
در سالي كه گذشت چه بسيار از اقتصاد مقاومتي گفتيم و نوشتيم. حال كه در آغاز سال جديد قرار داريم نبايد اقتصاد مقاومتي را فراموش كنيم. چراكه به تعبير امام خامنهاي اقتصاد مقاومتي يك شعار نيست؛ يك واقعيت است. وقتي كشور ما در حال پيشرفت است ما نيز بايد افقهاي بسيار بلند و نويدبخشي را مقابل خود ترسيم كرده و اهداف خود را در راستاي آن پايهگذاري كنيم. براي آشنايي با مسير پيش رو ساعتي چند پاي حرفهاي دكتر محمود محمدي نشستيم. او كه يك استاد بسيجي است، دكتري خود را در زمينه مديريت در حوزه منابع انساني كسب كرده است. محمدي از مديريت اقتصاد مقاومتي برايمان سخن گفت. به اعتقاد اين استاد بسيجي با شيوههاي درست مصرف و داشتن تفكري بسيجي، ميتوان به افقهاي بلند مدت دست پيدا كرد.
ويژگيهاي مديريت اقتصاد مقاومتي چيست؟ در ابتدا و براي روشن شدن موضوع به چالشهاي مديريت ميپردازم. طبق تعريف مديريت كه عبارت است از به كارگيري مؤثر منابع مختلف مالي، فيزيكي و انساني در راستاي تحقق اهداف از پيش تعيين شده، ميتوان چالشهاي مديريتي را در دو دسته كلي طبقهبندي كرد.
دسته اول چالشهاي مربوط به استفاده و به كارگيري منابع ملي در دسترس در يك سيستم و سازمان است كه از آن تحت عنوان كارايي در ادبيات مديريتي ياد ميشود. به بيان ديگر يك دسته از چالشهاي اساسي فراروي يك نظام مديريتي در هر سازماني و هر جامعهاي مربوط به چالشهاي كارايي نظام مديريتي ميشود اما دسته دوم، چالشهاي مرتبط با تبيين اهداف، سياستها، تعيين اولويتها و حوزههاي كاري اصلي و مواردي از اين دست است كه از آن هم تحت عنوان اثر بخشي يا كارآمدي ياد ميشود. بنابراين دسته دوم چالشهاي مديريتي مرتبط با كارآمدي و اثربخشي نظام مديريتي است. از اينرو از منظر مديريتي هر سيستمي كه داراي كارايي و اثربخشي كافي باشد آن سيستم عملكرد مناسبي خواهد داشت و ميتوان موفقيت آن را تضمين كرد. نكته ديگري كه بايد در اينجا يادآوري كنم و در آن جاي هيچ شك و شبههاي هم نيست، آن است كه اثر بخشي كارآمد به مراتب مهمتر از بحث كارايي است. يعني پيش از آنكه روي منابع و كارايي تأكيد شود بايد به كارآمدي آن توجه كرد تا هدفگذاريها و سياستهاي كاري مناسب در دستور كار قرار گيرد. صاحبنظران مديريت معتقد هستند كه هيچ مقدار كارايي نميتواند كمبود اثر بخشي را جبران كند. اين نكته بسيار مهمي است يعني اگر سيستمي كارا باشد و از منابع خودش هم به طور شايستهاي استفاده كند اما اولويتها را درست تشخيص نداده باشد قطعاً آن سيستم متضرر ميشود و موفق نخواهد بود. بنابراين فصل مهم در موفقيت استقرار و اجراي هر سيستمي از منظر مديريت اين است كه ابتدا بايد روي اثربخشي آن تمركز كرد بعد در رابطه با بهكارگيري منابع اقدام شود. بنابراين موفقيت اقتصاد مقاومتي از منظر مديريتي همانطور كه عرض كردم مستلزم توجه به اين دو بعد است؛ اثر بخشي بر كارآمدي و كارايي. به اين معنا كه در واقع ابتدا ضرورت دارد مسئولان و مديران پيش از هر كاري حوزهها و زمينههاي كاري خودشان را هدفگذاري كنند.
در اين راستا دقيقاً چه اقداماتي بايد انجام شود؟ بايد حوزههاي اصلي كه ميتواند در اين عرصه مفيد فايده قرار بگيرد مورد بررسي واقع شود، كه در چه حوزههايي ميتوان مقابل تحريمها و خصومتهاي كشور و فشارهاي اقتصادي مقاومت كرد. واقعاً ابتدا بايد آنها را تشخيص داد. در هر سازماني با توجه به شرايط خودش بايد اين حوزهها را مشخص كرد. بعد آنها را اولويتبندي كرده و در نهايت در رابطه با تحقق آنها كه به بحث منابع مربوط است وارد عمل شويم. مثلاً اينكه از منابع ملي چطور ميتوان به طور صحيح استفاده كرد و همين طور چه ظرفيتهايي مورد نياز است. براي استقرار و اجراي راهبرد اقتصاد مقاومتي چنين مسائلي بايد كاملاً بررسي و حل شود. بنابراين توصيه و پيشنهاد من اين است بر اساس يك چارچوب مشخص، بايد سازمانها در بحث اقتصاد مقاومتي از منظر مديريتي و حوزههايي كه ميتوان وارد آن شد و بر اساس آنها تحريمها را دور زد را شناسايي كنند.
اين سخن درستي است كه بگوييم شيوه ورود يا مديريت اقتصاد مقاومتي بايد بسيجيوار باشد؟ قطعاً همين طور است و اصلاً بايد شيوه اجرا و تحقق اقتصاد مقاومتي بر اساس فرهنگ بسيجي صورت بگيرد. حالا از اين واژه با ادبيات مختلف و واژههاي ديگري هم ياد ميشود. به عنوان مثال مقام معظم رهبري در ديداري كه با كارآفرينان داشتند اين را در قالب بحث كارآفريني مطرح كردند و تأكيد بسيار داشتند كه اين روحيه و فرهنگ كارآفريني كه به نوعي واقعاً ميشود گفت فرهنگ بسيجي است بايد در جامعه تحقق پيدا كند و در اين زمينه به مسئولان هم تأكيد بسيار زيادي داشتند.
سازمان بسيج با ساز و كاري كه دارد چقدر ميتواند از پتانسيل خود براي پيشبرد اين اهداف استفاده كند؟ همانطور كه عرض كردم يكي از ابعاد مهم اقتصاد مقاومتي بحث تكيه بر توانمنديهاي داخلي است. بسيج و نقش بسيج در اين زمينه بسيار مهم است. اينكه بتوان به توانمنديهاي مجموعههاي داخلي اعتماد كرد يك روحيه و اعتقاد بسيار مثبت است. براي تحقق چنين امري بايد از نظر مديريتي بتوان بستري را فراهم كرد تا افرادي كه در اين زمينه صاحبنظر هستند و توانمنديهايي دارند وارد ميدان شوند. به نظر من ورود چنين افرادي به اين عرصه بسيار ثمربخش خواهد بود. اين حركت همان حركت بسيجي است كه در واقع بايد در آن به توانمنديها داخلي و قابليتهاي داخل توجه كرد و در اين راستا پيش رفت. من تا آنجايي كه اطلاع دارم به طور كل بسيج سياستهاي خوبي در پيش گرفته است. در حال حاضر تشكيل حلقههاي صالحين كه رويكرد آنها بيشتر بر اساس همين است تا جايي كه امكان دارد از پتانسيل موجود در داخل كشور استفاده ميكنند.
تاكنون در دانشگاهها فعاليتي در زمينه پيشبرد اهداف اقتصاد مقاومتي انجام شده است؟ در دانشگاهها و در حوزههاي مختلف علمي بحثهاي تكنولوژي، نوآوري، خلاقيت و همچنين در زمينه بحثهاي فني و نانو كارهاي بسيار خوبي انجام شده و گزارش عملكردهايي كه در اين جلسات داده ميشود حاكي از اين است كه تحقق بحث و استفاده از توانمنديها تا به حال نقش بسيار مفيدي را داشته است. ما در دانشگاه بيشتر از طريق تشكيل حلقههاي علمي در حوزههاي مختلف در توليد حوزههاي مهمي كه ميتواند در راستاي تحقق سياستها كمك كند جلساتي تشكيل داديم. در زمينه پيشبرد اقتصاد مقاومتي نيز سعي كردهايم بتوانيم حوزههايي را شناسايي كنيم و در قالب برخي پروژههايي كه در سطح ملي باشد آن را تا مرحله اجرا برسانيم.
به نظر ميرسد در دفاع مقدس نيز ما توانستيم به نوعي به اقتصاد مقاومتي ورود داشته باشيم. ضمن توضيح در اين خصوص، بفرماييد آيا از دوران جنگ ميتوان براي حال حاضر الگوگيري كرد؟
بله، البته بنده سعادت حضور در آن دوران را نداشتم كه به طور كامل شرايط آن روزها را درك كنم اما طبيعتاً آن فرهنگ حاكم در دوران دفاع مقدس كه از نمادهاي مهم آن ايثارگري بوده و اكنون ميتواند كاربرد خوبي داشته باشد. چراكه حال حاضر نيز لازمه يك اقتصاد مقاومتي همين ايثار است. مقام معظم رهبري هم در اين زمينه تأكيد دارند كه مردم جامعه بايد اين روحيه و فرهنگ ايثارگري را داشته باشند. به اين معنا كه براي تحقق اقتصاد مقاومتي مردم در خريدهايشان در فضا و تعاملاتشان بيشتر به بخش داخل توجه داشته باشند و حقيقتاً اين بحث مقتضي اين است كه فرهنگ ايثارگري در بين مردم وجود داشته باشد تا هرگونه آسيبي بيمه شود.