت بين ارتش و سپاه بسيار تلاش كرد. صياد دل‌ها بعد از انتصاب به فرماندهي نيرو زميني ارتش در جهت حفظ وحدت بين ارتش و سپاه دو كار انجام داد. آن زمان شعاري با اين عنوان مي‌دادند: ارتشي، سپاهي دو لشكر الهي. اما او در سخنراني قبل از خطبه‌هاي نماز جمعه گفت من اين شعار را اصلاح مي‌كنم «ارتشي، سپاهي يك لشكر الهي.» بعد از آن، اين شعار باب شد. اين انديشه توحيدي او را مي‌رساند اما دومين كاري كه در زمينه برقراري اتحاد ميان ارتش و سپاه انجام داد و خودش به آن اشاره مي‌كند: «در منطقه عملياتي ديدم قرارگاه عملياتي نيرو زميني كه بني‌صدر هم آنجا بود در يك كارخانه لاستيك‌سازي در دزفول است و برادران عزيز سپاه هم در قرارگاهي در اهواز هستند. بلافاصله به فرمانده قرارگاه نيروي زميني ارتش كه شهيد بزرگوار سرلشكر سيد مسعود منفرد نياكي بود گفتم به فاصله ۴۸ ساعت اين قرارگاه بايد به اهواز منتقل شود. قرارگاه را به اهواز منتقل كردند و در آنجا قرارگاه مشترك ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي را با نام قرارگاه كربلا تشكيل داديم.»

گويي همين، عامل وحدت بين نيروها باعث موفقيت‌هايي در امر جنگ شد؟
در حقيقت مرحله دوم جنگ با وحدت برادرانه نيروهاي مسلح رقم خورد كه مرحله آغاز حملات پيروزمندانه ما به صورت جدي بود، پيروزي‌هاي چشمگير را به دست آورديم. اولين عملياتي كه ايشان در قرارگاه مشترك كربلا طراحي كرد عمليات طريق‌القدس بود كه هشتم آذرماه سال ۶۰ انجام شد و با نام كربلاي ۱ در منطقه عمومي بستان با رمز مقدس «يا حسين» صورت گرفت و در آن پيروزي‌هاي قابل توجهي داشتيم. در عمليات بعدي با نام كربلاي ۲ يا همان فتح‌المبين در منطقه پل چرخه و دشت عباس و ارتفاعات سايت و رادار باز هم موفقيت‌هاي بسياري به دست آورديم. سپس عمليات بزرگ بيت‌المقدس تحت فرماندهي قرارگاه كربلا با رمز مقدس «يا علي‌بن‌ابي‌طالب» در منطقه خرمشهر و جاده اهواز- خرمشهر هم با پيروزي به پايان رسيد. بنابراين مي‌بينيم ثمرات و نتايج ايجاد وحدت آن شهيد بزرگوار جواب داد و ما در ميادين نبرد و صحنه جنگ پيروزي‌هاي بسيار خوبي به دست آورديم كه همگي دستاوردهاي همان وحدتي بود كه صياد شيرازي پايه‌ريزي كرد و بنياد آن را گذاشت و در جهت حفظ آن هم بسيار تلاش كرد.

و سخن پاياني...
زندگي شهيد صيادشيرازي سرتاسر پيام است. ما مي‌توانيم نكات خوبي از زندگي ايشان به دست آوريم و آن را چراغ راه آينده خودمان قرار دهيم. اميدوارم در درجه اول من و كساني كه زندگي ايشان را مطالعه مي‌كنند از زندگي اين شهيد بزرگوار و ديگر شهدا درس‌هايي بگيريم و در طول زندگي خودمان به آن عمل كنيم. آنها راهي با موفقيت طي كردند و به سر منزل مقصود رسيدند و عند ربهم يرزقون شدند. اين بالاترين مدالي است كه خداوند به بنده خودش مي‌دهد و شهيد صياد هم به اين مدال دست پيدا كرد. در واقع شهدا سكوهاي قهرماني را فتح كرده‌اند و از سكوهاي ممتاز بالا رفته‌اند و مدال عند ربهم يزرقون را به گردن آويخته‌اند. بهترين راه اين است كه در طول زندگي پيام‌هاي آنها را در زندگي به كار گيريم تا به آن عمل كنيم. اميدوارم خداوند ما را از شفاعت شهيد صياد و ساير شهدا بهره‌مند سازد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار